گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
329
چه کسی این سخنان را گفته است؟ طبیعتاً، من تنها نبودم و در مجموعهای بودم که شیخ عبدالعزیز بن باز هم در آن بود.
حادثه دیگری نیز اتفاق افتاد. وقتی به افطاری صائب سلام دعوت شدم، من به همراه مفتی و شیخ ابراهیم ابوعبیه و صائب سلام نشسته بودیم. کسی هم به نام شیخ سعدی یاسین نشسته بود. او از علمای بیروت و از بنیانگذاران «اتحادیه جهان اسلام» است. شیخ سعدی یاسین شروع به صحبت از راستیها کرد، و گفت که ما مسلمانان دست راستی هستیم و اسلام هم راستی است، و ما هم اصحاب یمین هستیم. پس از پایان سخنانش به او گفتم: خداوند تو را ببخشاید، چرا گناهان راست را بر گردن اسلام میاندازی. چه چیزی تو را وا میدارد که اسلام را راست بخوانی؟ اسلام صراط مستقیم است، نه راستی است و نه چپی. ما به هیچ عنوان استعمار را برنمیتابیم و آن را نمیشناسیم. اسلام در هیچیک از فتوحاتش استعمارگر نبود، بلکه آزادی را به ارمغان میآورد. اسلام حکومت را به اهل آن سرزمین واگذار میکرد. مسلمانان اسلام را به دیگران عرضه میکردند، و آنان اگر میخواستند، میپذیرفتند. اسلام تفرقه نژادی ندارد. وقتی اسلام وارد مصر یا مغرب و یا اندلس شد، همینگونه بود. اگر فردی اندونزیایی مسلمان شود، میتواند خلیفه مسلمانان باشد و لازم نیست خلیفه عرب باشد. یک روز عمرو بن عاص و یا سعد بن ابی وقاص در عراق گفت: «إنما السواد فطیرة قریش.» «السواد» یعنی کشور عراق، زیرا عراق کشوری حاصلخیز بود و سایه بسیار داشت. این جمله یعنی عراق صبحانه ما اهل قریش است. عمرو ابن حمد بلند شد. عمرو کسی است که به شام تبعید شده بود و در مرج عذرا کشته شد. گناه او این بود که گفت: این پیروزی ثمره جهاد مسلمین و متعلق به آنان است. تو کسی جز یکی از مسلمانان نیستی، بلکه کمترینِ آنانی. نژادپرستی تلاش میکرد که از طریق قبایل وارد اسلام شود، امّا احکام اسلام روشناند و حد و مرز این امور را مشخص میکنند.
ما سنخیتی با راستیها نداریم��� و جنگهای اسلام را جنگهای استعماری نمیدانیم و خود را چون عرب هستیم، برتر از دیگران نمیشماریم: «خلقالله الجنة لمن أطاعه و لو کان عبداً حبشیاً و خلق النار لمن عصاه و لو کان ولداً قرشیاً أما سمعت قوله تعالی فاذا نفخ فی الصور فلا أنساب بینهم یومئذ و لا تسألون، والله لا ینفعک غداً ألا تقدمة تقدمها من عمل صالح.» (خداوند بهشت را آفرید برای کسی که اطاعتش میکند، هرچند که بندهای حبشی باشد و جهنم را آفرید برای کسی که از فرمان او سر پیچی میکند، اگر چه قریشی باشد. آیا این سخن خداوند را نشنیدهای که چون در صور دمیده شود هیچ خویشاوندی میانشان نماند و هیچ از حال یکدیگر نپرسند. فردا تو را جز عمل صالحی که پیش فرستادهای چیزی سود نمیرساند.)
نه فتوحات اسلامی استعمار بود و نه مالکیت اسلامی سرمایهداری است. زندگی ما نیز زندگی راستگراها نیست. لزومی ندارد که ما خود را راست بدانیم و مخالف چپ. چپ و راست یکی هستند و کفر ملتی واحد است.
تفسیر معروفی درباره سوره حمد است که میگوید: « ﴿ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ ﴾ » راستیها هستند و «الضَّالِّینَ» چپیها. میتوان این معنا را از قرآن فهمید. نباید عجله کرد. ما بر صراط مستقیم هستیم و همه احکاممان و اقتصادمان و مالکیتمان
