و بار گرانت را از پشتت برنداشتیم؟
﴿ الَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ ﴾ ؟
باری که بر پشت تو سنگینی میکرد؟
﴿ وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ ﴾ ؟
آیا تو را بلندآوازه نساختیم؟
﴿ فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْرًا ﴾ .
پس از پی دشواری آسانی است.
﴿ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْرًا ﴾ .
هر آینه از پی دشواری آسانی است.
﴿ فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ ﴾ .
چون از کار فارغ شوی، به عبادت کوش.
﴿ وَإِلَی رَبِّکَ فَارْغَبْ ﴾ .
و به پروردگارت مشتاق مشو.
سوره ضحی و سوره پس از آن، انشراح، که با آیه « ﴿ أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ ﴾ » آغاز میشود، داستان جالبی دارد. رسول اکرم(ص) در انتظار وحی الهی بود تا آن را به مردم اعلام کند. وحی بهطور منظم و پیدرپی نازل میشد. اما یکبار چهل روز گذشته بود و وحی نازل نشده بود. پیامبر(ص) به شدت مضطرب و نگران شده بود، زیرا رسولاللّه، محمد بن عبداللّه(ص) در برابر همه عالم قد علم کرده بود. او نظام اجتماعی و اقتصادی مردم و نظام سیاسی و عقاید و اخلاق و سلوک مشرکان را به چالش کشیده بود. پیامبر(ص) در برابر جمع عرب و عجم قد برافراشته بود و هیچ همپیمان و حامیای غیر از خدا نداشت. البته، پیامبر(ص) حامیانی از قبیله و عشیره خود داشت، اما مدافع و حامی فکری و معنوی نداشت. از این رو، با وحی انس داشت و از آن نیرو میگرفت و هنگامی که وحی نازل میشد، احساس قدرت و آسودگی و استواری میکرد. زمانی که وحی قطع شد، پیامبر(ص) احساس نگرانی کرد، چراکه خود را در برابر جهان و چالشهای جهان تنها میدید. او شدیداً نگران شد و ادامه این نگرانی رنج ایشان را بسیار کرد. چهبسا، سبب انقطاع وحی مسئلهای تربیتی و مراد از آن تأکید این نکته به رسول اکرم(ص) بود که وحی از جانب او نیست و از جانب خداست و نیز تأکیدی بر مردم که وحی از سوی محمد(ص) نیست بلکه از جانب خدای متعال است. رنج پیامبر(ص) به درازا کشید. سپس، این سوره مبارک با این شروع گرمابخش نازل شد : «وَالضُّحَی» سوگند به آغاز روز و زمان تابناک و گرمبخش روز. «وَالَّیلِ اِذا سَجی» و سوگند به تاریکی شب که مناسب و سازگار است و علت راحتی و اطمینان انسان. سوگند به شب و روز و اوقات دلنشین و دلپذیر شب و روز.
پس از این تسلی دادن لطیف الهی، خداوند تأکید میکند که ممکن نیست ما تو را تنها بگذاریم در حالی که تو را یتیم یافتیم و پناهت دادیم و تو را اُمّی یافتیم
