گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 228

بسیار مهم است، چراکه این‌ها عناصر تأثیرگذاری در دنیا به شمار می‌آید. با این حال، آیا ارتش به جنوب خواهد رفت یا نه؟ نمی‌دانم.
بی‌تردید، ما انتظار بروز تنش را نداشتیم و امیدوار بودیم که برادران فلسطینی ما از یک سو، و احزاب از سوی دیگر، و جبهه لبنان از سویی دیگر، عامل استمرار تنش‌ها در جنوب نباشند، ولی روزهای دشواری است و هر گروه نگران سرنوشت خویش است و می‌کوشد که مبارزات خود را به‌گونه‌ای انجام دهد که نتایج سیاسی در پی داشته باشد که البته شاید این‌گونه نشود. بنابراین، ما با دوره سیاسی سختی روبه‌رو هستیم که نه جنگی در کار است، نه بحرانی و نه حتی شلیک گلوله به معنایی که در هفته پیش رخ داد، بلکه همه‌چیز احتمالی و مردد و پیچیده و در نوسان است تا اینکه موعد برگزاری کنفرانس ژنو برسد. به چه شکل؟ نمی‌دانم. در واقع، آن‌ها می‌خواهند به هر شکلی به کنفرانس ژنو برسند.
در برابر این واقعیت، طبیعتاً، می‌توان گفت که فضا بسیار شبیه فضای فتنه است. امام علی بن ابی‌طالب(ع) در جمله‌ای معروف مردم را به هوشیاری در فتنه و ابزار دست دیگران نشدن، فرمان داده و فرموده است: «کن فی الفتنة ��ابن اللبون لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب.» (هنگام بروز فتنه چون اشتر دوساله باش که نه پشتی استوار دارد که بر آن سوار توان شد و نه پستانی شیرده که از آن شیر توان دوشید.) یعنی در فتنه عناصر درگیر و بازیگر روشن نیستند و وقتی انسان با شور و هیجان از شعاری جانب‌داری می‌کند، به‌ناگاه می‌بیند که سوار بر او شده‌اند یا او را دوشیده‌اند، یعنی از او بهره‌کشی شده است. فضای کنونی چنین فضایی است. ما به فضل خدا نیروهایی آماده کار و مبارز هستیم و به نظر من در این دوره باید بر خودمان متمرکز شویم تا خود را دوباره بسازیم و در خدمت جریان‌های سیاسی موجود در صحنه قرار نگیریم. بر این اساس، فکر می‌کنم که ما در زمینه فعالیت نظامی اهدافی روشن داشتیم. اهداف فعالیت نظامی ما جلوگیری از تجزیه کشور و جلوگیری از نابود کردن مقاومت و جلوگیری از تجاوز به جنوب بود. در غیر این سه مورد، ما در موضع دفاع از خود بودیم.
اکنون که نیروهای بازدارنده عربی با قدرتی بیشتر از ما از تجزیه کشور و نابودی مقاومت جلوگیری می‌کنند، مسئولیت در این دو مورد از گردن ما برداشته شده است. تنها هدف سوم یعنی دفاع از جنوب باقی می‌ماند. به یاد دارید که ما خود را گروه‌های مقاومت نامیدیم. ما ارتش نیستیم و نمی‌توانیم ارتش باشیم. نقش نیروی مقاومت تنها جلوگیری از نفوذ و رخنه اسرائیل است. این ��قش همچنان باقی است و امیدوارم همواره باقی بماند و هریک از افراد جنبش خود را در این مورد مسئول بداند. اگر ما با گشتی اسرائیلی یا نیروی کماندوی اسرائیلی یا هرگونه نفوذ اسرائیل به خاک جنوب روبه‌رو شدیم، وظیفه خود می‌دانیم که به آن شلیک کنیم و آن را منفجر کنیم. زیر ماشین آن‌ها بمب می‌گذاریم و هر کاری بتوانیم می‌کنیم که اسرائیل فکر نکند ورود به لبنان مثل رفتن به سفر یا هواخوری است. اسرائیل در گذشته و تاکنون این‌گونه فکر می‌کرد. مسئولیت ما این است که به هر قیمت، هرچند به قیمت جانمان، از تجاوز به خاکمان جلوگیری کنیم. من نمی‌توانم تصور کنم که رهبران ما در تاریخ خودشان را شایسته چنین وضعیتی می‌دانستند. این وظیفه دفاعی غیرنظامی است.