معنا که در نزد مردم متعارف است، روایاتی وارد شده باشد، ما هم این معنا را میپذیریم. اما میتوانیم این معنا را به شکل دیگر توجیه کنیم و بهگونهای توضیح دهیم که به اندیشه اسلامی و به روایات و به منطق نزدیکتر باشد.
آدمی همیشه میاندیشد که عمر و روزی فقط نتیجه عملکرد انسان در یک شب نیست. امروز شخصی در اثر بیماریای که از مدتی پیش بوده، میمیرد. چهبسا، اسباب مرگ از چهار یا پنج سال پیش یا از چند ماه پیش فراهم شده بوده و سبب مرگ او شده باشد. یعنی به سبب اتفاقات یک شب نمرده است. امروز، هرکدام از ما زندگی میکنیم، ولی فقط بر اساس کاری که در شب قدر کردهایم، زندگی نمیکنیم، بلکه بر اساس اعمالمان که پیش از شب قدر هم بوده، زندگی میکنیم. از مدتها پیش تحصیل و کار و مهاجرت کردهایم و به کاری مشغولیم و اکنون بر اساس نتیجه فعالیتهایمان خوشبخت یا بدبخت هستیم. اینگونه نیست که انسان در دورهای بدبخت باشد و ناگهان سعادتمند شود، یا در دورهای خوشبخت باشد و ناگهان بدبخت شود. این مسئله دور از ذهن است. بنابراین، باید تفسیر معقولی از شب قدر ارائه دهیم و در عین حال، نباید از چارچوب متناسب با معنای قرآنی و اسلامی خارج شویم.
من دو معنا ارائه میدهم. معنای اول درباره موضوع استجابت دعا و تأثیر آن در حیات آدمی است که إنشاءاللّه در جلسه آینده مطرح خواهم کرد. معنای دوم درباره معنای روزه است. روزه آن چیزی است که سرنوشت آدمی را مقدر میکند و روزه در دهه آخر ماه رمضان یا در هفته آخر این ماه کامل میشود و میبالد. در حقیقت، روزه رمز و راز شب قدر و سبب آن است. این معنا از آیاتی فهمیده میشود که میان روزه و قرآن پیوند برقرار میسازد : « ﴿ شَهرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ القُرآنُ ﴾ .» همچنین از آیه « ﴿ کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِن قَبلِکُم ﴾ .»[337] هنگامی که قرآن در این آیات زمان روزه را ذکر میکند، میگوید : « ﴿ شَهرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ القُرآنُ ﴾ » قرآن همیشه ماه رمضان را با نزول قرآن قرین میسازد، تا میان نزول قرآن و روزه پیوند برقرار سازد. آیا میان این دو پیوندی هست؟ این مسئله را إنشاءاللّه در شبهای آینده بررسی خواهیم کرد. امشب به همین مقدار بسنده میکنیم. این سوره یکی از مهمترین سورههای قرآن است و ائمه در بیشتر نمازها آن را میخواندند و بسیار به آن اهتمام داشتند. به همین سبب، تفسیر آن را با تفصیل بیشتری بررسی میکنیم.
غفراللّه لنا و لکم.
[337]. «روزه داشتن بر شما مقرر شد، همچنانکه بر کسانی که پیش از شما بودهاند، مقرر شده بود.» (بقره، 183)
