گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 184

اتفاق نظر همه بر آتش زدن جنوب

( بسم الله الرحمن الرحیم )
ابتدا گزارش سیاسی کوتاهی ارائه می‌کنم و سپس، به درس‌های عقیدتی می‌پردازیم که از این هفته آغاز شده و إن‌شاء‌الله تا بیست هفته ادامه خواهد داشت. هر جمعه دو درس عقیدتی ارائه می‌شود تا مقدمه‌ای باشد برای کامل کردن فرهنگ درونی جنبش.
وضع سیاسی

در عرصه جهانی آن‌گونه که از مواضع وزارت خارجه آمریکا برمی‌آید، گشایشی حاصل شده است. اگر جوانان ویلیان اثرتون را به یاد داشته باشند، او کسی است که در دوران ریاست‌جمهوری فورد در سخنانش با م��ئله فلسطین همدردی نشان می‌داد. در آن زمان او را از مقامش برکنار کردند، ولی اکنون مقامی بهتر به او دادند. این نخستین اقدام آمریکا در قبال مسئله خاورمیانه بود. این بار اثرتون به پشتیبانی از مواضع کارتر و وزیر خارجه او که گفته است:«باید به فلسطینیان وطنی قومی داده شود،» تصریح کرده است که موضع اسرائیل درباره مذاکره نکردن در خصوص بازگرداندن کرانه باختری، موضعی نادرست است و اسرائیل باید دراین‌باره بحث و مذاکره کند. اظهارات سران بازار مشترک اروپا نیز به دنبال سخنان وی مطرح شده است. این مواضع رسمیِ هم‌نوا با مسئله فلسطین با فشارهای دیپلماتیک و غیردیپلماتیک بر اسرائیل همراه شده است.
البته، این‌ها موضع‌گیری‌های سیاسی است و نمی‌توان نتیجه گرفت که حقوق فلسطینیان به آنان داده خواهد شد، چراکه اساساً اسرائیل عنصری بیگانه در این منطقه است. ولی آیا با تجهیزات کنونی و با وضعیت نیروهایی که برای آزادسازی فلسطین فعالیت می‌کنند و با وجود اختلافات میان اعراب و ناپایدار بودن نظام‌های عربی می‌توان فلسطین را آزاد کرد؟ آیا می‌توان اسرائیل را از بین برد؟ به نظر می‌رسد اعراب در این مرحله خود را از رسیدن به این هدف ناتوان می‌بینند و از این رو، این شعار معروف را در پیش گرفته‌اند که اسرائیل از سرزمین‌های عربی اشغال‌شده عقب‌نشینی کند �� حقوق قانونی ملت فلسطین را نیز به آنان بدهد. این سخن نخستین بار پس از موقعیت اسرائیلی در سال 1967 میلادی گفته شد. آزادسازی سرزمین‌های عربی یعنی آزادسازی جولان و کرانه باختری و نوار غزه. مسلّم است که کرانه باختری، قدس عربی را نیز در بر می‌گیرد. اعطای حقوق قانونی ملت فلسطین یعنی اینکه به ملت فلسطین اجازه داده شود که برای خود وطنی برگزیند و یکی از این دو راه را انتخاب کند: بازگشت فلسطینیان به وطن خود، یعنی کسانی که سال 1948 میلادی مهاجرت کرده بودند، بازگردند و همچون شهروندان عادی زندگی کنند. طبیعتاً، این کار نشدنی است، زیرا اسرائیل دولتی نژادپرست است و آن‌طور که ما می‌دانیم برای غیریهود حقی قایل نیست. راه دوم این است که خسارت دریافت کنند. این نهایت چیزی است که می‌توان درمورد حقوق قانونی ملت فلسطین و آزادسازی سرزمین‌های عربی گفت.
بنابراین، همه اعراب در مرحله کنونی اسرائیل را به رسمیت شناخته‌اند. هرچند علناً چنین کاری