شنیدید قرار بود تا زمانی که جنوب در معرض خطر یا مقاومت فلسطین در معرض نابودی قرار نگرفته یا مسئله تجزیه کشور مطرح نشده است، عملیات مسلحانهای صورت نگیرد، ولی بهتدریج و در دفاع از خود ناگزیر شدیم که وارد این میدان شویم. پس از آن مسئله تجزیه مطرح شد. [...]
3. درباره روابط با سوریه
[...] در واقع، روابط ما با سوریه برخاسته از با��ر ما به این نکته است که سوریه، همانطور که در بیانیه نیز گفتهایم، در امتداد اراده ملی لبنان قرار دارد. سوریه تنها کشور عربی است که با ما هممرز است. غیر از آن، ما با اسرائیل و دریا مرز داریم. ما معتقدیم که اراده ملی لبنان،منظورم جنبش ملی نیست، زیرا امروزه جنبش ملی نامی است برای ائتلاف احزابی که در گذشته همپیمان ما بودند؛ اراده ملی لبنان ارادهای در جهت قومیت عربی، در جهت پیشرفت، در جهت رویارویی با اسرائیل و در جهت یکپارچگی لبنان است. موفقیت و پیروزی این اراده و جریان بدون همکاری سوریه دشوار است. افزون بر آن، پیروزی مقاومت فلسطین نیز به تنهایی و جدای از سوریه بسیار دشوار است و این چیزی است که ابوعمار و رهبران مقاومت فلسطین نیز به آن اعتراف دارند. از این رو، ما با سوریه همگرایی داریم و در زمینه تسلیحاتی کمکهایی جزئی از آنها گرفتهایم. همچنین، سلاحی را که خریداری کردهایم، بدون اراده سوریه به دست ما نمیرسد، زیرا گذرگاه ما سوریه است. ما از راه دریا نمیتوانیم اسلحه وارد کنیم، زیرا قایقهای اسرائیلی و رزم ناوهای اسرائیلی در کمین ما هستند. چهبسا، این رزم ناوها از محمولههای تسلیحاتی دیگران جلوگیری نکند، ولی از ورود تسلیحات برای ما جلوگیری میکند. بنابراین، همکاری ما جزئی است، ولی ایمان ما کلی است.
در لبنان مردم و بهویژه احزاب، اینگونه فکر و قضاوت میکنند که هرکس با دولتی رابطه برقرار میکند،دیگر وابسته به آن است. آیا اینگونه است؟ از جوانان خواهش میکنیم این فکر را از مغز خود بیرون کنند. ما همانطور که سرودِ اجراشده در حمص میگوید: جز در برابر خداوند مهیمن و بلندمرتبه سجده نمیکنیم؛ در برابر هیچکس کرنش نمیکنیم و وابسته به هیچکس نیستیم. ما در روابطمان وابسته و دنبالهرو نیستیم. روابط ما با سوریه برخاسته از ایمان ما به عملکرد سوریه است. ما تاکنون از سوریه هیچ انحرافی در قضیه اعراب ندیدهایم. من با توجه به ارتباط شخصی که با رئیسجمهور سوریه دارم و با توجه به اعتماد بسیار و ایمان کلی ایشان به من، از وضع سوریه آگاهترم. البته، درمورد همه موضعگیریهای بزرگ و کوچک انتقادات تند و مفصلی وجود دارد. من شخصاً ندیدم که سوریه در صحنه لبنان دچار انحرافی شود. سوریه اخیراً در معرض حمله کوبنده تبلیغاتی قرار گرفت. گفتند که سوریه میخواهد مقاومت را تضعیف و تجزیه کند و آن را از پا درآورد. اصلاً، تصور چنین چیزی ممکن است؟ آنها هیچ دلیلی بر این ادعای خود نیاوردند. بنابر آنچه ما از شخص حافظ اسد و دولت سوریه میدانیم، سوریه چنین قصدی ندارد و به آن فکر هم نمیکند. بلکه برعکس، در گفتوگویی هفت ساعته که من نیز حاضر بودم، آقای حافظ ��سد با ابوعمار بهصراحت سخن گفت و تأکید کرد که سوریه اگر میخواست مقاومت فلسطین را از بین ببرد، کافی بود در چهار جنگ و درگیری دست نگه دارد و اقدامی نکند تا مقاومت با سران کنونی
