گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 49

می‌کند. جنبش و تحرک ما همین است، زیرا حرکت به معنای انتقال از مکانی به مکان دیگر و از حالتی به حالت دیگر است. ذات هر فرد و مقتضای وجدان او همین است. ما معتقدیم از آنجا که وجدان و فطرت، انسان را به سوی خدا دعوت می‌کند نه به سوی «خدایان» و رسالت نیز به همین دعوت کرده است، تمایل انسان به کمال مسیری بی‌پایان دارد.
همان‌طور که در تفسیر « ﴿ لا إله إلا الله » گفتیم، إله به معنای الگو و معبود و نهایت آرمان انسان است. وقتی انسان به الله ایمان آورْد، یعنی به بی‌نهایت ایمان آورده است. نهایت آرمان من این است که اخلاق خدایی پیدا کنم و آراسته و شبیه او شوم. البته، شبیه صفات او، نه ذات او. دین خطی بی‌پایان است که جهت‌گیری جنبش را مشخص می‌کند.
انسان طبی��تاً به کمال گرایش دارد و کمال در این است که انسان نسخه‌ای مطابق با الگوی خود شود و الگوی انسان، خدای نامتناهی است. بنابراین، در برابر هر انسانی در زندگی، مسیری برای حرکت است که آغاز آن معلوم و پایانش نامعلوم و نامتناهی است. از آنجا که این حرکت با منافع دیگران و با تنبلی افراد ناسازگار است، برخورد رخ می‌دهد و جنگ و درگیری شکل می‌گیرد.
در قرآن آمده است: « ﴿ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا .»[17] در آیه‌ای دیگر نیز آمده است: « ﴿ وَهَدَیْنَاهُ النَّجْدَیْنِ‌ .»[18] انسانی که می‌خواهد حرکت کند، دو الگو و دو راه، پرهیزکاری و پلیدکاری، در پیش دارد. و از همان آغاز جنگ شروع می‌شود، جنگی که تربیت اسلامی در درون انسان قرار می‌دهد: هشدار در خصوص شیطان و نفس اماره و سپس هشدار درباره حلال و حرام. بنابراین، وجدان انسان او را به حرکت به سوی کمال فرا می‌خواند و کمال نیز بر اساس وجدان و تربیت و باور به بی‌نهایت مشخص می‌شود. آرمان انسان بی‌انتهاست و انسان در این مسیر با دیگران برخورد پیدا می‌کند و درگیری آغاز می‌شود.
انسان از همان ابتدا و در برابر مسیری که آغازش پیدا و پایانش ناپیداست، در برابر خود دو راه می‌یابد: خیر و شر، پرهیزگاری و پلیدکاری، حلال و حرام. در این میان، شیطان او را به سوی فساد فرا می‌خواند: « ﴿ الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ .»[19] همه این افکاری که در برابر انسان قرار می‌گیرد، این احساس را در او پدید می‌آورد که نزاع از همان ابتدا شروع می‌شود. این نزاع در هر سخنی که می‌گویی، در هر لقمه‌ای که می‌خوری، در هر گامی که برمی‌داری و در هر موضعی که در زندگی می‌گیری، عینیت پیدا می‌کند. همه این‌ها نتیجه این نزاع و نتیجه انتخاب شماست. شما پس از کشمکشی طولانی بین خیر و شر، حلال و حرام، خدا و شیطان، پرهیزگاری و پلیدکاری، پس از همه این نزاع‌ها، شما انتخاب می‌کنید و نخستین گام را به سوی کمال برمی‌دارید.
حرکت ما، فطری و وجدانی است و کمال نیز پایان‌ناپذیر است. در این حرکت، هدف آراسته شدن به اخلاق الهی برای رسیدن به کمال مطلق و نامحدود است و راه رسیدن به آن نیز مبارزه است. این مبارزه است که به کمال، و به دنبال آن آمادگی برای برداشتن گام دوم در این مسیر می‌انجامد. ما معتقدیم که انسان این‌گونه است. انسان نه ذاتاً به شر گرایش ندارد و نه همچون تابلویی سفید هر آنچه را بر روی آن

[17]. «سپس بدی‌ها و پرهیزگاری‌هایش را به او الهام کرده.» (شمس، 8)
[18]. «و دو راه پیش پایش ننهادیم؟» (بلد، 10)
[19]. «شیطان شما را از بی‌نوایی می‌ترساند و به کارهای زشت وامی‌دارد.» (بقره، 268)