گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
118
توضیحی بدهم. تصویر زیبایی که ایشان از رزمندگان و افراد مسلح در خط مقدم و پشت جبهه ترسیم کردند، در واقع، مایه سربلندی و افتخار و عزت است و سبب میشود که بپذیریم جنبش توانسته است طی این مدت، عناصری مؤمن تربیت کند. افزون بر آنکه -شکر خدا- زمینههایی ایمانی در بیشتر خانوادههای محروم وجود دارد. چه خوب بود جناب سرهنگ نیز دست به انتقاد و سرزنش متقابل نمیزد.در حقیقت،مسئله تشکیلات نظامی، اوضاع و احوال خاص و بسیار حساسی دارد.
ما ابتدا بهطور پنهانی کار تشکیلاتی میکردیم و تشکیلات، تنها میان اعضا مطرح بود، بدون آنکه تبلیغاتی در کار باشد. وقتی حوادث رخ داد و افرادی از گوشه و کنار درصدد برآمدند که به نام جنبش فعالیتهایی کنند و در نتیجه، نوعی هرج و مرج پدید آمد، ناگزیر شدیم تشکیلات را آشکار کنیم و از اختیارات خاص رهبری جنبش استفاده کنیم و از میان افراد برگزیده، بهترینها را انتخاب کنیم.
در زمینه وضعیت نظامی نیز ما تشکیلات نظامی نداشتیم. تنها تمرینهایی صورت میگرفت و ��ین تمایل وجود داشت که همه یا بیشتر اعضای جنبش آموزش نظامی ببینند و تا حد امکان مسلح باشند. شب اوّل که حادثه عینالبنیه رخ داد، تلاش کردیم آن را پنهان نگه داریم و به حادثه، تصویری دور از واقع بدهیم. امّا حادثه به اندازهای وحشتناک و فاجعهآمیز بود که به هیچ وجه نمیشد آن را پنهان نگه داشت. تا آن موقع تشکیلاتی به نام «أفواج المقاومة اللبنانیة» شکل نگرفته بود و چیزی به نام «أمل» وجود نداشت. روز دوم من دریافتم پدری که یک یا دو پسرش کشته یا زخمی شدهاند، با خود میگوید: پسر یا پسران من در چه راهی کشته شدند؟
میدانید که یکی از عزیزان ما در ریاق هر دو جوانش کشته شدند. آیا ما میتوانستیم این وضع را نادیده بگیریم و مسئله انفجار را پنهان کنیم؟ پدر و مادر و برادر، این غم در دلشان باقی میماند که پسرشان در چه راهی کشته شد. آیا علنی اعلام میکردیم که این اردوگاه در حال آماده کردن جوانان برای جهادی بزرگ در راه دفاع از سرزمین جنوب بود؟ به تمام معنا یعنی یک هدف دینی و ملی و قومی و انسانی.
آن روز، پس از فکر کردنهای بسیار و علیرغم مخالفت دوستانی که با آنها رایزنی کرده بودم، [مسئله جنبش أمل را اعلام کردم.] دوستان تأکید داشتند که اعلام این مسئله جان تو را به خطر میاندازد. به یاد دارم یکی از آنها به من گفت: چطور میخواهی از پیشوای مح��ومان به پیشوای مجاهدان تبدیل شوی؟ این کار به زمینهسازی و آمادگی نیاز دارد. ولی به احترام روح شهیدان و دل داغدیدگان خطر را پذیرفتم و تولد أفواج مقاومت لبنان (أمل) را اعلام کردم و پروردگار نیز این نام زیبا را به ما الهام کرد: نامی که اگر به زیبایی کلمه فتح (نام جنبش آزدیبخش فلسطین) یا زیباتر از نباشد، زیبایی و لطافتش کمتر نیست و این چیزی است که همواره بر فعالیتهای ما غلبه دارد و زیبایی لفظ با زیبایی معنا هماهنگ و همسوست. خدا را سپاس میگوییم.
درحقیقت، ما ایده تشکیلات نظامی را اینگونه مطرح کردیم، بدون آنکه تشکیلاتی در کار باشد. از سرهنگ مکی خواستیم که مسائل انضباطی و سلسله مراتب نظامی را ساماندهی کند تا فعالیتهای نظامی نامربوط و نامنظم نباشد. فعالیت نظامی را نمیتوان سرسری گرفت، زیرا پیامدهایی دارد که آن را از فعالیت سیاسی متمایز میکند.
ما کار را اینگونه آغاز کردیم و همانطور که
