گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
372
وضع امیرالمؤمنین(ع) علی الخیل العتاق الراعیة فی کل عام دینارین و جعل علی البراذین دینارا
حضرت علی(ع) در هر سال بر هر اسبی دو دینار و بر هر الاغی یک دینار قرا�� داد.
از مشاهده تعبیر «وَضَعَ» روشن میشود که مالیات خاصی در صورت لزوم مقرر میشده و برای تأمین هزینه سازمان حکومتی از اموال مخصوصی مطالبه میشده است. این مالیاتها در هنگام تعبیر و نقل به لفظ (وضع امیرالمؤمنین علی(ع) ...) نقل میشده نه مثل روایات و آیاتی که برای وضع و تشریع زکات و خمس وارد شده است. هرچند جماعتی از فقهای بزرگ روایت یاد شده را دلیل بر استحباب زکات گرفتهاند، ولی از ظاهر عبارت آنچه گفته شد به دست میآید. در هر صورت در عبارات زکات و خمس کمتر چنین تعبیری یافت میشود.
حال ببینیم قانون خمس و زکات برای حل مشکل ما یعنی اختلاف طبقاتی چه تأثیری خواهد داشت.
در دو آیه شریفه و روایتی که گذشت روشن شد که مورد مصرف خمس و زکات طبقات مستمند هستند، همانطور که مفهوم روایت گذشته این بود که مقداری که اغنیا باید بپردازند بهطور حتم کفاف معیشت فقرا را میدهد. و اینک به چند روایت زیر توجه کنید:
1. عَن اَبی بَصیر قَالَ سَالتُ اَبا عَبدِاللهع، عَن رَجُل من اصحابنا لَهُ ثَمانَمأة دَرهِمَ وَ هُوَ رَجُلٌ خَفَافٌ و لَهُ عِیالٌ کَث��ره لَهُ اَن یَأخُذَ مِنَ الزَّکَوة؟ فَقَال یا اَبا مُحَمَّد أیربحُ فی دراهمِهِ ما یَقوتُ بِهِ عِیالَهُ و یَفضَلُ؟ قال قلت نَعَم. قال کَم یَفضَلُ؟ قلت لا اَدری. قال اِن کانَ لا یَفضَلُ عَنِ القُوتِ مِقدارُ نِصف القُوتِ فَلا یَأخُذُ الزَّکَوة وَ اِن کانَ اَقَلَّ مِن نِصفِ القُوتِ اَخَذَ الزَّکَوه، قُلتُ فَعَلَیهِ فی مالِهِ زَکَوة تَلزِمُهُ؟ قال بَلی. قُلتُ کَیفَ یَصنَعُ؟ قالَ یُوسّعَ بِها عَلَی عِیالِهِ فی طَعامِهِم وَ کَسوَتِهِم وَ یَبقی مِنها شَیئاً یَناوُلُهُ غَیرُهُم وَ ما اَخَذَ مِنَ الزَّکَوة فِضَّه عَلی عِیالِهِ حَتی یُلحِقَهُم بِالناسِ
در این حدیث شریف مرد کفشدوزی که فقط هشتصد درهم سرمایه دارد فرض شده و در صورتی که از این سرمایه ناچیز اندکی بیش از قوت خانوادهاش درآمد داشته باشد اجازه گرفتن زکات به او داده شده است و در آخر روایت با کمال صراحت فرمودهاند: آنچه از زکات دریافت کرد، برای توسعه و بالا بردن سطح زندگی خانوادگی خود مصرف کند تا با سایر مردم همسطح شود.
مشاهده میشود که پرداخت زکات به یک خانواده��� فقیر، هرچند کاسب باشد و قوت لایموت بلکه اندکی بیشتر داشته باشد، آنقدر ادامه دارد تا سطح زندگی آنها با سطح عادی زندگی مردم دیگر یکسان شود و اختلاف طبقهای رفع شود.
2. موثقه سَماعَة: قال سَألتُ اَبا عَبدِاللهع عَن الزَّکَوة هَل تَصلَحُ لِصاحِبِ الدارِ وَ الخادِمِ؟ قال نَعَم ...
حضرت صادق(ع) پرداخت زکات را به مردی که آبرومند است و خانه و خادم دارد تجویز میفرمایند و روایات بسیار به این مضمون وارد شده است، یعنی داشتن خدم و حشم و خانه و حتی شتر، چنان که در روایات اسماعیل بن عبدالعزیز آمده است، مانع از زکات نیست، در صورتی که درآمدش کفاف شأن او را نکند.
3. رِوایَة عَبدالرَّحمنِ بنِ حجاج عَنِ الرَّجُلِ یَکُونُ اَبُوه اَو عَمُّه اَو اَخُوهُ یَکفیهِ مَؤونَتَهُ اَیَأخُذُ مِنَ الزَّکوة فیتوسع بِهِ اِن کانُوا لا یُوسعّونَ عَلَیهِ فی کُلّ مایَحتاجُ اِلَیهِ؟ فَقالَ لا بَأسَ.
در این حدیث برای کسی که درآمد ثابتی از اقوام خود دارد ولی در تنگناست زکات گرفتن به منظور
