گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 43

انقلاب حضرت محمد (ص) (بخش دوم)

( بسم الله الرحمن الرح��م )
هفته گذشته درباره گام نخست تجربه بزرگ و موفقیت‌آمیزی که پیش روی ماست، یعنی دعوت اسلامی صحبت می‌کردیم. این تجربه بنیادین در این منطقه چگونه آغاز شد؟ و چگونه به تکامل رسید؟ و ما از این تجربه چه بهره‌ای می‌بریم؟
گفتیم که پیامبر(ص) هنگامی که دعوت خود را آغاز کرد، می‌توانیم بگوییم انقلابی برپا کرد که مادر همه انقلاب‌هاست و همه تحولات را در بر می‌گیرد. حتی به نظر می‌رسد که واژه انقلاب برای نشان دادن تحول بزرگی که رسول خدا در تاریخ برجا گذاشت، نارسا باشد. او همه‌چیز را در تاریخ این امت دگرگون کرد و موفق نیز شد. او چگونه آغاز کرد؟ ما نیز از او الگو بگیریم تا در انقلابمان پیروز شویم. پیامبر(ص) کار خود را با عبارت « ﴿ لا إله إلا الله » آغاز کرد و گفتیم که این عبارت از دو جزء سلبی و ایجابی تشکیل شده است: جزء سلبی آن «لا إله» است، یعنی نفیِ همه خدایان و جزء ایجابی آن «إلا الله» است، یعنی ایمان به خداوند.
مقصود از جزء سلبی چیست؟ نفی بت‌ها، یعنی نفی خدایانی که پرستیده می‌شوند. پیامبر می‌فرماید این مجسمه‌هایی که شما به عبادتشان مشغولید و این بت‌هایی که در کعبه آویخته‌اید، این تندیس‌هایی که در معبدهای گوناگون وجود دارد، هرگز شایستگی پرستش ندارند.
مقصود پیامبر از این نفی چه بود؟ انسان، گرامی‌تر و شریف‌تر و پاک‌تر از آن ��ست که در برابر این تندیس‌ها و بت‌ها سر فرو آورد، زیرا انسان وقتی در برابر جسمی سر فرو می‌آورد، آن جسم را برتر از خود تلقی کرده و خود را کمتر از آن شمرده است، خواه آن جسم طلا باشد یا نقره یا چوب یا حیوان یا هرچیز دیگری. گذشته از آن، برخی از این بت‌ها نماد اموری شرّ یا پست و ناچیز بودند. از این رو، سر فرو آوردن انسان در برابر آن‌ها بیانگر ناتوانی و کاستی و نیازمندی و ناپاکی انسان است. «لا إله» می‌گوید: این بت‌ها مردودند، زیرا تو ای انسان، شریف‌ترین و گرامی‌ترین و بزرگ‌ترین موجود در جهان هستی.
موجودات طبیعی از ستارگان و خورشید و ماه و بادها و درختان و دریاها و رودها نیز «خدا» نیستند. آن‌ها نیز مردودند، زیرا ایمان انسان به آن‌ها، انسان را کوچک می‌کند، در حالی که اسلام می‌خواهد انسان بزرگ باشد؛ می‌خواهد سرتاسر گیتی را عرصه حرکت انسان قرار دهد. پس این‌گونه خدایان نیز مردودند.
دسته سوم از خدایان، رب‌النوع‌ها هستند که مُثُل افلاطونی نامیده می‌شوند، یعنی خدایان یونان: خدای جنگ، خدای محبت، خدای صلح، خدای باروری و مانند آن.
دسته چهارم از خدایان، خدایان زمینی هستند: افراد، احزاب، خاندان‌ها، وابستگی‌ها، ثروت، شهوت، شهرت. این امور نیز خدا نیستند.
ما در جلسه گذشته معنای قرآنی «إله» را با توجه به آیه « ﴿ أَرَأَیْتَ مَنِ ��تَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ »[14] بیان کردیم و گفتیم که منظور از «إله» مقدس‌ترین امر (قدس الأقداس) برای انسان است؛ یعنی انگیزه نخست در زندگی انسان. بنابراین، انسانی که آماده است برای

[14]. «آیا آن کسی را که هوای نفس را به خدایی گرفته بود دیدی؟» (فرقان، 43)