گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 97

از آنان هستیم و آنان هم جزئی از ما هستند، امّا باید بگوییم که در دام تلاش‌های مخرّب گرفتار شدیم. کشور ما دچار استعمار بود و روستاهایمان محروم بودند. شهرها در زیر یوغ فئودالیسم و نابرابری و ستم قامت خم کرده بود و با این همه، ما برای کشور خود تظاهرات نمی‌کردیم، امّا برای روزنبرگ یا چکسلواکی یا آلمان غربی و شرقی و یا فیلیپین و دیگر کشورها تظاهرات به راه می‌انداختیم و این یعنی تلاش نابه‌جا و بی‌ثمر.
بدین‌ترتیب، هم گلایه و شکایت وجود داشت، و هم بهره‌کشی و سوء‌استفاده در دو بُعد شخصی و بین‌المللی جلوه‌گر بود. این‌ها همه تلاش‌های نابه‌جا و انحراف‌آوری بود که خیزش محرومان را از چارچوب و مسیر اصلی خود خارج می‌کرد.
خیزش و نهضت صحیح آن است که خود و کشور و میهن و امت و جهان، هریک را به‌اندازه حقیقی آن ببینیم و در جای خود قرار دهیم. البته، ما نمی‌توانیم جنگ ویتنام را از یاد ببریم و انقلاب الجزایر یا وقایع آمریکای جنوبی را نادیده بگیریم. این غیرممکن است. امّا آیا درست است که محرومیت و وضعیت خود را از یاد ببریم؟
دوستان جوان ما به یاد دارند که در آغاز شکل‌گیری جنبش محرومان در دانشکده علوم سخنرانی داشتیم و جنبش دانشجویی هم در اوج خود بود و راهپیمایی و تجمعات متعدد برگزار می‌شد. در یکی از آن تجمعات حدود سی مورد از خواسته‌های جن��ش مطرح شد. در آن فهرست حتی یک مورد از خواسته‌ها هم به مسائل جنوب لبنان مربوط نمی‌شد. این‌گونه بود که توجه ما را از مسائل و مشکلات خود منحرف می‌کردند و تلاش ما را در خدمت اهداف دور از دسترس بین‌المللی قرار می‌دادند. نتیجه آن راهپیمایی‌ها آن بود که صدای ضعیفی از ما در جهان به گوش می‌رسید تا روزنامه‌های آمریکا و شوروی بگویند که مردم فلان منطقه هم راهپیمایی می‌کنند.
خلاصه اینکه محرومیت وجود دارد و خیزش و اعتراض محرومان امری طبیعی است. امّا پس از آنکه محرومیت از مرحله طغیان گذشت، به چرخه گلایه و شکایت افتاد. ناله و زاری هم یکی از مراحل به شمار می‌آید، امّا عقده‌گشایی خطرناک است. مبادا زاری کنید و دشنام دهید. اگر می‌خواهید مسئله‌ای را حل و فصل کنید، هرگز از آن بدگویی نکنید و به دشمنان دشنام ندهید. امام علی(ع) می‌فرماید: «خوش ندارم که دشنام‌گو باشید.» دشنام گفتن عقده‌گشایی است.
اینکه من با فلانی مخالفم، با فلان تفکر و فلان حزب مخالفم، با فلان کار مخالفم... وقتی بدگویی می‌کنیم و فریاد می‌زنیم، اقدامی صورت نمی‌دهیم. آنان که بر فراز تریبون‌ها فریاد می‌زنند و می‌خواهند حرف را جایگزین عمل کنند، همان‌ها در پی عقده‌گشایی هستند. کسی که کینه‌ای مقدس بر ضد انحراف و تباهی در دل دارد، خاموش است و اگر سخن بگوید، برای فراخوان ��ردم، برای گردآوردن و آگاه کردن مردم سخن می‌گوید. امّا اگر من فقط عقده دلم را خالی کنم، دشنام دهم و نفرین کنم، یعنی آن‌گونه باشم که نزد ما معمول شده است، این نوعی تخلیه است. اگر کسی بخواهد کاری صورت دهد، باید تلاش کند مردم را آگاه کند.
آخرین تلاش‌ها در گوشه و کنار صورت گرفت. در صور و بِقاع و بیروت و عکار و جبل لبنان و شُوف و دیگر مناطق صداهایی به اعتراض بلند شد و برای مطالبه حقوق مشروع و ازدست‌رفته فعالیت‌هایی