گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 111

بزرگ روی نخواهد داد، مگر زمانی که ما ابزار ایجادِ تحولِ اجتماعی را در اختیار داشته باشیم؛ اصالت و بینش داشته باشیم.
برادران، برای من بسی مایه خوشبختی است وقتی در گزارش‌ها می‌خوانم یا از زبان مردم می‌شنوم که جوانان ما، حتی آنان که در نبردها شرکت داشته‌اند، رفتاری شرافتمندانه دارند. به بی‌گناهان تعرض نمی‌کنند. از خانه‌های مردم چیزی را به سرقت نمی‌برند. از نیرنگ و فریب استفاده نمی‌کنند و از رفتار و منش صحیح و مبتنی بر فضیلت، که از آنان انتظار می‌رود، تخطی نمی‌کنند. این بزرگ‌ترین پیروزی ماست. اصلاً پیروزی ما همین است، نه چیز دیگر. مال و ثروت را خیلی‌ها دارند. آمریکا از ما ثروتمندتر است. حتی گمنام‌ترین حکومت‌ها از ما ثروتمندترند. خیلی از مردم اسلحه دارند. مزیت ما اسلحه نیست. آنچه مزیت ماست، انسان و اعضای جنبش ماست. در حدیث شریف آمده است: «اگر خداوند به دست تو یک شخص را هدایت کند، برایت از هرچه خورشید بر آن می‌تابد، سودمندتر است.» همه تلاش‌ها برای انسان‌سازی است. بسیار دردآور است وقتی که می‌شنوم عده‌ای نزد مسئولی رفته‌اند و او به آنان قولی داده که عملی نشده.
اعضای ارشد و مسئولان در جنبش ما باید در رفتار و منش خود سرآمد و شاخص باشند. ابزار و وسیله ما از جنس هدف ماست. هدف به هیچ‌وجه وسیله را توجیه نمی‌کند، زیرا از نگاه ما هدف مقوله‌ای است که از ابتدا تا به انتها امتداد یافته است. توجه کنید، فرض کنیم در جامعه با انسانی تهیدست یا مشکل و معضلی دردناک روبه‌رو می‌شویم. واکنش انسان حزبی و سیاسی در قبال این پدیده چگونه خواهد بود؟ وقتی فقیری از انسان حزبی تقاضای کمک می‌کند، رفتار او چگونه است؟ (منظور از انسانِ حزبی کسی است که می‌خواهد به روش انقلابی جامعه را دگرگون کند و بر ویرانه‌های آن جامعه‌ای جدید بسازد و البته، از دیدگاه ما انسان حزبی محترم است و بر انسان بی‌تفاوتی که در برابر وضع موجود تسلیم شده برتری دارد.) امّا واکنش انسانِ حزبی به یکی از دو صورت زیر خواهد بود:
نخست آنکه، به او کمک نمی‌کند و تقاضایش را برآورده نمی‌سازد، دستش را نمی‌گیرد و محرومیت او را برطرف نمی‌کند. چرا؟ زیرا این وضعیت روند انقلاب را تسریع می‌کند. او با خود می‌گوید: اگر این فرد محروم در همین وضعیت باقی بماند و ناراضی باشد، به صف انقلابیون می‌پیوندد و نابودی نظام فعلی و برپایی نظام دیگری به جای آن، سریع���تر اتفاق می‌افتد.
واکنش دیگری که ممکن است انسان حزبی بروز دهد، آن است که به آن فقیر کمک می‌کند تا او را جذب کند و عده اعضای حزب افزایش یابد. کمک به فقرا و آباد کردن یک روستا و یاری یک مظلوم، هرگز جزء اهداف هیچ‌یک از احزاب جهان نبوده است. یک عضو حزب باید از منظر انسانی به این اقدامات بنگرد، امّا در ذهن او یک دوگانگی به وجود می‌آید و کارهای خود را به دو دسته تقسیم می‌کند: کارهای حزبی و کارهای غیرحزبی.
ولی از نگاه ما، مبارزه با محرومیتِ آن شخص، خود، یکی از اهداف مهم است و در کنار آن، تلاش برای ایجاد تحول در جامعه و برپایی نظام برتر. تلاش برای تغییر جامعه مانع از آن نمی‌شود که رفع محرومیت افراد را جزء اهداف خود قرار دهیم. باید این مبانی و اصول ساده را به یاد آوریم تا به یک رویکرد مشترک منتهی شود.