گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 365

کجایند؟ امام‌ گفت: ای‌ علی‌، کسانی‌‌ با دستانشان‌ کار کردند که‌ بهتر از من‌ بوده‌اند. از امام‌ پرسیدم: آنان‌ چه‌ کسانی‌اند؟ گفت: رسول‌ خدا و امیرالمؤ‌منین‌ و پدرانم‌‌(ع). همه‌ آنان‌ با دست‌ خود کار می‌کردند و پیامبران‌ و رسولان‌ و اوصیا و صالحان‌ نیز همین‌ کار را می‌کردند.»
2. در بسیاری‌ از آموزه‌های‌ دینی‌ اهتمام‌ شایانی‌ به‌ کار و کارگر مشاهده‌ می‌کنیم‌ و این‌ آموزه‌ها در زمانی‌ بوده‌ است‌ که‌ کار با مقام‌ شخصیت‌ها در عرف‌ آن‌ زمان متناسب‌ نبوده‌ است.
‌در روایت‌ آمده‌ است‌ وقتی‌ کسی‌ نزد رسول‌الله‌ می‌آمد، پیامبر از او می‌پرسید: «آیا حرفه‌ای‌ داری؟» و اگر می‌گفت: «نه»، از او روی‌ برمی‌گرداند. پیامبر می‌فرمودند: «کسی‌ که‌ حرفه‌ ندارد با دین‌ خود زندگی‌ می‌کند.» پیامبر دست‌ کارگری‌ را که‌ پینه‌ بسته‌ بود، بوسه‌ می‌زد و می‌گفت: «این‌ دستی‌ است‌ که‌ خداوند و رسول‌ او دوستش‌ می‌دارند.»
3. دین‌ کار را عبادت‌ می‌داند. در آثار دینی‌ عبادت‌ هفتاد جزء دا��د و برترینش‌ کار است. دین‌ تأکید دارد که‌ کشاورزی‌ و درختکاری‌ و تجارت‌ و ساختمان‌سازی و دیگر کارها عبادت‌اند و پاداش‌ آنان‌ نزد خداوند است.
به‌‌طور کلی‌ اسلام‌ می‌کوشد که همه‌ زندگی‌ مؤ‌من‌ را عبادت‌ و سجود و تسبیح‌ و نماز کند. این‌ مسئله‌ از طریق‌ درستی‌ کار و درست‌ انجام‌ دادن‌ آن‌ و از طریق‌ درستی‌ نیت‌ و بلندی‌ آن‌ است.
این‌ قداست، برای‌ تکریم‌ کار و کوشش‌ و برای‌ کاستن‌ سختی‌ از کارگر است، زیرا کارگر با کار خود خداوند را عبادت‌ می‌کند. همچنین،‌ انجام‌ دادن‌ کار باعث‌ می‌شود که آدمی‌ کار را درست‌ انجام‌ دهد و در هنگام‌ ضرر مادی‌ احساس‌ خسران‌ نکند. این‌ اصل‌ نیروهای‌ فرد را بسیج‌ و تلاش‌های‌ جماعت‌ و همه‌ افراد را هماهنگ‌ می‌کند. همچنین، آغاز و پایان‌ و امکانات‌ را نزد همه‌ یکسان‌ می‌کند.
باعث‌ می‌شود آدمی‌ احساس‌ کند که‌ با همه‌ هستی‌ و همه‌ موجودات‌ هماهنگی‌ تام‌ دارد. موجوداتی‌ که‌ بنابر تعبیر قرآن‌ برای‌ خدا سجده‌ می‌کنند و حمد او را می‌گویند و برای‌ او نماز می‌گزارند. پس‌ کسی‌ که‌ کار می‌کند، همراه‌ با کاروانی‌ ابدی‌ و ازلی خدا را عبادت‌ می‌کند. این‌ احساس‌ ژرف‌ به‌ او آرامش‌ می‌دهد، مشوقش‌ است، انگیزه‌اش‌ را بالا می‌برد و امید او را بر می‌انگیزد.
در پایان‌، پرسشی‌ را متوجه‌ خود و سازمان‌ جوانان‌ کارگر مسیحی می‌کنم که‌ مرا دعوت‌ کرده‌ است. پرسش‌ این‌ است‌ که‌ چرا این‌ سخنان‌ و این‌ ویژگی‌ها را امروز مطرح‌ می‌کنید و پیش‌ از این، که‌ صاحبان‌ کار به‌ کارگر ستم‌ می‌کردند و بر او سخت‌ می‌گرفتند و خونش‌ را می‌مکیدند، چیزی‌ نمی‌گفتید؟ هنگامی که‌ صبر کارگران‌ لبریز شد، سپس‌ آگاه‌ شدند، حرکت‌ کردند، حزب‌ و سندیکا تشکیل‌ دادند و بسیاری‌ از حکومت‌ها را از آنِ‌ خود کردند، پس‌ از این‌ شروع‌ به‌ تشکیل‌ سازمان‌های‌ دینی‌ کردید، در مراکز دینی‌ سخنرانی‌ کردید و از مواضع‌ مثبت‌ دین‌ و سردمداران‌ آن‌ در برابر کارگران‌ سخن‌ گفتید.
در پاسخ‌ باید بگوییم‌ که‌ این‌ مسئله‌ به‌ بحثی‌ تمدنی‌ و عمیق‌ بازمی‌گردد. به‌ صورت‌ خلاصه‌ باید بگویم‌ که‌ در تمدن‌ مؤمن‌ شرق‌ به‌ کارگران‌ ظلمی‌ نمی‌شد و جامعه‌ را طبقه‌بندی‌ نمی‌کرد. در این‌ جوامع‌ کارگر دشمن‌ کارفرما نبود و کارفرما هم‌ از کارگر سوء‌استفاده‌ نمی‌کرد. علت‌ این‌ بود که‌ تمدن‌ بر پایه‌ ایدئولوژی‌ معنوی‌ و اخلاقی‌ بنا شده‌ بود. اندیشه‌های‌ اخلاقی‌ و معنوی‌ روابط‌ میان‌ افراد و