گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 126

خود داستانی نقل می‌کند که برای توضیح این نوع تفکر مناسب است. او می‌گوید که در زمان‌های گذشته، در زمانه‌ای که مردم به جای ترازوهای جدید و دقیق امروزی از سنگ یا گِل برای وزن کردن استفاده می‌کردند، مردی که مرض خوردن خاک یا گِل داشت، به دکان آمد تا کمی شکر بخرد. کمی شکر خواست. صاحب دکان وزنه‌ای گِلی در کفه ترازو گذاشت و رفت تا شکر بیاورد. مشتری غیبت صاحب دکان را غنیمت شمرد و تکه‌ای از وزنه گِلی را خورد. صاحب دکان متوجه شد و از همین رو، رفتن و آمدن خود را تکرار کرد تا مشتری وقت بیشتری برای خوردن خاک داشته باشد تا از وزنه‌ای که شکر را با آن می‌کشد، کاسته شود. مشتری نیز تصور می‌کرد که فرصت را غنیمت شمرده و چیزی را می‌خورد که از آن لذت می‌برد، در حالی که او از سهم خویش می‌خورد و وزن شکرش کم می‌شد و پول بیشتری پرداخت می‌کرد. مولوی می‌گوید انسانی که از فرصت‌ها استفاده می‌کند تا مرتکب گناه شود، بسیار به این فرد شبیه است. تصور می‌کنیم که با ارتکاب گناه از فرصت‌ها استفاده کرده‌ایم، اما در حقیقت گناهان و سیئاتی که از آن‌ها نهی شده‌ایم، به مصلحت آدمی نیست بلکه به گمراهی شخصی یا اجتماعی می‌انجامد. از اینجا به این نتیجه می‌ر سیم که همه محرمات برای انسان محدودیت نیست، بلکه برای صیانت از انسان و ارتقای اوست و تلاشی است برای حفظ سلامت نفس و فکر و جسم او. جدای از این‌ها، مسئله حلال و حرام انسان را از آنچه هست بالاتر می‌برد تا در محیط خود ذوب نشود و شایستگی یابد تا جانشین خدا باشد، نه اینکه موجودی زمینی و معمولی باشد. با این معنا آیات ادامه می‌یابد : « ﴿ وَ مَن جاهَدَ فَإِنَّما یُجاهِدُ لِنَفسِهِ

همچنین می‌خوانیم : « ﴿ أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یعْمَلُونَ السَّیئَاتِ أَنْ یسْبِقُونَا سَاءَ مَا یحْکُمُونَ .» قرآن کریم نتیجه را این‌گونه خلاصه می‌کند : « ﴿ إِنَّ اللهَ لَغَنِی عَنِ الْعَالَمِینَ .» بنابراین، نه کسانی که مرتکب گناه می‌شوند، از فرصت‌ها استفاده کرده‌اند و نه آنان که به جهاد و وظایف خویش پرداخته‌اند، خسران دیده و از لذت‌ها محروم شده‌اند، بلکه به سود خود جهاد کرده‌اند و اوج گرفته‌اند و سرشت ذاتی و اجتماعی استواری برای خود ساخته‌اند.

دوم، نکته‌ای که نیکوست بر آن تأکید شود، و آن را از کلمه «یَسبِقُونا» می‌فهمیم، این است که ظالمان یا دشمنان، کسانی که وسایل ظلم بر مؤمنان را آماده می‌کنند و کسانی که بر ضد انسان و سلامت انسان پنهانی توطئه می‌کنند، گمان نبرند که از ما گریخته‌اند و در گوشه‌ای پنهان از خدای، ( سبحانه و تعالی ) ، این کار را انجام داده‌اند. این ممکن نیست، ظلم هم دوام ندارد. انسان مؤمن و درستکار به مجرد مواجهه با ظلم، ولو اینکه تأخیر کند، بازخواهد گشت، چراکه فعالیت انسان مؤمن فعالیتی هماهنگ و همساز با هستی است و در جهان جاودانه است. اما کارهای گناهکاران، حتی اگر از مؤمنان پیش بیفتند، فعالیتی هماهنگ و همساز با حقیقت هستی نیست، بلکه حرکتی مخالف امواج هستی و حرکت هستی است. بنابراین، این فعالیت‌ها محکوم به نابودی و فناست. همچنین است وضعیت ما با دشمنانمان. این معنا را به شکلی واضح از آیاتی که در واقعه بدر نازل شده می‌فهمیم. آنجا که می‌خوانیم : «﴿وَلَا یحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لَا یعْجِزُونَ وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ