مخصوصاً شرایط زندگی مادی و سطح زندگانی، با هم متفاوتاند.
تجمل طبقه بوروکرات، حزبی و نظامیان تا آنجا میرسد که انسان را به یاد نظامهای فئودالیته و سرمایهداری میاندازد.
افکار گوناگون و تمایلات مختلف، حتی در بعضی از تربیتشدهها و رهبران حزبی دیده میشود، و گاه و بیگاه آنان به ارتجاع، تندروی، چپروی و خیانت متهم و اخراج میشوند.
سرِّ این اختلاف طبقاتیِ به شکل جدید این است که عوامل مادی و شرایط پدیدآورنده طبقهها در این رژیم باقی است و امکان زوال ندارد. با بقای علت چگونه میتوان انتظار داشت معلول رفع شود و مشکل ما حل گردد، گرچه یکی از عوامل مهم اختلاف یعنی اختصاص ابزار تولید مرتفع شد و از انحصار در آمد؟
عامل توارث نیز، با ریشههای محکم خود، اختلافات عظیم بدنی، فکری، هنری، اخلاقی و حتی سلیقه زندگی را ماندگار میکند.
تئوری حداقل معیشت
کشورهای مترقی سرمایهداری، با یک سلسله قوانین و اقدامات اصلاحی، یک حدا��ل معیشت، شامل غذا و لباس و مسکن برای طبقات محروم و ضعیف در نظر گرفته و، به عقیده خود، این آلام اجتماعی را درمان کردهاند.
در برابر این نظریه باید گفت، شما با این تصمیم مسلماً توانستهاید از مرگ طبقات ضعیف و محروم جلوگیری کنید. به این ترتیب، دیگر طفلی به چرا نمیرود، از بیدوایی کسی نمیمیرد، در زمستان هلاکت از سرما اتفاق نمیافتد، ولی آیا به این وسیله شکاف عظیم اختلاف طبقاتی را پر کردهاید؟ آیا این فاصله زیاد، که به تدریج توسعه مییابد، باز برای اجتماع مشکلی ایجاد نمیکند؟ آیا زندگی تجملی و افسانهای طبقه ثروتمند، که تا ابد از دسترس طبقات محروم بهدور است، غضب و نارضایتی آنان را برنمیانگیزد؟
آیا این دسته از خلق خدا، که قوانین غلط اجتماعی آنان را محروم کرده و هیچ نمایندهای در قوه قانونگذاری و قوه مجریه ندارند، باید برای همیشه یک زندگی مرفه را در احلام و آرزوهای خود ببینند.
راه اسلام
دین اسلام، با واقعبینی، این اختلاف طبقاتی را دیده و برای آنچه از این اختلاف خطرناک تشخیص داده، یعنی اختلاف در سطح زندگی مادی و نتایج و آثار آن، راه��لی اندیشیده و در سایر قسمتها با دستورات اخلاقی و تربیتی نتایج صحیحی از این اختلاف گرفته است.
تشریع خمس و زکات قانون مقدسی است که برای تعدیل زندگی طبقات مختلف وضع شده است. شاید در نگاه نخست چنین تصور شود که خمس و زکات در شمار مالیاتهای اسلامی محسوب است و عدهای از نویسندگان هم بهطور مسلّم به این رأی معتقد شدهاند.
باید دانست که مالیات در طول تاریخ معانی متفاوتی داشته است. اگر مالیات را برحسب معنیِ معروف و تاریخی آن به وجوهی که «دولت برای اداره سازمانهای خود و حفظ مملکت از تجاوز و تأمین امنیت داخلی و نظایر آن میگیرد» تعریف کنیم، به هیچ وجه خمس و زکات را نمیتوان مالیات دانست.
مطالعه و دقت در آیات خمس و زکات و ادله
