گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 110

و ولیّ امر و سایه خدا بر روی زمین می‌نامیدند و حاکمان نیز چنین می‌خواستند. حکومت خداوند به معنای آن نیست که انسانی به نام پادشاه را تقدیس کنیم و بگوییم: خدا، شاه، میهن. قرآن کریم هم می‌فرماید: « ﴿ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذَا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً »[61] و این نشانه مخالفت با نظام پادشاهی است.
به لطف خداوند در حوزه اندیشه و ایدئولوژی تمامی نیازهای فکری و فلسفیِ لازم برای تعیین مواضع و اصول و مبادی کلی در دسترس ما قرار دارد. عناوین اصلی آن هم در میثاق مشخص و روشن است و در این همایش، به یاری خداوند، درباره برنامه‌ها و راهکارها بحث خواهیم کرد.
در پایان سخنانم، چندین نکته را خاطرنشان می‌کنم؛ نکاتی که هم می‌توان آن‌ها را تحت عنوان مسائل رفتاری مطرح کرد و هم به‌مثابه بخشی از ایدئولوژی یا تکمیل‌کننده اندیشه ما طرح‌شدنی هستند. واضح است که تشکل ما جنبش است، نه مؤسسه. جنبشِ ما جنبشِ نخبگان یا برای نخبگان نیست، بلکه تلاشی است با هدف سازماندهی مردم و مردم، محرومان هستند، اعم از شیعیان و غیرشیعیان و مسلمانان و غیرمسلمانان. این محرومان همواره در وسط میدان حضور دارند؛ میدان نبرد با اسرائیل و یا میدان مبارزه اجتماعی یا نبرد فرهنگی و یا میدان مقابله با تهدیدها و میدان رقابت‌ها و کشمکش‌های موجود در عرصه میهن - که امیدواریم جنگ داخلی پایان پذیرد - میدان رقابت‌ها و مسابقه میان فرقه‌های مذهبی مختلف و میان محرومان و محروم‌کنندگان و میان افراد بی‌توجه و بی‌تفاوت به هر دو گروه.
هدف ما ساماندهی امور همه ملت است. نمی‌خواهیم قشر یا گروه جدیدی یا جمع جدیدی از نخبگان پدید آوریم و آن را جنبش محرومان بنامیم. ما مانند دیگر احزاب، حزب یا سازمان یا مؤسسه نیستیم؛ اعم از مرد و زن و کودک، بی‌سواد و باسواد، روستایی و شهری و کوچک و بزرگ مورد توجه ما هستند و هدف ما شامل آنان می‌شود. تشکل ما اهل عمل است. بدیهی است که همه مردم نمی‌توانند مسئول یا عضو این جنبش باشند. گروهی از مردم وظیفه‌شان این است که در زمان حمله اسرائیل در خانه خود بمانند و فرار نکنند. آشفته نشوند و ازدحام ایجاد نکنند و راه را بر نظامیان نبندند و جرعه‌ای آب به مبارزان بدهند. از هر انسانی توقعی داریم. در میان این ملت و این جمعیت پرشمار، ما ستون فقرات و سلسله اعصاب را تشکیل می‌دهیم. می‌خواهیم همه را سامان بدهیم و به همین سبب، مؤسسه و سازمان مستقل نیستیم. در میان اعضای جنبش ما دوستی و برادری برقرار است. هدف ما آن نیست که حکومت را در اختیار بگیریم و از آن طریق به مردم خدمت کنیم. از حالا هدف ما ساماندهی مردم است، پس ما حزب یا مؤسسه نیستیم.
از سوی دیگر، ما قشر یا گروهی جدید نیستیم، بلکه نهضتی هستیم برای خدمت به مردم، همه مردم، و برای خدمت به محرومان، همه محرومان. سوگندنامه را به یاد آورید. آنجا گفتیم تا زمانی که در لبنان یک محروم وجود داشته باشد، ما آرام نمی‌گیریم و سکوت نمی‌کنیم. هرچند آن محروم بی‌سواد باشد، پیرو مذهبی دیگر باشد، روستایی باشد، پیر و فرتوت باشد... این است هدف ما. این نکته باید کاملاً مورد توجه قرار گیرد. این حادثه

[61]. «پادشاهان چون به قریه‌ای درآیند، تباهش می‌کنند و عزیزانش را ذلیل می‌سازند.» (نمل، 34)