داشته باشد. پسری مییافت، از هر جایی، و او را پسر خود میدانست و به خود نسبت میداد. این نظام فرزندخواندگی در اصل بیحرمتی به دختر بود. به هر روی، اینکه زن را به فرزندی قبول نداشتند، پیش از اسلام رایج بود. ازجمله فرزندخواندگان، زید بن حارثه، فرزند شرحبیل، بود که بنده رسولاللّه(ص) بود و رسولاللّه(ص) او را آزاد کرد و سپس، اسلام آورد. هنگامی که پدرش آمد تا او را ببرد، نپذیرفت که با پدرش برود و از بزرگان صحابه رسولاللّه(ص) باقی ماند. با پیامبر(ص) زندگی کرد و از یاران گرانقدر او بود. پیامبر(ص) خواست که دخترعمه خود، زینب را که نوه عبدالمطلب بود، برای زید خواستگاری کند. زینب در خانه عبدالمطلب به دنیا آمده بود و رسولاللّه(ص) او را از کودکی میشناخت و شناخت او تازه نبود. هنگامی که رسولاللّه(ص) از زینب خواستگاری کرد، زینب و برادرش، عبداللّه، گمان کردند که رسولاللّه(ص) زینب را برای خود خواستگاری میکند. درنتیجه، موافقت کردند. اما چون دریافتند که خواستگاری برای زید بوده، نپذیرفتند که با کسی که پیش از این بنده بوده، ازدواج کند. رسولاللّه(ص) به زحمت افتاد و این آیه قرآن نازل شد : « ﴿ وَمَا کَانَ لِمُؤْمِن وَلَا مُؤْمِنَـة إِذَا قَضَی اللهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یکُونَ لَهُمُ الْخِیرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یعْصِ اللهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِینًا ﴾ .»[156] پس از نزول این آیه زینب قبول کرد و عبداللّه نیز پذیرفت که زینب با زید ازدواج کند. اما زندگی مشترک آن دو ناموفق بود. زید دهها بار به رسولاللّه(ص) مراجعه کرد تا همسرش را طلاق دهد و رسولاللّه(ص) به او میفرمود : «همسرت را نگه دار.» چنانکه در آیه آمده است : « ﴿ وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللهُ عَلَیهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَیهِ أَمْسِکْ عَلَیکَ زَوْجَکَ وَاتَّقِ اللهَ ﴾ .»[157] پس از آن خداوند، ( سبحانه و تعالی ) ، اراده کرد که نظام فرزندخواندگی را براندازد، و منکر آن شود که فرزندخوانده، پسر حقیقی است، و پیامبر(ص) کوشید این عادت را منسوخ کند. بنابراین، بر رسول(ص) تکلیف شد که این مأموریت را انجام دهد و این عادت را براندازد. بدین جهت از آغاز سوره احزاب این سمت و سو را در این سوره مبارک میبینیم : «﴿وَمَا جَعَلَ أَدْعِیاءَکُمْ أَبْنَاءَکُمْ ذَلِکُمْ قَوْلُکُمْ بِأَفْوَاهِکُمْ وَاللهُ یقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ یهْدِی السَّبِیلَ ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللهِ. ﴾»[158]
بنابراین، فرزند ناخوانده، فرزند حقیقی نیست و باید موضع قاطعی گرفت تا رسولاللّه(ص) این عادت را براندازد و کرامت را به دختران و زنان بازگرداند و کیان خانواده را تصحیح کند و حد و مرزی برای کیان خانواده بگذارد و سازماندهی دقیقی برای آن بنا نهد. از آن رو، پس از آنکه زید همسرش را طلاق داد، با زینب ازدواج کرد.
اما این تفکر که رسولاللّه(ص)، العیاذ باللّه، چون زینب را دید به او تمایل پیدا کرد، تفکر غلط و اشتباهی است، چراکه رسولاللّه(ص) زینب را از کودکی میشناخت و با هم رشد کردند. سن زینب هنگام ازدواج چهل و هفت سال بود و رسولاللّه(ص) هم در آن هنگام پنجاه و پنج ساله بودند. رسولاللّه(ص) او را میشناخت و او نیز آمادگی ازدواج با ایشان را داشت، اما آمادگی ازدواج با زید را نداشت. اینجا ابعاد این افسانه روشن میشود. این مسئله و این داستان و این
[156]. «هیچ مرد مؤمنی را نرسد که چون خدا و پیامبرش در کاری حکمی کردند، آنها را در آن کارشان اختیاری باشد. هرکه از خدا و پیامبرش نافرمانی کند، سخت در گمراهی افتاده است.» (احزاب، 36)
[157]. «و تو به آن مرد که خدا نعمتش داده بود و تو نیز نعمتش داده بودی، گفتی : زنت را برای خود نگه دار و از خدای بترس.» (احزاب، 37)
[158]. «فرزند خواندگانتان را فرزندانتان نساخت. اینها چیزهایی است که به زبان میگویید و سخن حق از آن خداست و اوست که راه مینماید. پسرخواندگان را به نام پدرشان بخوانید که در نزد خدا منصفانهتر است.» (احزاب، 4-5)
