گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 300

ارزش اضافی

منبع: مجله مکتب اسلام، شماره هفتم، خرداد 1338
این مقاله با همین عنوان در کتاب رهیافت‌های اقتصادی اسلام درج شده است.
اکنون‌ مشکل‌ ارزش‌ اضافی‌ را با توجه‌ به‌ کتاب‌ کاپیتال‌ بررسی‌ می‌کنیم. می‌دانیم‌ که‌ ارزش‌ کالا به‌ وسیله‌ مقدار کاری‌ که‌ برای‌ ایجاد آن‌ صرف‌ شده‌، معین‌ می‌شود. پس‌ بر ماست‌ که‌ کار متراکم‌ در محصولی‌ که‌ به‌ فرمان‌ سرمایه‌دار ساخته‌ شده‌ است، مثلاً‌ پنج کیلوگرم‌ نخ‌ را حساب‌ کنیم. برای‌ تولید نخ‌ عوامل‌ گوناگونی‌ لازم‌ است؛ پنبه، وسیله‌ تولید، یعنی‌ ماشین‌آلات‌ یا چرخ‌ ریسندگی‌ و کار کارگر ریسنده. در مباحث‌ گذشته‌ گفته‌ شد که‌ قیمت‌ کالا برابر است‌ با ارزش‌ کاری‌ که‌ برای‌ تولید آن‌ کالا به‌ کار رفته‌ است. بنابراین‌، قیمت‌ و ارزش‌ سه‌ کیلوگرم‌ نخ‌ را به‌ ترتیب‌ زیر باید حساب‌ کرد:
برای‌ ایجاد این‌ نخ‌ها او (سرمایه‌دار) به‌ ماده‌ اوّلیه، که‌ فرض‌ می‌کنیم‌ پنج‌ کیلو پنبه‌ است، احتیاج‌ داشته‌ که‌ به‌ ارزش‌ خود یعنی‌ فرضاً سیزده ریال‌ در بازار خریده‌ است. فرض‌ می‌کنیم‌ که‌ ساییدگی‌ وسایل‌ مورد استعمال‌ از قبیل‌ سوزن‌ و غیره‌ به‌ سه‌ ریال‌ بالغ‌ شود.
حال‌ ببینیم‌ این شانزده ریال‌ با چه‌ مقدار کار مطابق‌ است. یعنی‌ اگر خواسته‌ باشیم‌ مجموع‌ ارزش‌های‌ عوامل‌ تولیدکننده‌ پنج‌ کیلو نخ‌ را برحسب‌ کار بسنجیم، چه‌ مقدار کار خواهد شد. این�� قسمت‌ را مارکس‌ این‌‌طور توضیح‌ می‌دهد که‌ اگر جرم‌ طلایی‌ شانزده ریال، که‌ مجموع‌ این‌ دو عدد است، ارزش‌ داشته‌ باشد و محصول ‌24 ساعت‌ کار باشد و اگر روز کاری‌ را دوازده ساعت‌ حساب‌ کنیم، نتیجه‌ می‌گیریم‌ که‌ تا اینجا دو روز کار در این‌ نخ‌ها گنجانیده‌ شده‌ است.
به‌ عبارت‌ روشن، برای‌ تولید مقدار طلایی‌ که‌ شانزده ریال‌ در بازار قیمت‌ دارد و میزان‌ سنجش‌ همه‌ قیمت‌هاست، دو روز کاری‌ دوازده ساعته‌ لازم‌ است. بنابراین‌، می‌توان‌ هر شانزده ریال‌ را با دو روز کار یا 24 ساعت‌ کار مساوی‌ دانست.
اکنون‌ ارزشی‌ را که‌ پنبه‌ و ساییدگی‌ سوزن‌ها به‌ نخ‌ها می‌دهد، می‌شناسیم، که‌ مساوی‌ شانزده ریال‌ است. حال‌ این‌ موضوع‌ باقی‌ می‌ماند که‌ ببینیم‌ کار بافنده‌ چه‌ ارزشی‌ به‌ محصول‌ اضافه‌ می‌کند.
در اینجا حساب‌ عامل‌ سوم‌ تولید یعنی‌ نیروی‌ کار مطرح‌ است. اگر ریسیدن ‌883 گرم‌ پنبه‌ مثلاً‌ یک‌ ساعت‌ وقت‌ لازم‌ داشته‌ باشد، پنج کیلوگرم‌ نخ‌ نماینده‌ شش‌ ساعت‌ کار خواهد بود.
مارکس‌ تخمین‌ زده‌ است‌ که‌ برای‌ تولید پنج‌ کیلوگرم‌ نخ‌ شش‌ ساعت‌ کار لازم‌ است، یعنی‌ یک‌ کارگر در هر ساعت ‌833 گرم‌ پنبه‌ را به‌ نخ‌ تبدیل‌ خواهد کرد.
با محاسبه‌ای‌ که‌ در این‌ چند سطر گذشت��� و توضیح‌ داده‌ شد، بدون‌ احتیاج‌ به‌ مقدمات‌ پیچیده‌ای‌ که‌ گفته‌ شد، می‌توان‌ گفت‌ که شش ساعت‌ کار یعنی‌ نیم‌‌روز و معادل‌ چهار ریال‌ اجرت‌ یعنی‌ طلایی‌ را که چهار ریال‌ قیمت‌ دارد، می‌توان‌ در شش ساعت‌ تولید کرد.
اینک‌ به‌ نتیجه‌ محاسبات‌ و جمع‌ صورت‌ها می‌رسیم‌ و به‌ این‌ عبارت‌ برمی‌خوریم: اکنون‌ ارزش‌ کلی‌ محصول‌ را حساب‌ می‌کنیم. پنج کیلو نخ‌ شامل‌ دو روز و نیم‌ کار است. پنبه‌ و سوزن‌ نمایش‌ دو روز