گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
374
ضعیف به وجود میآید، نشان میدهد، بهخصوص که در روایات سماعه، و تعدادی دیگر از روایات، مستحق زکات فقط کسی نیست که قوت لایموت نداشته باشد، بلکه حتی میتواند کسانی را هم که خانه و نوکر دارند شامل شود و این خود بهترین تأیید مدعای ماست.
در روایت عبدالرحمان بن حجاج و روایاتی دیگر، گرفتن زکات برای توسعه زندگی و بالا بردن سطح معاش�� مجاز دانسته شده است.
در روایت عاصم بن حمید، برای بهبود معیشت و بهتر زندگی کردن دستور پرداخت زکات داده شده و داشتن گوشت و خرما که زندگی خوب آن زمان بوده، مانع استحقاق زکات نبوده است. در ذیل همین روایت و روایات دیگر با کمال صراحت لفظ «سعهم» به کار رفته است که نشان میدهد حقوقی که بر اغنیا واجب است موجب توسعه معاش فقراست و اگر کافی نبود بیشتر واجب میشد، و بالأخره هرچه سطح زندگی طبقات مرفه بالا برود با پرداخت این حقوق سطح زندگی طبقات ضعیف را هم بالا خواهند برد و تعادل منطقی و صحیح، که زاییده فکر نگارنده نیست بلکه روایات گذشته با صراحت بر آن گواه است، به وجود میآید.
در اینجا باید توجه خوانندگان را به حقیقتی جلب کنم: در دین اسلام دستور پرداخت زکات و یا خمس بهطور کلی صادر شده است و نتایج آن هم به عرض رسید. اجرای این حکم الهی و طریق عملی کردن این قانون مقدس بر عهده زمان واگذار شده است تا به هر طریق که حاکم مسلمین مصلحت دید آن را اجرا کند.
تصور میشود برای آنکه پرداخت زکات شکل زنندهای پیدا نکند و آبروی کسانی را نریزد و فقرا را از کار باز ندارد، میتوان زکات و خمس را به شکل بیمههای اجتماعی کارگران درآورد. به این ترتیب، پرداخت آبرومندانه میشود و ضررهای بخشش رایگان به بار نخواهد آمد.
تأسیس کانونهایی برای تأمین معشیت فقرای دارای نقص عضو و فراهم آوردن وسایل کار به فراخور امکان آنان از بهترین شکلهای پرداخت زکات است و بالأخره بهداشت رایگان و وسایل ارتقأ فرهنگ عمومی، از عملیترین راههای مؤثر کمک به طبقات مستحق زکات شمرده میشود.
راهحلی که به وسیله خمس و زکات برای تعدیل اختلاف طبقاتی در نظر گرفته شده، درحقیقت، بالا بردن سطح زندگی طبقات محروم است.
باید افزود که در دین اسلام راهحل دیگری نیز وضع و تدوین شده است که در واقع برای جلوگیری از ایجاد شکافهای عظیم اختلاف طبقاتی است.
قیود و محدودیتهایی که در این دین، برای تحصیل ثروت، تشریع شده از حرمت ربا، که اساس سرمایهداری امروز دنیا را به وجود آورده است، تحریم احتکار، جلوگیری از معاملاتِ «جزاف» و «غرر»، که احیاناً موجب ثروتهای بیکران است و گاه سبب ضرر میشود و از این جهت به قمار شبیه است، و بعد از ��ینها قوانین ارث یکباره سرمایه عظیمی را به چند سرمایه کوچک مبدل میکند و بنابراین میتوان گفت غالباً ثروتهای افسانهای به وجود نمیآید.
این مطلب خود درخور یک مقاله فنی مفصل و دامنهدار است، که در دین اسلام سعی شده است از تظاهر به ثروتمندی جلوگیری شود تا حتیالمقدور از ایجاد شکافهای عظیم و تجلی آنها در روحیه افراد پیشگیری شود.
ریخت و پاش (تبذیر و اسراف) حرام گردیده و
مُترَفین همه جا ملامت شدهاند. یکی از اساتید بزرگ معتقد بود لباسِ شهرت یعنی لباسی که سبب مشهور شدن شخص شود به همین دلیل حرام شده است. چه تظاهر به تجمل خود سبب شهرت است.
تا اینجا اختلاف طبقاتی از نظر سطح زندگی و کیفیت امرار معاش مطرح بود و راهحل پیشنهادیِ دین مقدس اسلام را بررسی میکردیم. اکنون اختلافات دیگر مردم را، از قبیل اختلاف در قوای بدنی، فکری، تفاوت در عواطف و اخلاق و استعداد فنی و هنری را به اجمال بیان میکنیم.
در این مورد، نهتنها در دین اسلام سعی بر رفع این اختلافات دیده نمیشود (برخلاف روش مارکسیسم)، بلکه از پارهای کلمات بزرگان اسلام استفاده میشود ک�� وجود این تفاوتها لازم و رحمت است. این تفاوتها سبب میشود که وظایف گوناگون اجتماع را هرکس برحسب استعداد خود بر عهده بگیرد و هیچ وظیفهای زمین نماند. هرکس برحسب ذوق و تخصص فکری و علمی خود متعهد کاری میشود و جامعه از تخصص و تفاوت نیروی فکری و هنری و صنعتی او با دیگران بهرهمند میگردد.
برای اینکه این تفاوتها کدورتی ایجاد نکند و سبب تفاخری نشود و صمیمیت یک جامعه که به اعضای گوناگون نیازمند است به هم نخورد، دستورات اخلاقی بسیار وسیعی برای وظایف افراد خانواده نسبت به یکدیگر و نسبت به همسایه و دوستان و غیره داده شده است و برای تعاون و همکاری و جلوگیری از هر نوع سوءتفاهم تأکیدات بلیغی به عمل آمده که خود درخور یک بحث مشروح و دامنهدار است.
