و در عین حال، ضامن ایمان نیز هست، زیرا اگر آدمی ایمان بیاورد، اما به ایمانش عمل نکند، ایمان کمرنگ میشود. این مسئله از طبیعت ویژگیهای روانی است. انسانی که میترسد، اگر ترسش را ادامه دهد و از آنچه میترسد دوری کند، بر ترسش افزوده خواهد شد. فیالمثل، کسی که از دشمن یا دزد یا تاریکی میترسد، اگر ترسش را ادامه دهد و دائماً بترسد، بر این هراس افزوده خواهد شد. اما اگر به ترسش بیتوجه باشد و از آنچه میترسد، دوری نکند؛ مانند کسی که از تاریکی میترسد، اما وارد مکان تاریک میشود؛ یا کسی که از سارق میترسد، اما خود را با او رو در رو میکند، از ترسش کاسته میشود. هر اندازه که به ایمانت بپردازی و به نتایج آن توجه کنی، ایمانت قویتر میشود. اگر آدم مؤمن نمازش را ترک کند، با ترک هر نمازی درجهای از ایمانش ضعیف میشود، اما با خواندن هر نمازی ایمانش قویتر میگردد. این مسئله تنها برای نماز نیست، بلکه هر کاری که از آدمی سر بزند و برای خداوند باشد، ایمانش را قویتر میسازد و هر عملی که برای خدا نباشد، ایمانش را ضعیفتر میکند. بنابراین، میان ایمان و عمل صالح تعامل وجود دارد. ایمان سبب عمل صالح و عمل صالح ضامن ایمان است.
« ﴿ وً تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبرِ ﴾ .» گفتیم که آدمی جزئی از مجموعه آدمیان است و اگر با مجموعه هماهنگ باشد و یکدیگر را نصیحت و سفارش کنند، قدرتمندتر میشود و میماند. اما اگر آدمی در میدان تنها بماند، بیم آن وجود دارد که از میان برود. از همین روست که مصلحان میکوشند جامعه را اصلاح کنند و اگر در این راه ناکام ماندند، جامعهای کوچک یا دوستانی چند یا حزبی یا گروهی یا جمعیتی یا انجمنی تشکیل میدهند، تا در آن زندگی کنند و یکدیگر را نصیحت کنند. در غیر این صورت، آدمی از بین میرود و در خسران خواهد بود. در اینجا باز هم به معنای سوم « ﴿ إنَّ الإنسانَ لَفِی خُسر ﴾ » میرسیم.
اگر آدمی تنها باشد، این تنهایی خطری بزرگ و عمیق برای او خواهد بود. اندکاند کسانی که میتوانند از خطر تنهایی و فردگرایی بگریزند، زیرا آدمی وقتی تک و تنها باشد، از بین خواهد رفت. انسان تنهایی که از او اطاعت میشود، در معرض خطر غرور قرار دارد. از همین رو، حاکمی که مشورت نمیکند، پند دیگران را نمیپذیرد و به حرف دیگران گوش نمیدهد، منحرف و مغرور میشود. پس سفارش به حق اولاً مانع از بین رفتن است، ثانیاً مانع غرور است و چنانکه گفتیم غرور انحراف است، زیرا انسان مغرور احساس بینیازی از دیگران میکند و از دیگران پند و کمکی نمیگیرد و میان خود و دیگران دیواری میکشد. انسان مغرور همچون خاک ساختمان ساختهشده سودی ندارد. انسان مغرور فاسد است و منحرف میشود. پس به یکدیگر سفارش کردن به معنای همکاری و زندگی در یک مجموعه است و این عمل یکی از واجبات مؤمن است. در هیچ عصری انسانِ مؤمن نمیتواند راهِ خود را بهتنهایی ادامه دهد، بلکه باید گروه و جماعتی تشکیل دهد، زیرا در غیر این صورت از بین خواهد رفت. انسان اگر تنها باشد یا ذوب میشود و یا دچار غرور میشود. پس سفارش به حق و صبر برای بقای ایمان و برای بقای عملِ صالح لازم است. ان سان با سفارش به حق و صبر است که میتواند در راهِ حق استقامت و پشتکار داشته باشد، زیرا اگر آدمی پشتکار نداشته باشد، پیروز نخواهد شد. دانه اگر سختیها را در زیر
