این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿وَالْعَصْرِ. ﴾
سوگند به این زمان.
﴿ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْر ﴾ .
که آدمی در خسران است.
﴿ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴾ .
مگر آنها که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و یکدیگر را به حق سفارش کردند و یکدیگر را به صبر سفارش کردند.
در این قسمت از بحثمان مباحث پیشین را کامل میکنیم و از آخرین قسمت از معانی سوره عصر سخن میگوییم. گفتیم که قرآن کریم همه انسانها را در خسران میبیند، مگر اینکه به چهار شرط توجه کنند.
شرط اول ایمان است که درباره آن سخن گفتیم.
شرط دوم عمل صالح است که اگر آدمی عمل صالح انجام ندهد، ایمانش بهتدریج ذوب و از آن کاسته میشود. عمل صالح افزون بر آنکه حافظ ایمان است، رسالت آدمی در زندگی است و مشارکت او در ساختن محیط صالح و ایفای نقش او در بنای جامعه مطلوب است. بنابراین، عمل صالح در ذات انسان یعنی در ایمان او تأثیر دارد. عمل صالح در هستی نیز مؤثر است، چون آدمی در ساختن آن مشارکت میکند. همچنین، در برپایی جامعه تأثیر دارد، چون بر انسانهای دیگر از راه تأثیر اجتماعی بر وضعیت کلی نیز مؤثر است. قرآن کریم کلمه «صالحات» را برگزیده، نه کلمه برّ و یا طیبات و یا سایر اصطلاحات قرآنی را. انتخاب کلمه «صالحات» در کنار مفهوم تربیتی آن به منظور تشویق انسان برای انجام دادن این امور، دلالتی آشکار بر آثار این کلمه و تأثیر این اعمال بر ذات انسان و بر مردم و بر هستی دارد، چراکه با کلمه «اصلاح» همخانواده است. اصلاح و صلاح و مصلح کلمات همخانواده و مشتق از یک مصدر هستند. پس وقتی قرآن کریم انسان را به عمل صالح تشویق میکند، به او یادآوری میکند که در عمل صالح، اصلاح برای نفس تو و جهان و خانواده تو و همه مردم وجود دارد.
شرط سوم سفارش کردن یکدیگر به حق است. همانطور که میدانیم تواصی دو طرفه است. از همین رو، این کلمه بر مسئولیت دو طرفه بین انسانها دلالت دارد. این تعبیر و تأکیدی است بر اهمیت توجه به عمل دیگران. من حق ندارم که بگویم من کار خود را میکنم و کار دیگران به من ارتباطی ندارد. اگر به کار دیگران بیتوجهی کردم و دیگران نیز به کار من بیتوجهی کردند، خیر و خوبی نزد من و نزد آنان ذوب و کاسته میشود و از بین میرود. پس فضای صالح که زاییده سفارش کردن به یکدیگر
