گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
138
«من اصحابی برتر از اصحاب خود و اهلبیتی بهتر و وفادارتر از اهلبیت خود سراغ ندارم.» سپس، فرمود: «اکنون که شب سایهگستر شده است، از تاریکی استفاده کنید و هریک از شما یکی از اهلبیت مرا با خود به همراه ببرد.» و این قبیل عبارات، و در پایان فرمود: «من فردا کشته خواهم شد، هرکس جان خویش را بر کف گرفته و مشتاق لقاءالله است، با من بماند.» چارهای نیست. ما هم میگوییم که هرکس میخواهد ادامه دهد و رنج و دشواری مرگ را تحمل کند، بیاید در کنار ما در جنبش محرومان. در جنبش محرومان از سلاح و پول و شهرت خبری نیست، امّا انسانسازی هست... در جنبش محرومان دغدغهای کشنده، روز و شب ما را بیخواب میکند: اینکه چرا این مذهب بزرگ و پرشمار، یعنی شیعیان، در معرض رنج و دشواری و محرومیت و انواع عذاب قرار گرفته است؟ آوارگی و مهاجرت از نَبعَه... این همه رنج و مصیبت، چرا؟ کسی هم از آنان تقدیر نمیکند. امروز، اگر پنج یا ششهزار کشته داریم و در آینده هم بیش از این خواهد بود، کسی این کشتهها را از شیعیان نمیداند. فلان حزب میگوید: این شهید مال ماست. حزب دیگر میگوید: مال ماست، و دیگران هم چنین ادعای�� دارند. میخواهند افتخاری برای خود کسب کنند.
ما این نبرد و درگیریها را به راه نینداختیم. در منطقه ما جنگ را آغاز کردند. در دل ما جنگ به راه انداختند. روستاهایمان ویران شد. ما هیچگاه به کسی تجاوز نکردیم. حتی وقتی در مراسم صور هفت نفر کشته شدند، ما تجاوز و تهدید نکردیم. چرا روستاهای ما ویران میشود؟ چرا مردم ما رنج و عذاب میکشند؟ چرا کارگران ما در معرض ستم قرار دارند؟ چرا مردان و کارمندان ما تحقیر میشوند؟ چرا افسران ما در معرض تروریسم فرقهای قرار دارند؟ چرا این وضعیت ادامه مییابد؟ این تجربه نباید تکرار شود. در آینده اجازه نمیدهیم به شیعیان ستم شود. اجازه نمیدهیم به هیچ انسانی ستم شود. ما با ظلم و ستم مخالفیم. حتی نمیخواهیم به یک سگ ستم شود. نمیپذیریم. رسالت ما چنین اقتضا میکند، و رسالت دشواری است. ما با تمامی ستمکاران مقابله میکنیم و ستمکاران در جهان بسیارند. در این راه با گرفتاریها و دشواریها و مخالفت و سرزنش و کشتار مواجه هستیم. با مرگ روبهرو هستیم، ولی راه ما حق است و آن را ادامه خواهیم داد.
به همین سبب است که به گمان من، باورهای ما در راه حق متزلزل نخواهد شد. جنوبْ رسالتِ ما را تشکیل میدهد. نه به سبب آنکه یک منطقه است، در مقایسه با دیگر مناطق؛ ما حتی یک لحظه هم به جنوب و بِقاع و ساحل بهمثابه منطقه جغرافیایی توجه نمیکنیم. دوره این افکارِ سطحی به سر آمده است و ما آنها را فراموش کردهایم و از آن گذشتهایم. کدامیک از ما چنین فکری در سر دارد؟ دغدغه ما آن است که انسان را از ستم رهایی بخشیم. اینکه من اهل فلان روستا و فلان منطقه هستم، اینها، به درد پیرمردان و ناتوانان و بیسوادان میخورد. کسی به این مسائل فکر نمیکند. کسی که به اینها فکر کند، سطحینگر است. چه کسی به این مسائل توجه دارد؟ ما نهضتی آگاهانه و مسئولانه را عهدهدار هستیم و شایسته نیست که چنین تفکراتی در این نهضت مطرح باشد. جنوب رسالتِ ماست، همچنانکه درباره عبدالناصر گفتم که او مسیر را میشناخت و آگاه بود، ما هم این واقعیت را درک میکنیم.
براساس نقشههایی که اکنون در اختیار ماست،
