توزیع ثروت
منبع: مجله مکتب اسلام، شماره پنجم، فروردین 1338
این مقاله با همین عنوان در کتاب رهیافتهای اقتصادی اسلام درج شده است.
���در مباحث گذشته دانستیم که:
1. کار با طبیعت غالباً پدیدآورنده کالای ارزشدار است.
2. کار تنها عامل تعیینکننده ارزش نیست.
3. ثروت تولیدشده بیش از عوامل تولیدکننده آن ارزش دارد.
و اینک به سؤال سوم که بحث اصلی ما را در مبحث کار ــ سرمایه ــ ابزار تولید تشکیل میدهد، میپردازیم.
کالای تولیدشده و سود حاصله را چگونه باید تقسیم کرد؟
در پاسخ به این سؤال نیز آرای معروف اقتصادی که نظامهای بزرگ اقتصادی معاصر را به وجود آورده است، بیان میکنیم. آنگاه به طرحی که دین مقدس اسلام دراینباره ارائه کرده و در قوانین اقتصادی خود مورد توجه قرار داده است، میپردازیم.
روش مارکسیسم
مهمترین قسمت از نظریات اقتصادی مارکس در پاسخ به این سؤال بیان شده و بزرگترین اشکال اقتصادی قرن حاضر یعنی «ارزش اضافی» نیز در این مبحث به وجود آمده است.
این نظریه و اشکال را مارکس در سخنرانیهایش براساس دو مقدمه استوار داشته است. در مقدمه اوّل میگوید: «بهای هر کالا در بازار همان ارزش تمامشده آن کالا برحسب پول است.» زیرا قیمت کالا در بازار غالباً یکسان و همانند است، هرچند تولیدکنندگانِ این کالا دارای شرایط گوناگونی باشند و برای تولید این کالا سرمایهها و کارهای مختلف و متفاوتی مصرف کرده باشند. از این رو، باید گفت که بهای کالا را قدر متوسط کاری که برای تولید آن انجام میشود، تعیین میکند و معدل این کارها مناط تعیین ارزش است. به تعبیر خود او: «بهای بازاری فقط مقدار متوسط کار اجتماعی مورد لزوم در شرایط متوسط تولید را بیان میکند.» هرچند دیده میشود که بهای یک کالا در بازار بالا و پایین میرود، ولی این نوسانات و تفاوت قیمتها موقت و برحسب ازدیاد احتیاج مردم یا فراوانی و کمیابی آن کالا، یعنی تابع نوسانات عرضه و تقاضاست. تغییرات عرضه و تقاضا موقتی است، زیرا وقتی احتیاج مردم به کالایی زیاد شد، خودبهخود آن کالا بیشتر تولید و عرضه میشود و در نتیجه، تناسب بین عرضه و تقاضا یکسان خواهد بود. بنابراین، نوسانات و تغییرات قیمت بازاری هم که تابع این نوسان است، از بین میرود و قیمت کالا تقریباً ثابت و به اندازه همان قیمت تمامشده آن خواهد بود.
به گفته آدام اسمیت، مؤسس مکتب اقتصادی کلاسیک، بهای طبیعی هر کالا مثل مرکزی است که بهای بازار�� به دور آن میچرخد و به سوی آن متمایل و رفتهرفته به آن نزدیک میشود.
بنابر آنچه گفته شد، قیمت کالا در بازار هرچند متفاوت و متغیر باشد، بالأخره، بر قیمت حقیقی آن کالا که «ارزش تمامشده» است، منطبق خواهد گردید.
