گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 38

پیشاهنگی به خویشان خود دروغ نمی‌گوید. من اگر هم دروغگو باشم، به شما دروغ نمی‌گویم، زیرا شما قوم و عشیره من هستید. ای مردم، شما همان‌گونه که به خواب می‌روید، می‌میرید و همان‌گونه که بیدار می‌شوید، برانگیخته می‌شوید و برای آنچه کرده‌اید مورد حسابرسی قرار می‌گیرید. اگر کرده‌هایتان خوب باشد، پاداش نیک می‌گیرید و اگر بد باشد، کیفر بد؛ یا به بهشت جاودانه درمی‌آیید و یا برای همیشه در جنهم افکنده می‌شوید. ای مردم، من هیچ‌کس را سراغ ندارم که برای قوم خود چیزی بهتر از آنچه من برای شما آورده‌ام، آورده باشد؛ من برای شما خیر دنیا و آخرت را آورده‌ام.
سپس، بشارت و دعوت خود را در عبارتی خلاصه کرد و گفت: «بگویید: لا إله إلا الله تا رستگار شوید.» شما می‌دانید که واکنش قریش چه بود و اکنون در صدد بحث تاریخی نیستیم. ولی در این مسئله درنگ می‌کنیم. پیامبر(ص) با انقلاب خود مردم را به سوی جامعه‌ای جدید، اندیشه‌ای جدید، فلسفه‌ای جدید و ایدئولوژی‌ای جدید فراخواند. و نخستین گام این دعوت را گفتن « ﴿ لا إله إلا الله » قرار داد. البته، منظور گفتن با زبان نبود. گفتن یعنی پایبند بودن: « ﴿ وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعَا إِلَی اللهِ وَعَمِلَ صَالِحاً ؟»[10] « ﴿ إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا .»[11] گفتن به معنای حرکت دادن زبان نیست، به معنای پایبند شدن است. بگویید: « ﴿ لا إله إلا الله » یعنی به آن پایبند شوید. این جمله و این گام، سنگ بنای تاریخ دعوت اسلامی و تاریخ به وجود آوردن موفق‌ترین تجربه در حیات امت اسلام به شمار می‌آید. بنابراین، نخستین گام « ﴿ لا إله إلا الله » است. این جمله از دو بخش تشکیل شده است: بخش سلبی و بخش ایجابی. بخش سلبی می‌گوید که خدایی نیست و بخش ایجابی می‌گوید که فقط و فقط الله خداست. بخش سلبی به معنای نفی خدایان است و بخش ایجابی به معنای دعوت به خدای یگانه.
پیامبر(ص) با نفی خدایان و دعوت به ایمان به الله چه می‌خواهد بگوید؟ آیا انقلاب محمد(ص) بر نفی خدایان و ایمان به الله استوار است؟
خواهش می‌کنم توجه کنید. مشکل شعارها و افکاری که ما از کودکی آموخته‌ایم، این است که آن‌ها را درک نکرده‌ایم. همه ما الحمد لله مسلمان هستیم، مسلمان سنتی، ولی باید اسلام را از نو بفهمیم. ما از وقتی چشم باز کردیم، کسانی را می‌دیدیم که نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند، حج می‌روند، لا إله إلا الله می‌گویند، قرآن می‌خوانند. در کودکی از این مظاهر، تنها جنبه شکلی آن را می‌فهمیدیم و یاد می‌گرفتیم. وقتی بزرگ شدیم نیز چیزی درک نکردیم. برخی که انسان‌های پاکی بودند، مؤمن ماندند و برخی دیگر ایمان خود را از دست دادند.
« ﴿ لا إله إلا الله » را باید آن‌گونه که سزاوار است، درک کنیم. میزان اثرگذاری « ﴿ لا إله إلا الله » بر انقلاب حضرت محمد(ص) چه اندازه بود؟ چرا « ﴿ لا إله إلا الله » به رستگاری می‌انجامد؟ علت آن روشن است:
پایه این انقلاب در درجه نخست انسان است؛ به دنبالِ ساختن انسانی شریف و بزرگ بود؛ انسانی که به خود احترام بگذارد؛ به سرنوشت خود بیندیشد؛ به آنچه می‌گوید احترام بگذارد؛ به آنچه می‌شنود احترام بگذارد؛ به آنچه انجام می‌دهد احترام بگذارد؛ به آنچه می‌بیند احترام بگذارد؛ به همه‌چیز احترام بگذارد.

[10]. «چه کسی را سخن نیکوتر از سخن آن که به سوی خدا دعوت می‌کند و کارهای شایسته می‌کند.» (فصلت، 33)
[11]. «هر آینه آنان که گفتند که پروردگار ما الله است و سپس پایداری ورزیدند.» (احقاف، 13)