گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 234

جزئیات صلح در لبنان را تعیین کردند، فکر می‌کردند که جنوب نمی‌تواند زیر سلطه نیروهای بازدارنده عربی درآید، زیرا اسرائیل قبلاً اعراب را تهدید کرده بود که به جنوب نزدیک نشوند و از خط قرمز عبور نکنند. بنابراین، وقتی کشورهای عربی برای مشکل لبنان راه‌حل ارائه دادند، جنوب را از لبنان جدا کردند. آن‌ها می‌خواستند که صلح در لبنان برقرار شود و وفاق ملی شکل گیرد و بازسازی نهادها و مؤسسه‌ها در کل لبنان آغاز شود و بحران به انباری به نام جنوب منتقل شود. می‌خواستند که جنوب انبار بحران باشد. چرا؟ تا طرف‌های درگیر در گوشه‌ای از این کشور به دعوا مشغول باشند و مزاحم بقیه مناطق نشوند. اگر به یاد داشته باشید، برای زم��نه‌سازی در این خصوص، ابتدا جنوب را سانسور تبلیغاتی کردند، به‌گونه‌ای که کلمه جنوب در روزنامه‌ها و مجلات و رادیو و تلویزیون مطرح نمی‌شد. اگر این کار انجام می‌شد، چه پیش می‌آمد؟ اگر صلح در لبنان برقرار می‌شد، ولی بحران در جنوب باقی می‌ماند، چه می‌شد؟ جبهه لبنان و اسرائیل تلاش کردند که شعار آزادسازی جنوب را از دست فلسطینیان و چپ‌گرایان بگیرند. اگر خواسته آنان محقق می‌شد و فرزندان ما در جنوب، که از اوضاع خسته شده بودند و تعامل مقاومت فلسطین با آنان را مایه خشم و ناخرسندی می‌دیدند، به جبهه لبنان می‌پیوستند، چه رخ می‌داد؟ در آن صورت، اسرائیل پیشروی می‌کرد و با مقاومت فلسطین درگیر می‌شد و جنگ در جنوب شعله‌ور می‌گردید و جنوب به دو بخش تقسیم می‌شد: بخش نزدیک به اسرائیل که شاید تا حدود لیطانی یا قبل از آن امتداد می‌یافت و حکومتی که طرف‌دار اسرائیل بود، در آن به قدرت می‌رسید و در بخش دوم جنوب نیز حکومتی طرف‌دار فلسطین بر سر کار می‌آمد. بدین‌ترتیب، جنوب تجزیه می‌شد. یعنی نقشه‌ای را که می‌خواستند در کل لبنان اجرا کنند، در جنوب اجرا می‌شد. وجود حکومتی طرف‌دار اسرائیل می‌توانست به اعطای ضمانت امنیتی بر ضد فلسطینیان در جنوب و همچنین، اعطای امتیازات آبی به اسرائیل بینجامد که همواره به آن طمع داشته است.
البته، همه ��ین‌ها وقتی رخ می‌داد که جنوب بیرون از نقشه صلح در لبنان باقی می‌ماند. می‌توانیم بگوییم که ما این نقشه را خنثا کردیم و بدون شک، رئیس‌جمهور سرکیس نیز نمی‌پذیرفت که جنوب از لبنان جدا شود. ما عملاً مسئله جنوب را به‌طور گسترده در نشست‌هایی با سیاستمداران در بیروت مطرح کردیم و با ایستادگی جوانانمان در جنوب، امکان تعامل میان مردم جنوب و اسرائیل را از بین بردیم و بدین‌ترتیب، این توطئه با شکست روبه‌رو شد و تنش در جنوب، فضای کل لبنان را برای یک ماه، دو ماه، سه ماه، چهار ماه متشنج کرد تا اینکه مشکل به‌طور کلی حل شد. به‌ناگاه دیدیم جنوبی که می‌خواستند انبار بحران باشد، کلید حل بحران لبنان و بلکه کلید حل بحران خاور میانه شد. به گفته یکی از مسئولان بلندپایه، قرار است به یاری خدا پیش از دهم ماه اکتبر یا نوامبر، یعنی پیش از پایان دوره سازمان ملل، گام‌های دیگری نیز در راه‌ حل بحرانِ خاورمیانه برداشته شود.
البته، قرار نبود که این تلاش‌ها علنی شود، ولی پس از پایان کار آن را بیان کردیم تا جوانان اطلاعاتی درباره آن داشته باشند. در‌مورد حل بحران جنوب و دور کردن اسلحه و درگیری و خمپاره‌ها از آن، ما بیش از این نمی‌توانستیم کاری انجام دهیم. خدا را شکر که به پایان راه رسیدیم و إن‌شاء‌الله جوانان