گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
355
خواسته آدمی باشد، هدفش باشد، و این اصلی از اصول است.
به احکام اقتصادی دیگر میپردازیم. در کنار زکات و اهمیت آن و انواع آن، ازجمله زکات فطر، زکات مال، زکات گوسفند، مسئله خمس را میبینیم. فقه شیعه خمس را مطرح و بر آن تأکید کرده است. مسئله خمس در فقه شیعه با دیدگاه دیگر مسلمانان که میگویند خمس تنها در غنائم جنگی وجوب دارد، متفاوت است. شیعیان میگویند که هر غنیمتی خمس دارد، حتی تجارت. بدینمعنا که اگر حتی در تجارت سودی به دست آمد، خمس دارد. هر کسی که غنیمتی به دست آورد و از چیزی سودی نصیبش شد، چه از دفینه یا از معدن یا از دریا و یا از تجارت، باید از آن سود خمس بپردازد. خمس گونهای از زکات است و احکام خاصی دارد. از اینکه میان ما و دیگران تفاوتی باشد و ما خمس داریم و دیگران زکات، نباید نگران باشید. خمس گونهای از زکات است.
زکات صدقه دادن مال است. مالیاتی که برای آزادی طبقات (رفع اختلاف طبقاتی) بر مسلمان واجب شده، زکات است. درباره زکات بهطور مشخص بحثهای خاص و طولانی وجود دارد که به صورت مختصر و گذرا بدانها اشاره میکنیم.
زکات را مکلَّف به فقیر میدهد. فقیر کسی است که قوت یک روز یا قوت یک سال خود را بالفعل و بالقوه ندارد. امّا قوت هم در احوال گوناگون تفاوت دارد. امروز اگر کسی کرایه ماشین از شهر تا روستای خود را نداشته باشد و بهناچار باید پیاده برود، فقیر شمرده میشود، زیرا شأن زندگی امروزه ایجاب میکند که با ماشین برود، در حالی که در گذشته ماشین داشتن و یا کرایه ماشین از شئون انسان عادی نبود. انسانها پیاده و یا با چهارپا سفر میکردند. در گذشته برق برای روشن کردن خانه به کار برده نمیشد، در حالی که امروز از الزامات است. هر دوره و زمانی شأن خود را دارد. به دیگر سخن، سطح زندگی عادی برای شهروندان متغیر است.
سطح زندگی عادی هرگونه که باشد، اگر کسی از آن پایینتر باشد، فقیر است. گاهی فقیر امروز از غنی هزار سال پیش زندگی بهتری دارد. پرسش این است که امروز فقرا چه کسانی هستند؟ چه میپوشند؟ امروز ما لباسهایی میپوشیم که ثروتمندان صد سال پیش نمیپوشیدند. (البته، الحمدلله همه ما از فقرا هستیم.) سطح زندگی تغییر میکند و معیار فقر هم تغییر میکند.
پس هنگامی که میگوییم زکات، منظورمان صدقهای است از جانب غنی به کسی که سطح زندگیاش پایینتر از سطح زندگی عادی است. هراندازه که آدمی پیشرفت میکند، دایره فقر هم، که زکات بدان تعلق میگیرد، گستردهتر میشود. حدیثی برای شما نقل میکنم و بحث را دراینباره پایان میدهم. کسی از امام صادق(ع) پرسید: من زکاتم را به فلانی میدهم، ولی دیدم که گوشت میخرد. پس او فقیر نیست. درواقع، این شخص خوردن گوشت را برای فقیری که به او زکات میداد، زیاد تلقی میکرد. طبیعتاً، در آن زمان گوشت برای همه مردم فراهم نبوده است. امام به او گفت: «به او انفاق کن تا به خانوادهاش بدهد و آنها به دیگر مردم بپیوندند.»
به دقت در این تعبیر توجه کنید. اختلاف در سطح خرج کردن است، نه اختلاف طبقاتی. در اسلام تو میتوانی به مردم انفاق کنی تا سطح زندگی مطلوب بالا برود. یعنی سطح زندگی این فقیر ت�� سطح زندگی سایرین بالا برود. به بیان دیگر، درآمد او پایینتر از
