گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 371

تشریع‌ این‌ احکام‌ الهی‌ به‌ خوبی‌ مدعای‌ ما را روشن‌ می‌سازد:
1. « ﴿ وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْء فَأَنَّ لِلهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَی وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِن کُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللهِ .» [135]
2. « ﴿ اِنَّمَا الصَّدَقاتُ‌ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَا��ْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِی الرِّقَابِ وَالْغَارِمِینَ وَفِی سَبِیلِ اللهِ وَابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِّنَ اللهِ وَاللهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ .» [136]
از طرفی‌ روایات‌ متعددی‌ به‌ مضمون‌ حدیث‌ شریف‌ زیر وارد شده‌ است. زراره‌ و محمد بن‌ مسلم، به‌ سند صحیح‌ از حضرت‌ صادق(ع)، روایت‌ می‌کنند که‌ فرمود:
‌خداوند متعال‌ در اموال‌ اغنیا و ثروتمندان‌ حقی‌ برای‌ فقرا به‌ مقدار کفاف‌ آنان‌ قرار داد و اگر می‌دانست‌ این‌ مقدار کفاف‌ فقرا را نمی‌دهد، زیادتر قرار می‌داد.
با مطالعه‌ و دقت‌ در این‌ سه‌ دلیل‌ و سایر ادله‌ خمس‌ و زکات‌ روشن‌ می‌شود که‌ برای‌ خمس‌ شش‌ مصرف‌ و برای‌ زکات‌ هشت‌ مصرف‌ معین‌ شده‌ است. سه‌ ششم‌ از خمس‌ که‌ به‌ نام‌ سهم‌ سادات‌ معروف‌ است‌ و عشر منافع‌ می‌شود، برای‌ یتیم، فقیر و ابن‌السبیل‌ اختصاص‌ داده‌ شده‌ است‌ و در زکات‌ پنج‌ محل‌ و مورد مصرف‌ را فقیر، مسکین، بدهکار، برده، و ابن‌السبیل‌ تشکیل‌ می‌دهد. سهم‌ عاملین‌ هم، درحقیقت، برای‌ مخارج‌ سازمان‌ زکات‌ است. سهم‌ «مولفه‌ قلوبهم‌» یک‌ مصرف‌ سیاسی‌ است‌ و سهم‌ «سبیل‌الله‌» نیز بنا بر تعریف‌ جمعی‌ از فقهای‌ بزرگ‌ می‌تواند هر نوع‌ کار خیر باشد و شامل‌ مصارف‌ سیاسی‌ و دینی‌ می‌شود و در هر ح��ل‌ مسلّم‌ می‌شود که‌ سهم‌ سادات‌ به‌طور کامل‌ و زکات‌ به‌طور غالب‌ یعنی‌ پنج مصرف‌ از هشت‌ مصرف‌ آن‌ اختصاص‌ به‌ طبقات‌ محروم‌ اجتماع‌ دارد و بنابراین‌ از وجوهی‌ که‌ به‌ مصارف‌ سازمان‌های‌ دولتی‌ و امور عامه‌ مسلمین‌ برسد، نیست. به‌ همین‌ دلیل‌ اطلاق‌ مالیات‌ اسلامی‌ بر آن‌ها صحیح‌ نیست. لازم‌ است‌ متذکر شویم‌ که‌ در نیم‌ قرن‌ اخیر دولتها در پاره‌ای‌ از شئون‌ مربوط‌ به‌ طبقات‌ محروم‌ به‌ شکل‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ کارگران، بهداشت‌ مجانی، نوانخانه‌ها و امثال‌ آن‌ مداخله‌ و برای‌ این‌ منظور مالیات‌ مطالبه‌ می‌کنند و در این‌ صورت‌ می‌توان‌ اسم‌ چنین‌ مالیاتی‌ را بر خمس‌ و زکات‌ اطلاق‌ کرد.
در هر صورت، منظور ما از این‌ بحث‌ یک‌ مناقشه‌ اصطلاحی‌ نیست، بلکه‌ مطلوب‌ ما اثبات‌ این‌ حقیقت‌ است‌ که‌ زکات‌ و خمس‌ برای‌ رعایت‌ و حمایت‌ طبقات‌ محروم‌ وضع‌ شده‌ است. روایت‌ گذشته‌ با صراحت‌ به‌ این‌ حقیقت‌ گواه‌ است.
برای‌ تأ‌کید و تأ‌یید این‌ استنباط‌ اضافه‌ می‌کنیم‌ که‌ در پاره‌ای‌ از روایات‌ دیده‌ می‌شود که‌ مولی‌ امیرالمؤ‌منین(ع)‌ بر قسمتی‌ از اموال‌ مسلمانان‌ در ایام‌ خلافت‌ مالیات‌ قرار دادند، چنان‌ که‌ از حدیث‌ معتبر و صحیحی‌ که‌ زراره‌ و محم�� بن‌ مسلم‌ از حضرت‌ باقر و صادق‌(ع)‌ نقل‌ کرده‌اند استفاده‌ می‌شود:

[135]. «و اگر به‌ خدا ایمان‌ آورده‌اید، بدانید که‌ هرگاه‌ چیزی‌ به‌ غنیمت‌ گرفتید خمس‌ آن‌ را از آنِ‌ خدا و پیامبر و خویشاوندان‌ و یتیمان‌ و مسکینان‌ و درراه‌ماندگان‌ است.» ( انفال‌ / 41 ) مالکیت همه‌چیز از آن خداست. خداوند متعال، نسبت به بخشی از آن در چارچوب امانت و ایفای مسئولیت و در قالب مالکیت خصوصی، به انسان حق تصرف و مصرف داده است، امّا مواردی را مثل اموال حکومتی و عمومی از شمول تصرف فرد درآورده است. از نظر عده‌ای، در آیه خمس، ابتدا شارع مقدس بیست درصد درآمدها را از دایره ملکیت خصوصی خارج می داند، و لذا نمی‌فرماید که «﴿فاَنَّ‌ خُمُسَهُ ‌لِلهِ‌ وَ‌ لِلرَّسُولِ و ....».
[136]. «صدقات برای‌ فقیران‌ است‌ و مسکینان‌ و کارگزارانِ‌ جمع‌آوری‌ آن. و نیز برای‌ به‌ دست‌ آوردن‌ دل‌ مخالفان‌ و آزاد کردن‌ بندگان‌ و قرض‌داران‌ و انفاق‌ در راه‌ خدا و مسافران‌ نیازمند و آن‌ فریضه‌ای‌ است‌ از جانب‌ خدا. و خدا دانا و حکیم‌ است.» ( توبه‌ / 60 )