گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 93

خداوند ببرهایی کاغذی بیش نیستند. در برابر اراده الهی همه‌چیز فرومی‌افتد: هیبت آمریکا، وسعت اتحاد شوروی، عظمت بازار مشترک اروپایی، ثروت اعراب و تکنولوژی اسرائیل. همه انواع طغیان و فساد در برابر اراده حق الهی فرو می‌پاشد. در جهان جز یک حقیقت واحد وجود ندارد و هرکس به آن حقیقتِ متکاملِ جهانی چنگ زند، پیروز است.
ما همایش خود را با این تواضع و با این سربلندی آغاز می‌کنیم و امیدواریم که نشست‌های ما تکرار شود. گام‌های بلند و بزرگی در راه رسیدن به این هدف بزرگ برداشته‌ایم؛ هدفی که از انسان آغاز و به تمامی هستی منتهی می‌شود، که ما از خداییم و به سوی او باز می‌گردیم، و چنان‌که رسول خدا(ص) می‌فرماید: «وَلَو أنَّ عَبداً مُؤمناً قامَت قِیامَتُهُ وَ بِیَدِهِ غرسة لَغَرَسَها قَبلَ أن یَمُوتَ.» (اگر بنده مؤمنی را مرگ فرارسد و نهالی در دست داشته باشد، پیش از مردن آن نهال را در زمین می‌کارد.) بر این اساس، رفتار ما حرکتی مستمر و تلاشی همیشگی و امیدی بی‌پایان و اراده‌ای برخاسته از اراده خداوندِ شکست‌ناپذیر است و اندیشه‌ای است که از عقل و اندیشه هستی سرچشمه می‌گیرد و به خواست خدا این راه را ادامه خواهیم داد. هدف این همایش آن است که مرحله‌ای را که گذشت و مرحله‌ای را که در پیش داریم، ارزیابی کنیم و برای ورود به ژرفای بحث لازم است اندکی به تاریخ گذشته دور و نزدیک بازگردیم.
ما مسلمان و شیعه هستیم و تشیع از نگاه ما نه یک مذهب در میان مذاهب اسلامی، بلکه ایدئولوژیِ مسلمانان پیشتاز است. تشیع هیچ‌گاه ��انند اسلام مقوله‌ای نژادی نیست[55] که افراد را طبقه‌بندی کند و آن‌ها را از دیگر انسان‌ها جدا سازد، بلکه تشیع اندیشه‌ای است که انسان به آن معتقد می‌شود و به آن عمل می‌کند. و از آغاز اسلام، امامان ما و نیاکان و اهالی سرزمین ما بر مبنای چنین برداشتی از اسلام رفتار می‌کردند، مسئولیت خود را بر دوش می‌کشیدند و برای امت اسلام از منافع خود چشم‌پوشی می‌کردند. آنان خود را جزئی از این امت می‌دانستند و برای مبارزه و برای بر دوش کشیدن بار مسئولیت از یکدیگر پیشی می‌گرفتند، امّا غنیمت‌ها و دستاوردها از آنِ همه بود و آنان به سهم یک نفر بسنده می‌کردند، و همچون شمعی بودند که می‌سوزد و آب می‌شود تا راه دیگران را روشن کند.
امامان ما در چنین راهی قدم برمی‌داشتند. امّا پس از آن، تشیع به مقوله‌ای نژادی تبدیل شد و هرکس از والدینْ شیعه‌مذهب یا در جامعه شیعی زاده می‌شد، شیعه نام گرفت. امام صادق(ع) این امر را نفی می‌کند و تشیع را ویژگی و صفت می‌داند، نه نژاد و طبقه برای انسان. برداشت ما از تشیع این‌گونه است.
امامان و نیاکان و پدران ما خویشتن را از یاد برده و خود را وقف خدمت به امت کرده بودند، پیکار کردند و اجتهاد کردند، و افتخار ما این است که باب اجتهاد به روی ما بسته نبوده است. اجتهاد تلاشی است برای تطبیق احکام کلی شرع با وضعیتِ فعلیِ زندگی؛ استنباط احکام برای موضوع و برای اجرا. از این رو، همه وقایع را با دیده اجتهادی و پویا و واقع‌گرایانه

[55]. منظور امام اسلام به معنای متداول یا اسلام به مفهوم رایج آن است که در برابر اسلام به معنای حقیقی یا «اسلام قرآنی» قرار می‌گیرد. امام صدر در متن همین سخنرانی این معنا را تشریح می‌کند و می‌گوید: «اسلام را به معنای قرآنی آن می‌نگریم، نه معنای رایج... معنای حقیقی اسلام عبارت است از تسلیم شدن در برابر خداوند با عقل و دل و اعمال. اسلام به این معنا، مقوله‌ای نژادی نیست. امّا امروزه در جامعه ما، انسانی که از والدین مسلمان به دنیا می‌آید، مسلمان نادیده می‌شود، حتی اگر از اسلام هیچ نداند و به هیچ‌یک از تعالیم آن عمل نکند. بدین‌ترتیب، اسلام نیز مانند دیگر ادیان به نژاد و تبار تبدیل شده است.» و در جای دیگر می‌گوید: «اسلام به معنای رایج کنونی آن یک مؤسسه یا نژاد و تبار است که برای منافع شخصی از آن سوء‌استفاده شده است.»