4. تفاوت های میان دین و فرقه گرایی
1. رسالت ما دین الهی است که خدا برای هدایت بشر به سوی راه راست طی دورههای زمانی گوناگون از ابتدای آفرینش فرو فرستاده است. در این دورهها پیامبران(ع) بسیاری طبق برنامهای الهی قدم گذاشتهاند، تا اینکه با نبوت حضرت محمد(ص) رسالت الهی به مرحله کمال رسید: « ﴿ وَ وَصَّی بِهَا إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَ یَعْقُوبُ یَا بَنِیَّ إِنَّ الله اصْطَفَی لَکُمُ الدِّینَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ﴾ .»[45]
فرقهگرایی خطری حقیقی برای دین به شمار میآید، زیرا منفعتطلبان از سیاستمداران و ثروتمندان بیدرد، در این چارچوب فعالیت میکنند. فرقهگرایی مَرکبی است که فئودالها و بهرهکشان و مقامپرستان بر آن سوار هستند؛ همانها که از گسترش حس فرقهای سود میبرند، زیرا این احساس، مرکبی برای بهرهکشی آنان و پردهای بر روی برتریجویی آنان است.
دین راستین سوداگری با ارزشها را رد میکند و اینان را به عذابی همیشگی و نفرینی دائمی تهدید میکند و همگان ��ا به مبارزه با اینان و رسوا کردن دروغهایشان فرا میخواند. حضرت مسیح فرموده است:«این مردمی که شریعت را نمیفهمند، ملعون هستند.» پیامبر(ص) نیز فرموده است: «از ما نیست کسی که به تعصب قومی دعوت کند. هرکس کورکورانه زیر پرچمی بجنگد و از روی تعصب خشمگین شود یا به تعصب فرا بخواند یا قوم خود را از روی تعصب یاری کند و کشته شود، به مرگ جاهلی کشته شده است.»
به همین ترتیب، سیاستمدارانی که با سوداگری با ادیان مردم را فریب میدهند تا از این راه به خواستهها و منافع خاص خود دست یابند، دشمنان دین و ملت هستند، هرچند اهل نماز و روزه باشند، زیرا دین به ما میآموزد که برای شناخت دینداران نباید به رکوع و سجده طولانی افراد نگاه کنیم، زیرا ممکن است به این کار عادت کرده باشند و ترک آن سبب آشفتگی و پریشانی شود؛ بلکه باید به راستگویی و امانتداری آنها بنگریم.
در یک کلام، رفتار عملی فرد ملاک است نه ظاهر او، زیرا ارزش هرچیز، به حقیقت و جوهر آن است نه ظاهر و شکل آن. از این رو، باید از چهره اینان پرده برداریم تا میدان نبرد به نبرد میان اهل دورویی و فریبکاری و سوداگری با دین از یک سو، و مؤمنان و متعهدان به اصول دینی از سوی دیگر، تبدیل شود.
2. رسالت ما رسالتی الهی و همهجانبه است که بینشی واقعی از هستی و زندگی و انسان ارائه میدهد و برای نقش انسان از پیش از تولد تا پس از مرگ برنامهریزی دارد. رسالت ما عقیدهای الهی است که نظامی کامل و فراگیر برای انسانیت از آن سرچشمه میگیرد: « ﴿ وَ نَزَّلْنَا عَلَیْک الْکِتَابَ تِبْیَاناً لِکُلِّ شَیْء وَ هُدًی وَ رَحْمَةً وَ بُشْرَی لِلْمُسْلِمِینَ ﴾ .»[46]
رسالت ما دعوتی است جهانی و گشوده برای همه ملتها به منظور عمق بخشیدن به مفاهیم برابری و همکاری میان مخلوقات و ایجاد یکدلی، که بیانگر نیازی روانی است که مردم را به یکدیگر پیوند میدهد. این یکدلی همان همفکری (الهی) است که مردم را گرد هم میآورد و از منافع فردی یا فرقهای یا نژادی یا حزبی یا طبقاتی تأثیر نمیپذیرد.
[45]. «ابراهیم به فرزندان خود وصیت کرد که در برابر خدا تسلیم شوند. و یعقوب به فرزندان خود گفت: ای فرزندان من، خدا برای شما این دین را برگزیده است، مبادا بمیرید بیآنکه بدان گردن نهاده باشید.» (بقره، 132)
[46]. «و ما قرآن را که بیانکننده هرچیزی است و هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است، بر تو نازل کردهایم.» (نحل، 89)
