گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 358

نظریه ارزش

این سخنرانی با همین عنوان در کتاب رهیافت‌های اقتصادی اسلام درج شده است.
در مباحث‌ گذشته‌ به‌ این‌ نکته‌ رسیدیم‌ که‌ تعریف‌ و تعیین‌ ارزش‌ بسیار ضروری‌ است. چرا ارزش‌ و نظریه‌ ارزش‌ و آرای‌ مختلف‌ را دراین‌باره‌ بررسی‌ می‌کنیم؟ زیرا در هنگام‌ برشمردن‌ عناصر اولیه‌ تولید، ملاحظه‌ کردیم‌ که‌ در تولید بیش‌ از یک‌ عنصر دخالت‌ دارد: کار، به‌ صورت‌ بسیط‌ و مرکب یا ساده‌ و فنی، پس‌ از کار، ابزار و سرانجام‌، سرمایه. ما به‌‌دور از آرا و نظریه‌های‌ گوناگون‌ می‌خواهیم‌ حقیقت‌ را بفهمیم. در این‌ کالا، در این‌ کبریت‌ و یا اتومبیل، که‌ در ساختشان‌ بیش‌ از یک�� عنصر دخالت‌ داشته‌ است، سهم‌ هرکدام‌ از عناصر تولید چه‌ اندازه‌ است؟ در جلسه‌ پیش‌ درباره‌ اصول‌ کلی‌ سخن‌ گفتیم‌ و به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدیم‌ که‌ اسلام‌ هنگام‌ تفکیک‌ نهاده‌های‌ سه‌گانه‌ تولید، کار را بر دو عنصر دیگر برتری‌ می‌دهد. امروز می‌خواهیم‌ بدانیم‌ که‌ با برتر شمردن‌ کار از ابزار و سرمایه، سهم‌ آن‌ به‌ چه‌ میزان‌ است؟ آیا کالا به‌ سه‌ بخش‌ مساوی‌ تقسیم‌ می‌شود، یا مسئله‌ صورت‌ دیگری‌ دارد؟ به‌ بیان‌ دیگر، پس‌ از آنکه‌ دانستیم‌ از نظر قانونی‌ و به‌ نحو اصولی‌ کار بر دو عنصرِ‌ دیگرِ‌ تولید برتری‌ دارد، می‌خواهیم‌ بدانیم‌ که‌ سهم‌ کار در تولید چه‌ مقدار است؟
اگر پاسخ‌ این‌ مسئله‌ را بدانیم‌، بسیاری‌ از مشکلات‌ حل‌ خواهد شد. بدین‌‌معنا که‌ وقتی‌ گفتیم‌ کارگر با مزدی‌ ثابت‌ در تولید مشارکت‌ می‌کند، می‌توان‌ دریافت‌ که‌ مزد ثابت‌ عادلانه‌ بوده‌ است‌ یا بر اثر فشار، مثلاً‌ سبب‌ آن‌ وجود کارگران‌ زیاد و کمبود فرصت‌ شغلی‌ بوده‌ یا اینکه‌ میان‌ صاحبان‌ کار برای‌ کاهش‌ مزد کارگر توافقی‌ وجود داشته؟ می‌توان‌ دریافت‌ که‌ آیا کاهش‌ مزد کارگر پیامد ارزش‌ کار است، یعنی‌ واقعاً‌ ارزشِ‌ کارِ‌ کارگر به‌ اندازه‌ مزدی‌ است‌ که‌ می‌گیرد، یا اینکه‌ فشار یکی��� از عوامل‌ یعنی‌ زیادی‌ نیروی‌ کار و یا کم‌ بودن‌ فرصت‌ شغلی، باعث‌ کاهش‌ مزد شده‌ است؟ به‌ این‌ مسئله‌ عرضه‌ زیاد و تقاضای‌ کم‌ می‌گویند. گاهی‌ هم‌ تبانی‌ صاحبان‌ کار سبب‌ کاهش‌ مزد است. می‌توان‌ دریافت‌ که‌ آیا مزد امروز کارگران‌ با اندازه‌ واقعی‌ تقاضا هماهنگ‌ است‌ یا خیر؟ مثال‌ دیگری‌ می‌زنم. معلمی‌ 250 لیره‌ یا در برخی‌ جاها صد و یا 120 لیره‌ مزد ماهیانه‌اش‌ است. می‌بینیم‌ که‌ گاهی‌ معلم‌ با رغبت‌ تمام‌ این‌ حقوق‌ را می‌پذیرد و تقاضای‌ کار می‌کند و حتی‌ از حقوق‌ رضایت‌ قلبی‌ دارد. آیا مزد معلم‌ که‌ نوعی‌ کارگر متخصص‌ است، متناسب‌ با ارزش‌ کار اوست؟ یا مزد او معلول‌ تبانی‌ صاحبان‌ مدارس‌ یا عرضه‌ زیاد یعنی‌ عده بسیار معلمان‌ و کمی‌ فرصت‌ شغلی‌ است؟
نوع‌ دومِ‌ مشارکتِ‌ کار در تولید به‌ شکل‌ سهمی‌ از سود است. پیش‌ از این‌ گفتیم‌ که‌ سهم‌ کار در تولید زمانی‌ به‌ شکل‌ مزد ثابت‌ است‌ و زمانی‌ به‌ شکل‌ شراکت‌ در سود. اگر کارگری به‌ صورت‌ مضاربه از کسی‌ سرمایه‌ بگیرد و با آن‌ تجارت‌ کند و ثلث‌ و یا ربع‌ و یا خمس‌ سود از آنِ‌ او باشد، آیا این‌ مقدار از سود حق‌ اوست؟ آیا سهم‌ کارگر 40 درصد است‌ یا کمتر؟ نتیجه‌ این‌ بحث‌ چیست؟ ثمره‌ این‌ بحث‌ مشخص‌ شدن‌ موضع‌ و تصمیم‌ حاکمی‌ است‌ که‌ باید عادل‌ باشد و از حق‌ ضعیف‌ حمایت‌ کند. گاهی‌ 500 هزار