گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
223
افزون بر آن، به حضور ابوعمار در مراسم اعتراض کردند و گفتند که او در روابط ما با ایران تنش ایجاد کرده است، در حالی که ما نیازی به این تنش نداشتیم. سپس، این ماجرا را قضیهای خاص شمردند و گفتند که تلاشی است برای کشاندن تنشهای خلیج [فارس] به لبنان. و به همین ترتیب، خیالپردازیهای آنان ادامه یافت و همهجا پخش شد.
دو نکته هست که شما برادران باید بدانید:
اوّلا، شما بخشی از کتابها و مقالات دکتر شریعتی را خواندهاید. خوشبختانه، نخستین مقالهای که از دکتر شریعتی ترجمه شد و در نشریه أمل و رسالة به چاپ رسید، مقاله «مارکسیسم و مارکس» بود. دیدید که این مرد مارکس را از نظر تاریخی و محتوایی نقد میکند و پژوهشهای مفصلی درباره مارکسیسم دارد. شکی نیست که مارکسیست بودن او مانند مارکسیست بودن ماست، یعنی کرنش نکردن در برابر جناح راست و تسلیم نشدن در برابر جاهطلبیها؛ مثل مارکسیست بودن اسلام و مارکسیست بودن پاپ، اگر این تعبیر درست باشد. از نظر عدهای هرکس ندای عدالت اجتماعی سر دهد و بگوید پایمال کردن حقوق مردم باید متوقف شود، مارکسیست است.
شریعتی انسانی است صاحب فرهنگ اسلامی که تعهدات و گرایشهای او معلوم است. دعاهای او، سخنرانیهای او، مقالههای او، شاگردان و طرفداران او، همه مثل خورشید روشن است. چرا ما به او احترام میگذاریم؟ آیا به این دلیل که آنان میگویند. انگیزه چنین مراسمی چه بوده است؟ من در مراسم گفتم که ما به دنبال کسی همچون دکتر شریعتی میگشتیم، زیرا ما در برابر حوادثی که برایمان خوشایند نیست، در برابر جامعهای عقبمانده و ستمگر، در برابر ارتجاعگری، در برابر پراکندگی، در برابر استثمار و استعمارگری، در برابر همه اینها تنها یکی از این چهار گزینه را میتوانیم انتخاب کنیم:
اوّل. تسلیم شویم و مثل کسا��ی باشیم که بر گرد رؤسا میچرخند، میروند و میآیند و به دنبال رضایت آنها هستند و برای آنها کار میکنند. یعنی تسلیم شویم.
دوم. مهاجرت کنیم و از واقعیت بگریزیم. مهاجرت به غرب یا شرق یا مهاجرت از خویش یعنی مبتلا شدن به مواد مخدر و شراب یا مهاجرت به کُنج عبادت و اعتکاف کردن در خانه و روگرداندن از مسائل جامعه و ماندن در مسجد و بسنده کردن به نماز و روزه. همه اینها شکلهای گوناگون مهاجرت است.
سوم. در صدد تغییر اوضاع برآییم، ولی با تکیه بر ایدئولوژی دیگران، یعنی به ورشکستگی خود اعتراف کنیم و بگوییم: ای مکتب کمونیسم، ای مکتب سرمایهداری، ای دیگر مکاتب فکری موجود، به ما ایدئولوژی بدهید تا با آن جامعه خود را دگرگون کنیم.
چهارم. با ایدئولوژی اصیلی برخاسته از خاک خود، آسمان خود، کشور خود، منطقه خود، میراث خود و برخاسته از ژرفای ایمان خود، جامعه را دگرگون کنیم. طبیعتاً، ما در پی چنین ایدئولوژی اصیلی هستیم و دکتر شریعتی یکی از برجستهترین رهبران فکری در این زمینه است. البته، همانطور که در نشریه نوشتیم، این بدان معنا نیست که اندیشههای ما صددرصد با اندیشههای شریعتی همخوانی دارد، ولی با این حال اندیشههای او سازنده و اصیل است و ایدئولوژی جامع و کاملی برای ایجاد دگرگونی ارائه
