گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
94
مینگریستند، نه با نگرش جامد و متحجرانه.
اجتهاد عبارت بود از نگاه آنان به حقیقت؛ و جهاد، که سند اسلام و حقیقت است، انگیزه آنان برای حرکت و تلاش بود؛ و آنان به شهادت رسیدند و کشته شدند. تاریخ ما آکنده از شهادت و ایثار است و مصیبت به بخشی از حیات روزمره ما تبدیل شده است.
بدینترتیب، به مرور زمان، خاطرات و یادگارها نیز، به یکی از عادات معمول تبدیل شد و گریه بر حسین(ع) و شهدا به خودی خود موضوعیت یافت. گرد هم جمع میشوند و گریه سر میدهند. برای چه میگریند؟ اگر گریه فقط برای گریه باشد، این مسئله به نوعی توقف اندیشه حسینی است. گریه برای تجدید خاطره مصیبت و عامل حرکت در راه آن است.
تشیع و همچنین اسلام، نیز اسلامی راستین بود؛ تسلیم شدن در برابر خداوندگار جهانیان، نه تسلیم شدن در برابر مردمان یا هوای نفْس و یا رهبران و روحانیون، و نه تسلیم شدن در برابر مساجد، فقط تسلیم شدن در برابر خداوند. اسلام ما اسلامی انسانی و در خدمت همگان است، نه یک مفهوم تبعیضآمیز و نژادی. امّا مصیبت ما و رنجهای ما از آنجا ناشی شد که پس از رحلت پیامبر(ص)، اسلام در صراط مستقیم باقی نماند؛ تقسیم و تجزیه شد و در خدمت اشخاص و افراد قرار گرفت. اسلام نردبان و سکوی پرتاب برای رسیدن به حکومت شد. از اسلام سوءاستفاده شد. البته، با وجود همه تلاشهایی که برای خدشهدار کردن چهره اسلام صورت گرفت، اصل اسلام از ادامه راه بازنماند و همچون شعله و گوهری درخشان باقی ماند. بهویژه، با وجود قرآن کریم در منابع دین، اصل اسلام باقی ماند. مصیبت ما آن است که اکثریت امت اسلام سقوط کردند و از ادامه راه بازماندند و مردد شدند و به عقب بازگشتند. طمعورزی بر آنان سیطره یافت و استعما�� چیره شد و توانست امکانات و منابع کشورها را چپاول کند. سرزمین و اموال و میراث ما را غصب کردند و سرانجام، فرهنگ ما را به استعمار کشیدند. ما را از تاریخ خود جدا کردند و توانستند بر اندیشهها و دلهای ما مسلط شوند. ولی با همه این احوال، اسلام باقی ماند و میراث ماندگار شد و اکنون ما فراخوانده شدهایم که آن را برگیریم و بدان تمسک جوییم.
در گذشته، خطرها و تهدیدها بر دو نوع بود: نخست، خطرهای کشنده و تهدیدکننده جان و مال؛ و دیگری، خطرها و تهدیدهای اغواکنندهای همچون راحتطلبی و رفاهزدگی و سرگرم شدن به اموری که انسان را از پیکار بازمیدارد.
در تاریخ مکه آوردهاند که در نیمه دومِ قرنِ نخستِ هجری، اهل مکه به عاداتِ دوران جاهلیت بازگشتند و خانهها از فساد و انحراف و تباهی آکنده شد. پس، خطر فقط از جانب دشمن نیست. ای برادران، موفقیت و پیروزی و دستیابی به نعمت و مال نیز، میتواند خطری بزرگ باشد و استقامت و پایداری انسان را در زندگی تهدید کند. از طرفی، بنابر نقل تاریخ، این منطقه عرصه مقاومت و پیکار بوده است و چنانکه در کتاب استیعاب ذکر شده، منطقه ما را منطقه اشغال و جهاد مینامیدند و مسلمانانِ نخستین برای تبلیغ و دعوت به اسلام به این منطقه میآمدند. پدران ما ایمان آوردند و اسلام آوردند و شیعه شدند. وجود و هویت خود را حفظ کردند �� آبادیهای خود را بر فراز کوهها بنا کردند و همواره در حال احتیاط و مراقبت و پایداری بودند. هیچ امتی همانند رنجها و مصیبتها و مشکلاتی را به یاد ندارد
