در این کنگره، به یاری خداوند و تلاش شما، آغازگر مرحله جدیدی هستیم و بیش از پیش به سوی ملت رو میکنیم. با تلاش در راه تربیت صحیح و توجه بیشتر به اینکه پیروزیها نباید ما را از تعادل دور کند و مسئولیتها و منصبها نباید موجب انحراف و دگرگونی ما شود. میخواهیم راه و روش برتر را برگزینیم؛ راه جاودانگی، راه پیامبر(ص) و علی(ع) و حسین(ع) و قهرمانان خویش را. راهی که وجود و حضور ما را معنا و مفهوم میبخشد و بدون آن، بودن ما ضرورتی ندارد.
در کمال تواضع و فروتنی، نباید ارزش خویش را کوچک بشماریم، که به فرموده رسول خدا «قلب مؤمن عرش پروردگار ��ست،»[64] اگر برای خدا اخلاص ورزی. اخلاص برای خدا یعنی چه؟ اخلاص همان خدمتِ مخلصانه به انسانهاست. یعنی اینکه هدفمان خدمت به انسان باشد، نه سوار شدن بر گرده آنان، نه حتی کسب اعتبار و افتخار. در این صورت، مطمئن باشید که قلبتان عرش پروردگار است. یعنی عقل و اندیشه و نیروی جهان همراه توست... همه نیروهای جهان در اختیار توست. دیگر چرا بترسیم یا احساس ضعف کنیم؟
این بود خلاصهای از آنچه درخصوص ایدئولوژی و استراتژی و تاکتیک در ذهن داشتم و با توجه به ارزیابیهایی که در ابتدا ذکر کردیم، بیان آن ضروری به نظر میرسید.
اکنون به مدت ده دقیقه یعنی تا ساعت شش جلسه را تعطیل میکنیم و سپس با مسئولین کنگره بازخواهیم گشت و با دیگر برادران جنبش و دوستان جنبش خداحافظی میکنیم با امید التزام به منشوری که بر آن سوگند یاد کردیم. پس از استراحت به گزارشهای دفترهای هفتگانه جنبش و هیئت رهبری مؤسس گوش فرا میدهیم و سرانجام به جلسه پرسش و پاسخ در شب میرسیم.
دوستانی که در کنگره مشارکت نمیکنند، میتوانند در مدرسه فنیوحرفهای بمانند یا پیش از شب به خانههایشان بازگردند. همچنین، میتوانند روز یکشنبه در جلسه اختتامیه مشارکت کنند و من در آن جلسه سخنرانی طولانیتری خواهم داشت. (تشویق حضار)
[64]. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404 قمری،ج55،ص39.
