گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 323

مالکیت در اسلام (بخش دوم)

‌اقتصاد در ا��لام‌ بخشی‌ از فقه‌ است، یعنی‌ اقتصاد اسلامی‌ احکام‌ خداوند است. اقتصاد در اسلام‌ بر ایدئولوژی و اخلاق‌ و ارزش‌های‌ مشخصی‌ بنا شده‌ است. برخی‌ از چشم‌اندازهای‌ این‌ مسئله‌ را عرض‌ می‌کنم.
یکم. قیود و شروطی‌ که‌ درباره‌ مالکیت‌ بیان‌ کردیم، در تجارت و بیع و خیارات‌ و شروط‌ بیع‌ نیز اعتبار دارد. این‌ سخن‌ بدین‌‌معناست‌ که‌ آزادی، آن‌چنان‌که‌ در قانون‌ مدنی‌ آمده‌ است، وجود ندارد؛ انسان‌ اختیار دارد هر کاری‌ بکند، امّا در محدوده‌ای‌ معین.
دوم. اگر خداوند هر نیازی‌ از نیازهای‌ آدمی‌ را برآوَرَد، نعمت‌ است، و آدمی‌ نیازهای‌ گوناگونی‌ دارد. بنابراین، مالکیت‌ یگانه‌ خواسته‌ انسان‌ نیست. خواهش‌ می‌کنم‌ به‌ این‌ مسئله‌ اساسی‌ توجه‌ کنید. چرا مالکیت‌ و سرمایه‌داری‌ آدمی‌ را از پای‌ در می‌آوَرَد و او را از میان‌ می‌بَرد؟ زیرا انسان‌ بلندپرواز است‌ و حق‌ هم‌ همین‌ است. وقتی‌ خداوند می‌گوید: « ﴿ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی » [105] یعنی‌ این‌ موجودِ‌ مادیِ‌ از گِل‌ آفریده‌شده‌ را شبیه‌ خداوند ساخته‌ است. از همین‌ روست‌ که‌ اگر دنیا را صاحب‌ شوی، باز هم‌ چیز دیگری‌ می‌خواهی. اگر علم‌ دنیوی‌ به‌ دست‌ آوردی، همچنان‌ خواهان‌ علم‌ جدیدی‌ هستی. آیا این‌‌گونه‌ نیست؟ چه‌ ک��ی‌ به‌ کمال‌ و مقام‌ و ثروتی‌ که‌ می‌رسد، راضی‌ می‌شود؟ هرگز، هر اندازه‌ خوراکی‌ و نوشیدنی‌ و راحتی‌ و زیبایی‌ و علم‌ و اخلاق‌ و عبادت‌ به‌ آدمی دهیم، او بیش‌ از آن‌ را می‌خواهد.
امام‌ باقر نزد پدر خود، امام‌ سجاد(ع)‌ رفت، و او را دید که‌ چنان‌ عبادت‌ کرده‌ است‌ که‌ رنگش‌ از شب‌ زنده‌داری‌ زرد شده‌ است‌ و پیشانی‌اش‌ پینه‌بسته‌ است‌ و پاهایش‌ متورم‌ شده‌ است. امام‌ باقر(ع) می‌گوید: «وقتی‌ پدرم‌ را این‌‌گونه‌ دیدم،‌ برایش‌ گریستم.» امام‌ سجاد(ع) وقتی‌ مرا دید که‌ گریه‌ می‌کنم، گفت: «کتابی‌ را که‌ در آن‌ عبادت‌ علی(ع)‌ آمده‌ است، به‌ من‌ بده.» کتاب‌ را به‌ او دادم‌ و اندکی‌ از آن‌ را خواند. سپس‌، از اندوه‌ آن‌ را رها کرد و گفت: «چه‌ کسی‌ می‌تواند در عبادت‌ به‌ حضرت‌ علی(ع) برسد؟» امام‌ سجاد(ع) می‌خواست‌ در عبادت‌ به‌ مقام‌ علی‌ بن‌ ابی‌طالب(ع)‌ برسد. خواسته‌ها و امیال‌ آدمی‌ نامتناهی‌ است، و اگر در کسی‌ چنین‌ نبود، او بیمار است. یعنی‌ اگر دیدی‌ به‌ آنچه‌ هستی، قانعی، بدان‌ که‌ بیماری‌ و باید خودت‌ را درمان‌ کنی. درجا زدن‌ جایز نیست، باید پیشرفت‌ کنی. «وای‌ بر کسی‌ که‌ دو روزش‌ مثل‌ هم‌ است»، و در حدیثی‌ از پیامبر(ص) آمده‌ است‌ که‌ اگر در لحظه‌ مرگ‌ نهالی‌ در دستت‌ بود، آن‌ را بکار، به‌ خانه‌ نرو و بخواب‌ و از فرزندانت‌ خداحافظی‌ کن‌ و مویه‌ سر بده. نهال‌ را بکار و آن‌گونه‌ که‌ می‌خواهی‌ بمیر. مهم‌ نیست‌ که‌ در چاه‌ یا در راه‌ بمیری. مهم‌ این‌ است‌ که‌ نهال‌ را بکاری، زیرا خواسته‌های‌ آدمی‌ پایان‌ ندارد. پس‌ خواسته‌ها و امیال‌ در سرشت‌ آدمی‌ است. خواسته‌های‌ آدمی‌ معنای‌ « ﴿ نفخت‌ فیه‌ من‌ روحی » است.
بُعد خاکی‌ و زمینی‌ آدمی‌ به‌ تعبیر امام‌(ع) «حمأ مسنون»[106] یا «ماء عفنه» است. این‌ مسائل‌ برای‌ این‌ است‌ که‌ آدمی‌ فریفته‌ و مغرور نشود.
اگر خواسته‌ها و امیال‌ آدمی، همگی، برای‌ تملک‌ به‌ معنای‌ غربی‌ آن‌ باشد، درگیری‌ و کشمکش‌

[105]. «از روح خود در آن دمیدم.» (حجر، 29)
[106]. گِلِ سیاه بدبو.