امّا انسانی که به خود احترام نمیگذارد، خود را یک موجود میپندارد، یکی از پدیدههای جهان هستی و عددی در میان موجودات. مشکل جاهلیت و جامعه قبل از محمد(ص) چه بود؟ بتپرستی؟ بتپرستی یعنی چه؟ بتپرستی یعنی اینکه انسان بزرگ، خود را بسیار کوچک بشمارد، بهطوری که در برابر مار یا سنگ یا چوب یا تکهای خمیر خشکشده سر فرو آورد. اینطور نیست؟ این بنده یا عرب جاهلی چه چیزی را میپرستید؟ خدایان قریش: هبل، لات، عزی، یغوث، یعوق، ود، نسر. اینها چه بودند؟ خدایان قریش از چه بودند؟ چوب، طلا، نقره، سنگ، خمیر خشکشده، مجسمه، حیوان.
وقتی انسان این چیزها را بپرستد به چه معناست؟ یعنی او کوچکتر از این چیزهاست، زیرا در برابر آنها رکوع میکند و سر فرو میآورد. بنابراین، اسلام میخواست به انسان جاهلی که در برابر بتها تعظیم میکرد، بگوید: چرا تو ارزش خود را پایین میآوری؟ چرا اندازه خود را کوچک میکنی؟ چرا آرمان خود ��ا کوچک میکنی؟ چرا از عظمت خود میکاهی؟ چرا دیگر موجودات را برگزیدهای؟ این تندیسها چیست که شما به آن مشغول شدهاید؟
بنابراین، پرستش غیر خدا، ارزش و جایگاه و کرامت انسان را پایین میآورد. نهتنها خدایانی که قریش میپرستید، بلکه همه خدایان اینگونهاند. خورشید و ماه و ستارگان و حتی ستارگانی که صدها میلیون برابر بزرگتر از زمین هستند و کوهها و دریاها و طوفانها هیچیک سزاوار آن نیستند که انسان در برابر آنها سر فرو آورد، چراکه انسان بزرگتر از همه آنهاست. خدایان یونان، آفرودیت، خدای زیبایی، خدای جنگ، خدای صلح، خدای خشکسالی، خدای زن و دیگر خدایان، همگی، مردودند. بنابراین، در زمینه پرستش، «لا إله» یعنی نفیِ همه معبودها و در نتیجه، بالا بردن جایگاه انسان به مرتبهای که اسلام میگوید؛ یعنی اینکه نه در زیر آسمان، نه بین آسمانها، نه فراتر از آسمانها، هیچ موجود مادی نیست که سزاوار آن باشد که تو ای انسان در برابر آن سر فرو آوری، تو از همه موجودات بزرگتری.
انقلاب محمد(ص) در درجه نخست به انسان نیاز دارد. انسانی که موجودات حقیر پیرامونش را ببیند. این بیچارههایی که خود را محدود و کوچک کردهاند و هریک، جماعتی از انسانها را به خدایی گرفته و در برابر آنها رکوع میکنند، این سزاوار نیست.
گذشته از آن، این خد��یان نماد موجوداتی فاسد هستند. پرستش اینگونه خدایان به چه معناست؟ شما میدانید که برخی خدایان نماد جاودانگی هستند، برخی نماد جنگ، برخی نماد خشکسالی و هر خدایی نماد چیزی است. وقتی انسان در برابر آفرودیت سر فرو میآورد، طبیعتاً، به موجودی فاسد تبدیل خواهد شد، زیرا معبودی که میپرستد، فاسد و منحرف و گناهکار است. چگونه ممکن است انسان چنین موجودی را بپرستد؟ نمیدانم. تا زمانی که خدای من چنین موجودی باشد، من نیز باید همانند او باشم یعنی انسانی هرزه و سر به هوا.
در بُعد عبادت، نفی خدایان انسان را ارزشمند و بزرگ میکند و او را جهتدهی میکند و به او آرمان میدهد. از سوی دیگر، «لا إله» به معنای نفی اطاعت از آنهاست، یعنی اینکه هیچچیز نباید برای انسان قدسالأقداس باشد. قرآن در آیاتی دیگر مفهوم إله را مشخص میکند و میگوید: « ﴿ أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللهُ عَلَی عِلْم ﴾ .»[12] خدای
[12]. «آیا آن کس را که هوسش را چون خدای خود گرفت و خدا از روی علم گمراهش کرد، دیدهای؟» (جاثیه، 23)
