گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 319

مالکیت در اسلام (بخش اوّل)

این سخنرانی با همین عنوان در کتاب رهیافت‌های اقتصادی اسلام درج شده است.
‌در این‌ سلسله‌ بحث‌های‌ عقیدتی می‌خواهیم‌ درباره‌ اقتصاد سخن‌ بگوییم. پیش‌ از هرچیزی‌ باید بگویم‌ که‌ من‌ کارشناس‌ اقتصادی‌ نیستم. مدرک‌ دانشگاهی‌ من‌ در رشته‌ اقتصاد است‌ و فارغ‌التحصیل‌ دانشکده‌ حقوق‌ دانشگاه‌ تهران‌ در رشته «حقوق‌ در اقتصاد» هستم. امّا با همین‌ اندازه‌ تحصیلات، یعنی‌ لیسانس، می‌توانم‌ مسائل‌ کلی‌ اقتصاد را دریابم، و درباره‌ جزئیات‌ مسئله‌ ادعایی‌ ندارم.
ما برای‌ تبیین‌ ایدئولوژی‌ به‌ اصول‌ کلی‌ اقتصاد نیاز داریم. یعنی‌ با این‌ مایه‌ می‌توانیم‌ نظریه‌ مارکس، نظریه‌ ارزش‌ اضافی‌ و مسئله‌ توزیع‌ را به‌ آسانی‌ نقد کنیم. من‌ حدود 14-15 سال‌ پیش، پژوهشی مفصل‌ درباره‌ مسئله‌ توزیع‌ انجام‌ داده‌ام‌ که‌ در مجلات‌ فارسی‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است.[101]
ثروت‌ چگونه‌ توزیع‌ می‌شود؟ این‌ بحثی‌ است‌ که‌ إن‌‌شاءالله در آینده‌ بدان‌ خواهیم‌ پرداخت. امروز می‌خواهیم‌ به‌ موضوعی‌ بپردازیم‌ که‌ مهم‌ترین‌ موضوع‌ اقتصاد اسلامی‌ و مهم‌ترین‌ تفاوت‌ میان‌ اقتصاد اسلامی‌ و اقتصاد سرمایه‌داری‌ و اقتصاد کمونیستی‌ و اقتصاد میانه‌ است، زیرا که‌ اقتصاد میانه‌ هم‌ داریم.
به‌ نظر ما اقتصاد اسلامی‌ اصول‌ و مبانی‌ بسیاری‌ دارد، ازجمله‌ حرمت‌ ربا، حرمت‌ احتکار و غیر از آن. امّا اساس‌ و جوهر اقتصاد اسلامی‌ معنای‌ مالک��ت‌ در اسلام‌ است. معنای‌ مالکیت‌ در اسلام‌ را چگونه‌ می‌فهمیم؟ دراین‌باره‌ می‌توانیم‌ به‌ مسائل‌ دیگر نیز بپردازیم. به‌ هر حال‌، این‌ مسئله‌ بسیار پراهمیت‌ است. ابتدا باید به‌ یکی‌ از مشکلات‌ اساسی، که‌ همان‌ مسئله‌ «تشابه» یا «شُبه» است، اشاره‌ کنم. «شُبه» به‌ این‌ نام‌ خوانده‌ شده‌ است، زیرا امور با هم‌ مشابه‌ می‌شوند.
هنگامی‌ که‌ اقتصاد کمونیستی‌ را در جهان‌ مطرح‌ کردند و در اندیشه‌هایشان‌ مالکیت‌ فردی‌ را بی‌اعتبار ساختند، گفتند که‌ اسلام‌ مالکیت‌ فردی‌ را تأیید می‌کند. برخی‌ دیگر گفتند که‌ مالکیت‌ فردی‌ احتکار و استثمار است. در نگاه‌ مارکس‌ مالکیت‌ دزدی‌ است. در اینجا کشمکشی‌ ایجاد شد. سبب‌ نزاع‌ این‌ بود که‌ مالکیت‌ در اسلام‌ بنا بر مالکیت‌ سرمایه‌داری‌ فهمیده‌ شد. این‌ تشابه‌ اسمی‌ بود که‌ باعث‌ نزاع‌ میان‌ اقتصاد اسلامی‌ و سوسیالیستی‌ شد. به‌ سخن‌ دیگر، اختلاف‌ در غیر محل‌ خودش‌ بود و در جایی‌ نبود که‌ باید مناقشه‌ باشد.
دراین‌باره‌ به‌ یاد بحثی‌ می‌افتم‌ که‌ میان‌ من‌ و مرحوم‌ شیخ‌ سعدی‌ یاسین‌ به‌ وجود آمده‌ بود. او یکی‌ از علمای‌ بیروت‌ و از مؤ‌سسین «اتحادیه جهان اسلام» (رابطة العالم الإسلامی) در مکه‌ بود. در کنار هم‌ نشسته‌ بودیم‌ که‌ سخن�� از چپ‌ و راست‌ شد. برادرمان، شیخ‌ سعدی‌ یاسین، اصرار داشت‌ که‌ اسلام‌ راست‌ است. به‌ او گفتم: برادر چه‌ مسئله‌ای‌ باعث‌ شده‌ که‌ تو این‌ نظر را داشته‌ باشی‌ و خود را در کنار استعمارگران‌ و امپریالیسم‌ جهانی‌ قرار دهی؟ چگونه‌ بار گناهان‌ استعمار را به‌ دوش‌ می‌گیری؟ گفت: به‌ نظر شما ما کیستیم؟ به‌ او گفتم‌ که‌ در

[101]. اشاره‌ امام‌ موسی‌ صدر به‌ هفت‌ مقاله‌ای‌ است‌ که‌ در مجله مکتب‌ اسلام به‌ چاپ‌ رسید. این‌ مقالات‌ در همین‌ کتاب‌ به‌‌طور کامل‌ آورده‌ شده‌ است.