خدای متعال فرموده است: « ﴿ وَ مَا أَرْسَلْنَاک إِلاَّ کَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِیراً وَ نَذِیراً ﴾ .»[47] پیامبر(ص) نیز فرمودهاند: «همه مخلوقات عیال خداوندند و محبوبترین فرد در نزد خدا کسی است که به عیال خدا بیشتر سود برساند.» مسیح(ع) نیز فرموده است: «با مردم همانگونه رفتار کنید که دوست دارید آنان با شما رفتار کنند. دشمنانتان را دوست بدارید و به آنان نیکی کنید و قرض دهید، بدون آنکه توقعی داشته باشید.»
امّا فرقهگرایی، تعصبی نابخردانه و پنهان شدن در لاک خود در چارچوب یک فرقه واحد و دشمن شمردن دیگران است. در اینجا باید به برخی لغزشهای جنبشهای ترقیخواه اشاره کنیم. آنها مسئله فرقهگرایی را درک نکردند و آن را عارضهای سطحی بر حیات جامعه به شمار آوردند. از این روست که برخی از آنها فرقهگرایی مسیحی را دارای جوهره راستگرایی و ارتجاعطلبی میدانند و فرقهگرایی اسلامی را ترقیخواه میشمارند.
هرچند میان این دو فرقه تفاوتهایی وجود دارد که میتواند سلاحی اثرگذار در روند تغییر جامعه باشد، واقعیت این است که فرقهگرایی خواه مسیحی باشد یا اسلامی، ارتجاعگرایی (واپسگرایی) است و سوءاستفاده از این بیماری برای ایجاد تغییر در جامعه، درست نیست و تغییراتی که پدید خواهد آمد، بنیادش بر آب خواهد بود.
اندیشه مترقی دینی است که میتواند رنگ فرقهگرایی تعصبی را از دین بزداید. ما سخت نیازمند انقلابی تئوریک در دنیای ادیان هستیم تا روح پاک آن را، که همواره اهل نفاق و تعصب برای نابودی آن تلاش کرده و میکنند، به آن بازگردانیم.
3. آزاداندیشی و اعتقاد پایه و اساس حمل رسالت الهی است، زیرا حق و باطل روشن هستند و حق هیچگاه بر خود نمیترسد و بلکه با زبان عقل نیرومندتر میشود. خداوند فرموده است: « ﴿ سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ﴾ .»[48] « ﴿ لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ ﴾ .»[49]
پایه و اساس فرقهگرایی تکیه بر مجموعه افرادی است که از پدران و مادرانی با دینی معین متولد شدهاند. در فرقهگرایی تحریک عواطف است که وابستگی دینی را عمیقتر میکند.
4. معیار ارزیابی مؤمن، میزان پایبندی او به احکام دین است: « ﴿ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاکُمْ ﴾ .»[50] پیامبر(ص) فرموده است: «اگر فاطمه دختر محمد هم دزدی کند، دستش قطع میشود.»
مردم در برابر قانون یکسان هستند. امام علی(ع) و مردی غیرمسلمان که زره ایشان را برداشته بود، هر دو در نزد قاضی بهطور برابر حاضر شدند، چراکه شاکی و متهم در پیشگاه قانون برابر هستند تا بین آنها حکم شود. این ماجرا که در زمان خلافت امام علی(ع) رخ داد، بهترین نمونه از معیار درست ارزشگذاری است.
امّا معیار در فرقهگرایی، برآورده کردن منافع فرقه خود است و ایستادن در برابر دیگران، صرفاً به این سبب که بیرون از این فرقه هستند. بر این اساس، کسی که جزو فرقه آنان است، ��سیار بهتر
[47]. «تو را به پیامبری نفرستادیم، مگر بر همه مردم مژدهدهنده و بیمدهنده.» (سبأ، 28)
[48]. «زودا که آیات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهیم داد تا برایشان آشکار شود که او حق است.» (فصلت، 53)
[49]. «در دین هیچ اجباری نیست، هدایت از گمراهی مشخص شده است.» (بقره، 256)
[50]. «هر آینه گرامیترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.» (حجرات، 13)
