گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 81

عده‌ای آن را برنامه اصلاح سیاسی خواندند. کسانی هم آن را ریشخند گرفتن توافق‌نامه تجاری دانستند. یکی از اعضای هیئت سوری وقتی دید که دعوا بر سر اسم است، در حالی که کشور در آتش می‌سوزد و حتی روستاهایی از دست می‌رود؛ آن روز حوش‌بردی یا یکی از روستاها در عکار در ظرف یک روز یا چند ساعت سقوط کرد، ولی ما بر سر این مناقشه می‌کردیم که فرشتگان مرد هستند یا زن؟ گفتند: این توافق‌نامه تجاری است، و همین‌طور شد. وقتی توافق کردیم، زمزه‌هایی درباره قیمومت و سرپرستی شنیدیم. برحسبِ تصادف خبرنگار خبرگزاری فرانسه، وقتی در مجلس بودیم، بدون اطلاع از ابعاد مسئله، از من سؤال کرد و من گفتم که توافق شده است، امّا نه در قانون اساسی. هیچ‌کس بابت اینکه چیزی نوشته شده یا نشده به جنگ نمی‌رود.
از دیدگاه من وسیله جزئی از هدف است و انسان نمی‌تواند با دروغ مردم را جذب کند و به سعادت برساند.
اگر درون اتاق تعهدی کردم، بیرون از اتاق تعهدم را اعلام می‌کنم، خواه مردم دشنام دهند یا ندهند، زیرا من باید راستگو باشم. بنابراین، روش و مسیر حرکت ما کمال است و نیز همه اهداف ما کمال است. از این رو، من از جوانان جنبش درخواست می‌کنم که در جلسات و نشست‌های خود، نمونه‌ای برای جامعه‌ای باشند که فردا می‌خواهیم داشته باشیم: با همان صفا و صداقت. در برخورد با یکدیگر همان روحیه دموکراتیک و تحمل‌پذیری را داشته باشید که فردا قرار است به آن برسیم.
برگردم به ادامه صحبتم. جلسه به بحث و مناقشه کشید. من گفتم: برای من مایه تأسف است که تنها نماینده شیعیان در این کشور باشم، زیرا هیچ سیاستمدار دیگری در این دیدار حضور ندارد، در حالی که شیعیان محروم‌ترین، پرجمعیت‌ترین و پرآشوب‌ترین گروه‌اند. با این حال، من از طرف شیعیان و با مسئولیت تاریخی خود این کار را با صراحت و بدون غرولند کردن می‌پذیرم. چرا؟ از برادران می‌پرسم: آیا ما جنگیدیم؟ کدام‌یک از شما برای برآورده شدن مطالبات اعلام جنگ کرده است؟ آیا ما از مردم خواستیم بجنگند؟
من شخصاً می‌دانم. همان‌طور که گفتم در مناطق ما جنگ بود، ولی جوانان ما که محروم‌ترین و معترض‌ترین جوانان هستند، جنگ را آغاز نکردند، صبر کردیم، گفت‌وگو کردیم، به آشتی دعوت کردیم و اعتنا نکردیم. در نهایت نیز برای دفاع از خود جنگیدیم، نه بیشتر. پس این ما نبودیم که جنگیدیم تا الان شرط بگذاریم. آن‌ها هدفی داشتند: تجزیه کشور یا اشغال جنوب یا از بین بردن مقاومت فلسطین یا هر هدف دیگری، ولی موفق نشدند. خدا خیرشان دهد!
ادامه یافتن جنگ خطرساز است. از شما می‌پرسم: آیا دشمنان ما به سبب قدرت تهاجمی ما شکست خوردند؟ ما چه قدرت تهاجمی داریم؟ فرقی نمی‌کند که نیروهای ملی لبنانی باشند یا نیروهای سوریه یا نیروهای فلسطین، زیرا من در لبنان برای فلسطین رنج می‌کشم. اگر نیروهای فلسطینی از من دفاع کنند، مهم نیست. این وظیفه آنان است. ارتش سوریه یا فلسطینی یا لبنانی دفاع کند، فرقی ندارد. من به جای آنان رنج می‌کشم و تحمل می‌کنم و آنان باید به جای من تحمل کنند. قدرت تهاجمی به وجود آمد و حمله کرد و زغرتا را محاصره کرد و همچنین، زحله و دامور و آنان را شکست داد. ولی ما نیز شکست خوردیم. جنگ که تنها قدرت تهاجمی نیست.