گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
368
این تفاوتها، وقتی از یک نسل تجاوز کند، بهتدریج، شدت میگیرد و خودبهخود این تفاوت جسمی و روحی، مادی و معنوی تبدیل به شکافهای عظیم صنفی، طبقهای و ملی میشود و فاصلهها رفتهرفته زیاد و زیادتر میگردد.
تأثیر انقلاب صنعتی اروپا
انقلاب صنعتی، توسعه روزافزون سرمایهداری و تکامل وسایل ارتباط و بالأخره، ایجاد تمرکز در همه امور اجتماعی، شرایط مساعدی برای تشدید این اختلاف و توسعه این شکاف در همه جوانب و بهخصوص در زندگی مادی مردم به وجود آورد.
سرمایههای کوچک، با مساعدت شرایط، به سرمایههای بزرگ تبدیل شد و بهتدریج کمپانیها، کارتلها و تراستها را به وجود آورد. قدرت دولتها در مقابل قدرت این سازمانهای اقتصادی ناچیز شد. سرمایههای متوسط و ضعیف، که نتوانست شرایط مساعدی تحصیل کند، به علت عدم امکان رقابت، بهتدریج، از بین رفت. اعضای طبقات متوسط به طبقه اوّل مبدل شدند یا در سلک طبقات ضعیف و محروم درآمدند. پیشرفت صنایع، توسعه بانکداری، نظامهای عالیِ تولید، استعمار ممالک ضعیف و ایجاد بازارهای جهانی و بالا رفتن سطح زندگی به وسیله علوم و اختراعات، آنچنان سطح زندگی طبقات ممتاز را بالا برد که زندگی شاهانه گذشته را به خاطر میآورد و در مقابل، فقر و فاقه مستمندان آنچنان جانگداز به نظر میآمد که هیچ شباهتی به زندگی ساده فقرای سابق نداشت.
گروهی اطفالِ رنجور و گرسنه خود را به صحرا برای چرا فرستادند و جمعی برای سگ و گربه خود وسایل باورنکردنیِ زندگی فراهم ساختند. قیمت پالتوی پوست خانمی از طبقات ممتاز برای امرارِ معاش چند سالِ یک خانواده کافی بود و میتوانست سرمایهای باشد برای یکی از هزاران کاسب جزء که همهروزه در محلات دور افتاده میبینیم. فراهم بودن همهچیز و سلامتی و خدمتگزاری علم برای طبقات ممتاز، امکان تحصیل را برای فرزندان آنان به بهترین شکلی آماده کرد و در نتیجه، علم و صنعت و هنر هم در انحصار آنان در آمد.
فقدان وسایل و انحطاط سطح زندگی و فقر و مرض، امکان تحصیلات عالیه را از فرزندان طبقات پایین گرفت و وسیله معالجه بدن رنجور و اعصاب فرسوده آنان را، که از تغذیه نامناسب و آلودگی مسکن و لباس شدت مییافت، برایشان فراهم نساخت و در نتیجه، وقتی و فکری و حالی برای علم و معرفت نیافتند.
رفتهرفته جامعه به دو طبقه مشخص منشعب گشت: یک دسته دارای همهچیز شد و دیگری همهچیز را از دست داد. آینده این دو طبقه را هم، به علت فراهم بودن همان شرایط، درست مثل گذشته یا کمی شدیدتر باید دانست.
این شکافِ عظیم و این ظلم جانکاه، که نتیجه طبیعی سازمانهای اجتماعی بود، بزرگترین رنج روحی را برای وجدانهای بیدار و متفکران فراهم میکرد و بزرگترین خطر را نیز در مقابل طبقات مرفه به وجود میآورد و در نتیجه، مطالعه درباره علاج این بلای اجتماعی و این درد خطرناک شروع شد. برای درمان این درد و پر کردن این شکاف دو راه معروف و مهم اندیشیده شده است:
1. الغای مالکیت فردی بر ابزار تولید،
2. تأمین حداقل معیشت برای همه.
راه اوّل یک رویه انقلابی محسوب میشود که
