گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 102

افتخار ما به این است که دستمان به خون شهروندان آلوده نشد و ما در به راه افتادن جنگ داخلی دخالت نداشتیم. ما حضور نداشتیم، دیگران بودند. ما همه تلاش خود را به کار بستیم تا این جنگ آغاز نشود، امّا برخلاف خواسته ما جنگ به راه افتاد. این تحلیل‌ها چندین سال بعد بررسی می‌شود و امیدواریم مواضعی که در این سخنرانی اعلام می‌کنیم، درست باشد.
جنگ و درگیری در حالی آغاز شد که ما هنوز در آغاز فعالیت خود بودیم. فعالیت ما در قالب اعتصاب و سپس، برگزاری تجمع‌های مسلحانه آغاز شد، امّا مشکل محرومیت حل نشد. دریافتیم که راه درازی در پیش داریم و پیمودن راه طولانی نیازمند برنامه‌ریزی و ساماندهی است. سازماندهی جنبش محرومان در ابتدا مخفیانه و بی‌سروصدا صورت گرفت و در ادامه، بر اثر وقایع مختلف آن را آشکار کردیم. شاخه نظامی جنبش نیز، بدون اعلام همگانی و به‌منظور دفاع و مقاومت از روستاهای جنوب، که در معرض تجاوزات اسرائیل قرار داشتند، آغاز به کار کرد تا اینکه فاجعه انفجار در عِین‌البُنَیَّه این فعالیت را نیز آشکار ساخت. بدین‌ترتیب، خداوند اراده کرده بود که ما را همچون انسانی که شنا کردن بلد نیست، در وسط دریا قرار دهد و سپس، از ما مراقبت کند تا شنا کردن بیاموزیم. من هیچ‌گاه عضو تشکیلات یا حزبی نبودم و حضور در حزب یا تشکلی را تجربه نکرده بودم، امّا به ناگاه خود را در کنار شما یافتم. اگر می‌خواهیم اهداف و آرمان‌های مردم را به پیش ببریم، باید آن را سازماندهی کنیم و این کار به خواست خدا ممکن شد.
جنبش محرومان به‌مثابه تجربه شکل گرفت و در میان همه فِرَقِ مذهبی و همه اقشار، اعضا و هوادارانی داشت. جنبش در قالب تشکلی منظم و در ساختاری هرمی شکل به وجود آمده بود. در ابتدا، درصدد بودیم که جنبش را در دو سطح به پیش ببریم؛ سطح عام و سطح خاص. امّا به‌سرعت دریافتیم که در چنین حالتی دشواری‌ها و دوگانگی‌ها و تناقض‌هایی پدید خواهد آمد و موجب پراکندگیِ تلاش‌ها خواهد شد. این بود که از شش ماه پیش یا بیشتر، دو جنبش را یکی کردیم و جنبش محرومان در قالب نهضتی سیاسی - اجتماعیِ یک‌پارچه در لبنان آغاز به کار کرد. اساسنامه‌ای برای آن تدوین شد که در قالب منشوری مدون پیش روی شما قرار دارد. در این همایش می‌خواهیم این منشور را بررسی کنیم و درباره جزئیات آن بحث و گفت‌وگو کنیم.
در مسیر خود با دشواری‌هایی مواجه شدیم، ولی آن دشواری‌ها را تجلیِ عنایتِ خداوند می‌دانیم که می‌خواهد ما را در حل مشکلات و برطرف کردن رنج‌های خود کارآزموده کند. به یاد دارید که در سال 1974 یا اواخر 1973 میلادی، پیش از بحرانی شدن اوضاع، جنبش محرومان عرصه سیاسی لبنان را به تسخیر خود درآورده بود و همایش‌ها و سخنرانی‌هایی که جنبش برگزار می‌کرد، در صدر اخبار کشور قرار داشت و به خاطر دارید که حکومت نیز از جنبش کینه به دل داشت. هرچند تا مدتی مجبور بود حفظ ظاهر کند و حتی رئیس‌جمهور هم در مجلس اعلا حاضر شد که به نوبه خود نوعی تسلیم و پذیرش ظاهری به شمار می‌آمد. در عین حال، این جنبش بیش از هر حزب یا گروه دیگر در معرض کینه‌توزی و دشمنی قرار داشت. چنان‌که گفتم مسئولان دولتی با تندروترین گروه‌های چپ‌گرا و با هر گروه و دسته‌ای همکاری می‌کردند و هم‌پیمان می‌شدند تا از همکاری با ما بگریزند. امّا زمانی که اوضاع بحرانی