گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
105
در وجود او مهیا شده است. جوانان بعلبک سه گروهِ رزم تشکیل دادند و به میدان رفتند و پیکر پاک او را بیرون آوردند. خانوادهاش میدانستند که فرزندشان در اثر اهمال و بیتوجهی کشته نشده، بلکه در میدان نبرد به شهادت رسیده و مرگ حق است.
پس از آن، برای عرض تسلیت به خانه چهار شهید دیگر رفتیم. آنان در نبرد حَمّار در نزدیکی کَرَک کشته شده بودند. اندوه و گریه و زاری و سرزنش و شماتت و پشیمانی کاملاً مشهود بود. یکی میگفت: «از فرزندان ما چه میخواهند که آنان را با سن و سال کم به جنگ میبرند؟» دیگری میگفت: «چرا باید جنازه فرزند من سه روز در کوهها بماند، سپس، ارتش لبنان منت بگذارد و جنازهاش را برایم بیاورد؟» سومی میگفت: «به جوانان فقط اسلحه میدهند، نه چیز دیگر.»
اینها نشان میدهد که برخی احزاب مردم را با فریب به جنگ وامیدارند. با همه فریبکاریهایشان باید سرانجام بهای این کار خود را بپردازند.
بدینترتیب، در آن مرحله ما علاوه بر بحرانِ دشوار و طاقتفرسا، با مشکلاتِ دوره تأسیس جنبش هم مواجه بودیم و در کنار همه آنها، در نظامی که از کذب و فریب آکنده بود، مسئله بیصداقتی را هم پیش رو داشتیم. البته، وقتی با صداقت سخن میگوییم، چهبسا به مذاق عدهای از مردم خوش نیاید و افکار عمومی آن را نپذیرد.
تروریسم فکری و رسانهای و تحویل اسلحه برای اغوای مردم و دامن زدن به فرقهگرایی از دیگر مشکلات موجود بود و با تمام این احوال، ما یک سال دشوار و طاقتفرسا را سپری کردیم و بحمدالله آن را پشت سر گذاشتیم.
اکنون که وضعیت کمی بهتر شده است، گرد هم آمدهایم تا درباره آینده گفتوگو و گذشته را ارزیابی کنیم. ما به شکل طبیعی حرکت کردیم و یک ایدئولوژی اصیل و ژرف را مبنای حرکت خود قرار دادیم. ایدئولوژی ضرورت است، زیرا نگرش فلسفی و مبنای فکری هر سازمان را تشکیل میدهد و عامل وحدت و همبستگی است.
اگر ما ایدئولوژی واحد نداشتیم، ممکن بود هرکدام از ما در یک مورد با هم توافق داشته باشیم و در دیگر موارد به توافق نرسیم. حتی یک شخص در دو موقعیت مختلف، رفتار یکسانی ندارد. امّا زمانی که دلهای من و شما از سرچشمه واحد سیراب شود، رفت��ر و موضع ما یکسان خواهد بود و آنگاه میتوانیم بگوییم که ما یک تشکل هستیم، یک گروه هستیم، پراکنده و متشتت نیستیم. نمیخواهم درباره نیاز به ایدئولوژی بحث کنم، بلکه میخواهم بگویم که برای ایجاد وحدت در تشکل و سازمانِ خود و برای هماهنگ کردن و عمق بخشیدن به فعالیتها و ماندگار کردن آنها نیازمند ایدئولوژی هستیم. هرچه ایدئولوژی ما بیشتر با حقایق هستی و انسانی هماهنگ باشد، فراگیرتر و ژرفتر و ماندگارتر خواهد بود. ما انسان هستیم. در جهان هستی زندگی میکنیم و در این دنیا حرکت میکنیم. اگر در ایدئولوژیِ خود، واقعیت وجودیِ انسان و حقایقِ جهانِ پیرامونِ خود را مدنظر قرار دهیم، ایدئولوژی ما صحیح و آشکار خواهد بود. ما باید واقعنگر باشیم و نباید در اوهام و خیالات زندگی کنیم.
نخستین اصل از منشور جنبش ما، هم اساس و مبنای ایدئولوژی ما و هم چارچوب آن است. نخستین اصل عبارت است از ایمان به خدا، آن هم به معنای حقیقی... (ساعت چهار و نیم است؟! بله... یک ساعت و نیم صحبت کردهام و اینها همه مقدمه
