الهُدی لِقِلَّـة أَهلِهِ.»[315] (در راه هدایت از شمار اندک حقجویان بیمناک مباش.) هستی و آسمان و زمین و ستارگان و دریاها و کوهها و رعد و بادها و همهچیز در کاروان ما و در خطِ ماست.
بدینجا رسیدیم که مقصود از قسم در قرآن کریم تأکید بر صحت گفته نیست، بلکه مقصود جلب نظر مستمع به قداست چیزی است که بدان سوگند یاد شده است. بنابراین دیدگاه عصر مقدس است. معنای عصر چیست؟ مفسران وجوهِ گوناگونی ذکر کردهاند. برخی گفتهاند که عصر به معنای دهر و زمان و روزگار است. ما میدانیم که زمان و دهر و روزگار آفریدههای مقدس خداوندند، مانند دیگر آفریدهها، زیراکه انسان میتواند از این روزگار و زمان بهرهمند شود. در زمان است که حوادث روی میدهد و روزگار آکنده از درس است. چه بسیار مردمان و شخصیتها و بزرگان و افراد عادی در تاریخ هستند که برای ما عبرتهایی دارند. پس روزگار و عصر امری مهم و عظیم است، و اگر آن را مقدس بشماریم و احترام بگذاریم و عبرتهایش را بیاموزیم، در زندگیمان از آن استفاده خواهیم کرد. بنابر این تفسیر عصر یعنی روزگار.
برخی مفسران میگویند که مراد از عصر عصرِ نبی است. اما چرا به عصر پیامبر قسم یاد شده است؟ بر این اساس که روزگار پیامبر سرشار از خیر و نور بود و آخرین رسالتِ همگانی خداوند در این عصر آغاز شد. به سخن دیگر، روزگار پیامبر روزگاری عظیم است.
اما در ادامه آیه به این نتیجه میرسیم که معنای سوگند متناسب با معنای عصر در مقابل ظهر است. اما چرا؟ پس از قسم به عصر آمده است : «وَالعَصرِ إنَّ الإنسانَ لَفِی خُسر.» انسان در خسران است. علت کاملاً روشن است، زیرا با پایان هر روز یک روز از زندگی آدمی کاسته میشود. با سپری شدن هر روزی، صفحهای از حیات آدمی ورق میخورد. پس انسان دائماً در خسران است. به سخن دیگر، آدمی عمرش را، که تنها سرمایهاش است، هر لحظه از کف میدهد. هر لحظه و هر روز و هر ماه و هر هفته و هر سال چیزی از دست میدهد. این حرف دلیل و برهان دیگری نمیخواهد. اما طبعاً مؤمنان چنین نیستند. پس هنگامی که قرآن میخواهد بگوید که انسان در خسران است، مناسب این است که عصر در مقابل ظهر را به کار بَرَد. اما چرا عصر که باقیمانده روز است؟ به این اعتبار که عصر هنگام آدمی بهروشنی حس میکند که عمرِ روز دیری نمیپاید و روز رو به پایان است، در حالی که صبح آدمی چنین احساسی ندارد، زیراکه جهان نورانی و روشن است. صبح آغاز روز است و خورشید هر لحظه بیشتر میتابد و روشنی فزونی مییابد. اگرچه هر لحظه که از صبح سپری میشود از عمر روز کاسته میشود، اما ملموس نیست. پس از ظهر و بهویژه هنگام عصر، آدمی میبیند که روز رو به پایان است. تناسب قسم و این جمله اقتضا دارد که «والعصر» را سوگند به عصرهنگام معنا کنیم.
حال که به این خسران و نقص مستمر عصر آگاه شدیم، به معنای « ﴿ إنَّ الإنسانَ لَفِی خُسر ﴾ » توجه میکنیم. آیه بدینمعناست که آدمی در هر لحظه چیزی از دست میدهد. بنابراین، انسان در خسرانی همیشگی است. آنچه با سوگند تناسب دارد، این است که عصر را در مقابل ظهر معنا کنیم و این مسئله امری شگفت در قرآن نیست. در قرآن سوگند به آغاز روز و شب و خورشید و غیر اینها آمده است.
[315]. شریف الرضی، محمدبنحسین، نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، چاپ اول : قم، هجرت، 1414ق، خطبه 201.
