گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
80
انسان مؤمن و متعهد باید در حرکت باشد و هر اندازه آرمان او بزرگتر باشد، رنج و سختیاش بیشتر است. در نتیجه، مردم را دستهبندی نمیکند و از راستگرا و چپگرا کینهای به دل نمیگیرد. میخواهد اوضاع را تغییر دهد و جامعهای بهتر برپا کند. اگر هم او را چپگرا بنامند، برایش مهم نیست. از این منظر، او همه مردم را میپذیرد و همه آنها را معذور میداند و با آنها همکاری میکند. معنای دستهبندی نکردن مردم این است.
ما در مسیر حرکتمان اتهام نمیزنیم و این نکته ششم است: سلوک و راه و روش ما صداقت است. وقتی هیئت سوری به لبنان آمد، ما با آنها دیدارکردیم. آنها به ما گفتند که ما در لبنان دریافتیم که غلبه کردن یک گروه بر گروه دیگر ممکن نیست، زیرا معنای آن تجزیه کشور است. اگر گروهی بر گروه دیگر چیره شود، بدان معناست که ما زخم را عمیقتر کنیم و گروهی که شکست خورده باز خواهد گشت، هرچند پس از صد سال، و انتقام خواهد گرفت. بنابراین، ما به تغییر از راه گفتوگو میان دو گروه دعوت میکنیم. هرچند این دو گروه نماد و سمبل باشند.
ما از جبهه ملی و گروههای اسلامی افرادی مذاکرهکننده میخواهیم. ابتدا به مارونیان میانهرو امید بستیم، ولی آنها هیچ اقدامی نکردند. سپس در دورهای، ما و جبهه ملی و مقاومت فلسطین بر کمیل شمعون تکیه کردیم، ولی پس از مدتی روشن شد که هم ما و هم جبهه ملی در این انتخاب اشتباه کردهایم. سرانجام، پییر جمیل را معرفی کردیم، اما او به سفر رفت و آن ش��به سیاه رخ داد. روشن شد که یا خود او در توطئه دست داشته و یا اختیار حزب در دست او نیست. ناگزیر شدیم برای گفتوگو به تنها عنصر باقیمانده، یعنی نخستوزیر تکیه کنیم. طی دو ماه توانستیم به این نتیجه برسیم که نخستوزیر از میان نمایندگان مجلس انتخاب شود و تعداد نمایندگان نیز برابر باشد.
گفتند: خب، به ما گزینهای دیگر بدهید. ما با شما هستیم و نیامدهایم تا قیّم شما باشیم و از شما نمیخواهیم که آنچه را ما میگوییم، بپذیرید، ولی با مسئولیت خودتان انتخاب کنید. گزینه جنگ را انتخاب میکنید؟ بفرمایید، بجنگید. ما در کنار شما هستیم. ولی در نظر داشته باشید که امروز اسرائیل علیرغم تهدیدهایش مجال دخالت در جنوب را ندارد و مجال برای دخالت غرب نیز وجود ندارد و در نتیجه، خطر تجزیه و نابودی مقاومت را تهدید نمیکند. ولی چهبسا اوضاع و احوال و دولتها تغییر کند. ما امروز مشکلی نداریم، ولی همانطور که حافظ اسد پریروز میگفت: شبی که ما وارد عمل شدیم، آیا این کار ریسک نبود؟ چرا ریسک بود. امکان داشت اسرائیل حمله کند. ولی احتمال آن ضعیف بود. منطقی نیست که با احتمال پنج یا ده درصد دست از کار بکشیم. چنین احتمالی نیست. ولی فردا چطور؟
ای رهبران مسلمان، ای رهبران جبهه ملی، اگر میخواهید به جنگ ادامه دهید، باید مسئولیت تاریخی خود را به گردن بگیرید. بجنگید و ما نیز در کنار شما میجنگیم، ولی باید مسئولیت احتمالی تجزیه کشور و احتمال اشغال جنوب و احتمال نابودی مقاومت فلسطین و احتمال به خطر افتادن همه کشورهای عربی را بر عهده بگیرید. اگر مسئولیت آن را میپذیرید، ما در کنار شما هستیم. اگر دوست ندارید بجنگید، این خواستهها را بپذیرید، زیرا ما کاری بیش از این نمیتوانیم انجام دهیم.
همه موافقت کردند، ولی بر سر نامگذاری آن اختلاف پیدا کردند. برخی آن را سند ملی نامیدند؛
