گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 270

همه کوتاهی کردند. ما فلسطینیان را نیز نمی‌توانیم از لحاظ انتخاب زمان و مکان از این مسئولیت مبرّا بدانیم. این حق مقاومت فلسطین و بلکه وظیفه فلسطینیان است که در داخل سرزمین‌های اشغالی فعالیت‌هایی انجام دهند. امّا اینکه درست در این زمان و در فاصله هجده کیلومتری مرز لبنان فعالیت خود را انجام دهند، این کار لبنان را گرفتار می‌کند. البته، فلسطینیان بر این عقیده‌اند که جنوب در هر حال اشغال می‌شد و وقتی وقوع آن گریزناپذیر است، بهتر است که از باب واکنش و پاسخ باشد تا از باب تجاوزگری.
آیا اشغال جنوب جزئی از نقشه صلح در منطقه است؟ جزئیات این نقشه چیست؟ عملیات انجام‌شده بدون شک بر وضع کلی خاورمیانه تأثیر می‌گذارد. از موضوع اصلی زیاد دور نشویم، زیرا آنچه اکنون برای ما مهم است، بازتاب‌های لبنانی اشغال اسرائیل است.
آن‌گونه که از اوضاع برمی‌آید، آمریکاییان بر عقب‌نشینی اسر��ئیل پافشاری دارند. حتماً شنیده‌اید که قبل از زمان آتش‌بس قرار بود ملاقاتی میان کارتر و بگین صورت گیرد. ولی به نخست‌وزیر اسرائیل گفتند که پیش از برقراری آتش‌بس ملاقاتی صورت نخواهد گرفت. پس از آن بود که نخست‌وزیر اسرائیل با وزیر دفاع که در کنیست به سر می‌برد، تماس گرفت و او از کنیست بیرون آمد و برقراری آتش‌بس را درخواست کرد و دوباره برگشت. پس از آن کارتر با بگین دیدار کرد. آن‌ها اصلاً درباره وضع جنوب گفت‌وگو نکردند. این بحث خارج از موضوع گفت‌وگو به حساب آمد. آن‌ها درباره کرانه باختری و قطعنامه 242 گفت‌وگو کردند.
دولت آمریکا بر عقب‌نشینی اسرائیل و استقرار نیروهای ویژه بین‌المللی در جنوب پافشاری دارد. طبیعتاً، وقتی قطعنامه از سوی آمریکا پیشنهاد می‌شود، تصویب و اجرا و نتایج آن ضمانت بین‌المللی دارد. قطعنامه برای نخستین بار روشن و شفاف بود. این قطعنامه:
اولاً، به نیروهای بین‌المللی اختیارات اجرایی می‌دهد.
ثانیاً، دو دولت بزرگ فرانسه و انگلیس در جایگاه دو دولت هسته‌ای در میان این نیروها حضور می‌یابند. باید توجه داشت که برای نخستین بار است که یک دولت بزرگ مشارکت عملی دارد.
ثالثاً، گویا این قطعنامه، قطعنامه‌ای لبنانی است؛ استقلال و حاکمیت و یک‌پارچگی لبنان را تأمین می‌کند. از این رو، به احتمال قوی اسرائیل به‌زودی عقب‌نشینی می‌کند و با عقب‌نشینی آن، هرچند مسئله آوارگان و پیامدهای اجتماعی و ملی آن فاجعه‌بار است، در عین حال، جنوب آرامش ‌می‌یابد و به‌مثابه اهرمی سیاسی از دست طرف‌ها خارج می‌شود، به‌گونه‌ای که دیگر نه جبهه لبنان می‌تواند با برگه جنوب برای ایجاد وفاق در مقابل حکومت قانونی بازی کند و نه فلسطینیان می‌توانند برای تحمیل مواضع خود بر لبنان و کشورهای عربی، مرزها را تهدید کنند. بدین‌ترتیب، جنوب، علی‌رغم حضور نیروی ویژه بین‌المللی، منطقه‌ای لبنانی می‌شود و به تعبیری بسیار عجیب، جامعه بین‌الملل حاکمیت لبنان را در درون خاک آن تأمین می‌کند. شاید برای نخستین بار است که چنین چیزی رخ می‌دهد، زیرا دولت‌ها وقتی در چیزی مشارکت می‌کنند، آن را جهانی و بین‌المللی می‌کنند و میان خود قسمت می‌کنند، ولی در لبنان عکس آن رخ داد. این در صورتی است که اسرائیل عقب‌نشینی کند.
بی‌تردید، فلسطینیان در یک برداشت کلی،