گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
41
پرستش مردم و پرستش جایگاه و اعتبار است. همه اینها مردود است. خودپرستی نیز مردود است.
همه این نفی کردنها برای چیست؟ این انقلاب همانطور که گفتیم، نیازمند نیرو، توانایی، خط(مسیر حرکت) و هدف است. وقتی انسان خود یا جاه و مقام یا قبیلهاش را بپرستد، از هم گسسته میشود و نمیتواند بر مشکلات و سختیها چیره شود. وقتی انسان چنین پرستشی را نفی کرد و خود را به خداوند پیوند داد، جایگاه و کرامت و مقام او بالا میرود و برای او خطمشی و هدف و آرمان تعیین میشود. بنابراین، «لا إله» یعنی هیچچیز شایسته پرستش نیست و از این رو، نمیتواند نیازهای مرا برآورده کند و خاستگاه زندگی و خدمترسانی به من باشد.
وقتی همه اینها را نفی کردیم، میبینیم که انسان، بزرگ و شرافتمند و مشتاقِ «بینهایت» میشود و از حلقههای جهنمی که انسان را در برگرفته و او را از حرکت بازداشته و در مراحل گوناگون زندانی کرده است، آزاد میگردد.
منظور از الله در « ﴿ لا إله إلا ��لله ﴾ » کیست و چه تأثیری دارد؟ کلمهای گفته میشود و ما نیز به همان بسنده میکنیم و آن را به کار میبریم. ایمان به الله سبب میشود که فرد به جامعه تبدیل شود و در قالب روابط میان انسان با برادرش، انسان دیگر پدیدار شود. خدا کرامت است.
انسان حد و مرز دارد، ولی موجودی محدود نیست. او آرمان و هدف و توانایی دارد. البته، صحبت درباره خدا و تأثیر خدا بر ساختن فرد و ساختن جامعه بحث بیشتری میطلبد. ما معتقدیم تنها ایمان به خداوند است که زیربنای ایمان به ارزشهای مطلق است و تنها در اثر ارزشهاست که جامعه متفاوت میشود: جامعهای با ارزشهای مطلق و جامعهای با ارزشهای غیرمطلق. جامعه یکی از همین دوگونه است و سایر اصطلاحات یکی است: جامعه سرمایهداری، جامعه سوسیالیستی، جامعه فئودالیستی، جامعه کشاورزی، جامعه اقتصادی؛ یا در قالبی محدودتر: جامعه کارگری و صنعتی؛ اینها فرقی با یکدیگر ندارند. همه انواع جامعهها از آغاز تاریخ تاکنون.
مارکسیسم تاریخی میکوشد که مراحل تحول جوامع را چهار مرحله معرفی کند و برای هر مرحله، ویژگیهایی متفاوت با ویژگیهای مرحله دیگر ارائه دهد. این دیدگاهی است که میتوان آن را بررسی کرد. امّا ما معتقدیم جوامعی که بر ارزشهای مادی استوار است، یکگونه است و جوامعی که بر ارزشهای مطلقِ برگرفته از ایمان به خدا استوار است، گونهای دیگر. دوگونه جامعه داریم و دوگونه فرد. این بحث دیگری است.
بحثمان را جمع کنیم. پس از آنکه در درسهای گذشته درباره پیدایش جنبشمان بحث کردیم، تلاش کردیم جنبشمان را بررسی و ارزیابی کنیم و در تاریخ، تجربهای بیابیم تا از آن بهره ببریم. بدین منظور، بر موفقترین تجربه در تاریخمان یعنی اسلام تکیه کردیم. نخستین گام اسلام « ﴿ لا إله إلا الله ﴾ » بود که از دو بخش سلبی و ایجابی تشکیل شده بود. در این جلسه مفهوم «لا إله» را توضیح دادیم و درباره مفهوم «إلا الله» و میزان تأثیرگذاری این کلمه بر زندگی انسان بحث کردیم. درباره ایمان به خدا و میزان تأثیرگذاری ایمان به خدا در ساختن فرد و ساختن جامعه در جلسات آینده بحث خواهیم کرد.
در پایان، باید نکتهای را یادآوری کنم. چون ماه رمضان در پیش است و شاید جوانان مایل باشند هنگام افطار نزد فرزندان و خانوادههایشان باشند،
