از پیروان دیگر فرقههاست، هرچند احمق و دروغگو باشد. این معیار شبیه این شعار است که «برادرت را یاری کن، خواه ستمگر باشد یا ستمدیده.»
5. مؤمن جز در راه خدا و برای مبارزه با ستمگر و یاری دادن به ستمدیده و ایستادگی در برابر دشمن و برپا کردن حق نمیجنگد، در حالی که فرقهگرایان از سر ستم و تجاوز میجنگند، زیرا از مردم بیزارند و از آنان بر خود بیمناک هستند: « ﴿ الَّذِینَ آمَنُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ ﴾ .»[51]
6. رسالت ما دعوت به یکتاپرستی و یکپارچگی و همکاری میان همه مردم است: « ﴿ قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَی کَلِمَة سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللهَ وَلاَ نُشْرِک بِهِ شَیْئاً وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللهِ ﴾ »[52]؛
« ﴿ وَتَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی وَلاَ تَعَاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ﴾ .»[53]
در عهدنامه امام علی(ع) به مالک اشتر (هنگامی که او را به فرمانداری مصر فرستاد) آمده است: «نسبت به رعیت، چونان حیوانی درنده مباش که خوردنشان را غنیمت شماری، زیرا آنان دو گروهاند: یا همکیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش.» امّا فرقهگرایی سبب پراکندگی و اختلاف است، زیرا بر اجتماع مردم بر گرد خود تأکید میکند، نه بر گرد انسان و مصلحت بشریت.
خلاصه سخن
1. پایبندی به رسالت الهی از روی باور و شفافیت و بینش ننگ نیست. آنچه ننگ است، گریختن انسان از حق است: یا به سبب همراهی کردن مردم در باطل یا به سبب ترس از رویارو شدن با آنان.
2. خدای بخشاینده و مهربان، ادیان را نه برای کشمکش و تعصبورزی و کینهتوزی که برای ساختن دنیایی رو به کمال از رهگذر همیاری و همراهی فرو فرستاده است و این انسانها هستند که اهداف ادیان را برای خدمت به منافع خود تغییر دادهاند.
3. با توجه به تفاوتهایی که برای متمایز شدن دین از فرقهگرایی برشمردیم، روشن میشود که آنچه انسان مؤمن و دیندار را از فرقهگرا، و اصلاحطلب را از ارتجاعگرا متمایز میکند، رفتار عملی و سلوک آنهاست.
4. نیروهای اصلاحطلب اگر بخواهند با مردم همبستگی حقیقی پیدا کنند تا آنها را به راه حق رهنمون شوند، باید چنین انگیزههای واقعی داشته باشند، حکیمانه نیست که عامل دین را نادیده بگیریم و برای ضربه زدن به آن تلاش کنیم، زیرا دین نیرومندتر از آن است که متلاشی شود. پس باید برای عمق بخشیدن به آن و متبلور ساختن آن و برای پیوند دادن آن به مسئله تغییر جامعه یا به عبارت بهتر پیوند دادن مسئله تغییر به آن، تلاش کنیم وگرنه نادیده گرفتن دین فرایند تغییر در جامعه را به تأخیر میاندازد و بلکه از آن جلوگیری میکند. والسلام علیکم.
[51]. «آنان که ایمان آوردهاند، در راه خدا میجنگند، و آنان که کافر شدهاند در راه شیطان.» (نساء، 76)
[52]. «بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمهای که پذیرفته ما و شماست پیروی کنیم: آنکه جز خدای را نپرستیم و هیچچیز را شریک او نسازیم و بعضی از ما بعضی دیگر را سوای خدا به پرستش نگیرد.» (آل عمران، 64)
[53]. «و در نیکوکاری و پرهیز همکاری کنید نه در گناه و تجاوز.» (مائده، 2)
