سهم کار و سرمایه و ابزار تولید در اسلام
منبع: مجله مکتب اسلام، شماره دوازدهم، آبان 1338
این مقاله با همین عنوان در کتاب رهیافتهای اقتصادی اسلام درج شده است.
در این قسمت روش اسلام را در توزیع ثروت میخوانیم و اهمیت عوامل تولیدکننده را در نظر قانونگذار این دین مقدس مشاهده میکنیم. این روش را با نظریات مترقیترین مکتبهای اقتصادی جهان مقایسه میکنیم و بالأخره، احساس خواهیم کرد که این تقسیمِ عادلانه و متین چگونه براساس حقایق عینی و حقوق ثابتِ عواملِ تولیدکننده، وضع شده و جز یک قانون مقدس الهی نمیتواند باشد.
سهم عوامل تولید (کار ــ سرمایه ــ ابزار تولید)
1. کار: در مکتب اقتصادی اسلام بزرگترین حصه و عالیترین مقام برای کار منظور شده است، چه از یک طرف به موجب اصل دوم از اصول پنج���گانه مندرج در صفحات گذشته (مضاربه صحیح است) کار میتواند در یک تولید تجاری، صنعتی و زراعتی در سود حاصله سهیم باشد، بدون آنکه از خسارات وارده زیان ببیند. از طرف دیگر، کار میتواند سود ثابت (مزد) دریافت کند. این حکم از اصل سوم ما (مزدوری صحیح است) استنتاج گردید.
2. سرمایه: این عامل تولید فقط یکی از دو امتیاز عامل گذشته را دارد. یعنی به هیچ عنوان نمیتواند سود ثابت و بدون ضرر (مزد) دریافت کند، زیرا سود ثابت برای سرمایه رباست، و در اصل اوّل از اصول پیشگفته مشاهده کردیم که ربا باطل و حرام است.
ولی سرمایه در سود تولید میتواند سهیم باشد، آن هم به شرط آنکه هم در نفع و هم در ضرر سهمی داشته باشد. ماده یک و دو از احکام مضاربه (اصل دوم) این حکم را نتیجه داده است.
3. ابزار تولید: ابزار تولید نیز فقط یک امتیاز از امتیازات کار را دارد. یعنی در تولید برای ابزار تولید فقط میتوان سود ثابت (مالالاجاره) در نظر گرفت (اصل سوم اجاره صحیح است) و به هیچ عنوان در سود حاصله، نمیشود حصهای برای ابزار تولید منظور داشت، خواه در خسارات هم شریک شود یا نه. ماده پنج از احکام خاص مضاربه دلیل این موضوع است.
با توجه به مقدمات فوق، اهمیت عوامل تولید را به ترتیب زیر میتوان دانست:
1. کار دارای سه امتیاز است: مزد، سود و مصونیت از زیان.
2. سرمایه دارای یک امتیاز است: سود با شرکت در زیان.
3. ابزار تولید دارای یک امتیاز است: مزد (مالالإجاره).
کمونیسم و عوامل تولید
در مباحث گذشته با توضیح کافی بیان شد که مکتب اقتصادی کمونیسم، سرمایه و ابزار تولید را کارِ مجسم میداند و ارزش آنها را برابر کاری که در آن متراکم (متبلور) شده است، میشمارد. در نتیجه، سهم آن دو را در ثروت تولیدشده برحسب کار و مقدار آن (با ملاحظه قسمتی که در این تولید از سرمایه و ابزار تولید مصرف میشود، چنانکه در مثال تولید پنبه گذشت) منظور میدارد. بنابراین، اهمیت عوامل سهگانه تولید، بایستی در این مکتب
