گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 168

هستیم، هرچند خودشان ناراحت شوند. همان‌گونه که برای نجات فرد در حال غرق شدن گاه لازم است که به او ضربه‌ای بزنیم، برای نجات مردم نیز اگر نیاز باشد، به آنان ضربه‌ای می‌زنیم تا آنان را به ساحل نجات برسانیم.
ما امروز نیز باید اوضاع را بررسی کنیم. شاید امروز وقت برای بحث عقیدتی نداشته باشیم. پس در این فرصت درباره رویدادهای سیاسی صحبت می‌کنیم.
مسئله جدیدِ مهم‌تر، مسئله خوداداری است و مسئله جدیدِ با اهمیت کمتر، مسئله ریاست‌جمهوری. شاید این تقسیم‌بندی نشان‌دهنده تصور مردم باشد، ولی ما عادت کرده‌ایم و می‌خواهیم عادت کنیم که حقیقت را بگوییم.
واقعیت این است که در ابتدای همین هفته خواندیم که جنبش ملی یا به دیگر سخن تجمع احزاب و نیروهای ملی‌گرا و ترقی‌خواه اعلام کرد که به دنبال اجرای طرح خوداداری است. آنان در ت��جیه این طرح خود گفته‌اند که در این منطقه قانونی حاکم نیست. به تعبیر آنان، در منطقه آزادشده، یعنی مناطق اسلامی و مناطق ملی که 75 درصد یا بیشتر از خاک لبنان را در برمی‌گیرد، حکومتی وجود ندارد. بنابراین، کار تأمین مواد غذایی و برق و بیمارستان و امنیت و راه‌ها و تلفن، همگی، تعطیل و مختل است و مردم می‌خواهند زندگی کنند، ولی هیچ مدیریتی وجود ندارد. پس ما باید خوداداری را تأسیس کنیم تا امور مردم را اداره کنیم. امّا هر کس پیگیر رخدادهای جهانی باشد، بلافاصله، درمورد این طرح درنگ می‌کند.
منظور از خوداداری چیست؟
در گذشته بشیر جمیل، مسئول نظامی و فرمانده شبه‌نظامیان و کتائب نیز چنین چیزی را اعلام کرده بود. آنان اعلام کردند که با شانزده وزیر، دولت سایه تشکیل خواهند داد. آنان برخی مناطق را نیز نظامی اعلام کردند و به بسیج کردن مردم در مناطقشان پرداختند و هر جوان بالاتر از چهارده سال را به خدمت گرفتند. از میان کسانی که با کشتی در حال مهاجرت به قبرس بودند نیز افراد بین هجده تا چهل سال را پیاده کردند. همه کسانی را که در مناطق آنان بودند، از مسیحی و مسلمان -البته عده مسلمانان در آن مناطق بسیار اندک است- همه را برای خدمت به لبنان، لبنانی که در نظر آنان است، به کار گرفتند. آنان برخی مناطق و بندرها را در اختیار داشتند و خدماتی ارائه می‌کردن�� و کارگزارانی نیز داشتند: چیزی به نام دولت محلی یا خودمختاری. در اینجا نیز ما می‌خواهیم خوداداری داشته باشیم.
بی‌درنگ، دریافتیم که این کار همان تجزیه کشور است. این مسئله به درنگ بسیار نیاز ندارد، زیرا این کشور عملاً از نظر انسانی تجزیه شده است، یعنی بخشی از مردم نمی‌توانند به مناطق شرقی، به کسروان، متن، زغرتا، بروند. عده‌ای نیز نمی‌توانند به مناطق ما بیایند. البته، عده این‌ها کمتر است، چون مناطق ما بازتر است. امّا به هر حال، مناطق از یکدیگر جدا هستند، یعنی رفتن به یک کشور اروپایی بسیار آسان‌تر از رفتن به اشرفیه است. این‌طور نیست؟ ما از نظر انسانی تجزیه شده‌ایم، چرا؟ چون در کشور ما جنگ داخلی است. اگر ما خوداداری را در پیش بگیریم، یعنی در مناطق اسلامی حکومتی تشکیل شود و در مناطق مسیحی حکومتی دیگر، یعنی در لبنان دو حکومت خواهیم داشت. در این صورت، لبنان هم از نظر انسانی و هم از نظر اداری تجزیه شده است. تنها آخرین مرحله تجزیه یعنی