گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 37

انقلاب حضرت محمد (ص) (بخش اول)

( بسم الله الرحمن الرحیم )
در چهار درس گذشته، به چگونگی پیدایش جنبش محرومان پرداختیم و گفتیم که این جنبش شاخصه‌های انقلابی تکامل‌یافته را در خود دارد.
برای بحث امروز مناسب دیدم که به میراثمان بازگردیم و از تجربه‌ای موفقیت‌آمیز در حیات امتمان که شاید موفق‌ترین تجربه در طول حیات امت اسلام باشد، استفاده کنیم. اگر تاریخ اسلام را از ابتدا مطالعه کنیم و چگونگی موفقیت این انقلاب را بررسی کنیم، طبیعتاً، از آن برای فعالیت کنونی‌مان بهره خواهیم گرفت.
می‌دانیم که اگر اسلام را انقلاب بنامیم، تنها اندکی از حق آن را ادا کرده‌ایم، زیرا نظام‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و نیز آداب و رسوم و اندیشه‌ها و ایدئولوژی‌هایی که اسلام ارائه کرد، اختلافی ریشه‌ای با اندیشه‌ها و نظام‌ها و اوضاع حاکم بر جامعه قبل از اسلام داشت. عربِ پیش از اسلام در چه وضعی قرار داشت و اسلام او را به سوی چه فراخواند؟ وقتی جامعه عرب پیش از اسلام را، که اسلام آن را جاهلیت می‌نامد، با جامعه‌ای مقایسه کنیم که اسلام به آن فراخواند، درمی‌یابیم که تفاوت میان آن دو بسیار است.
اساساً، اگر اسلام را انقلاب بنامیم تنها بخشی از حقیقت را بیان کرده‌ایم. اسلام فراتر از انقلاب است؛ انقلابی است در وضع اجتماعی و وضع سیاسی، بلکه انقلابی است در دل‌ها و حتی در جهان‌بینی. این امر در بسیاری از مباحث آشکار می‌شود.
این انقلاب که تلاش کرد همه شاخصه‌های زندگی را در انسان دگرگون کند، در اندک زمانی به موفقیت رسید. ما باید روش‌ها و راهکارهای این انقلاب را بررسی کنیم تا شاید اندوخته و تجربه‌ای برایمان باشد.
در واقع، من امروز می‌خواهم نخستین گام از این تجربه را بررسی کنم. نخستین گام زمانی بود که پیامبر(ص) دعوت آشکار خود را آغاز کرد. می‌دانید که دعوت به اسلام تا سه سال مخفیانه صورت می‌گرفت و در این مدت پنجاه نفر اسلام آوردند. پیامبر(ص) افرادی را برمی‌گزید و طی ارتباط‌های خصوصی آن‌ها را پرورش می‌داد. پس از آن، پیامبر مأمور شد که: « ﴿ وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِینَ‌ .»[9] از این رو، پیامبر خاندان عبدالم��لب را جمع کرد و آنان را به اسلام فراخواند و گفت نخستین کسی که اسلام بیاورد، خلیفه و جانشین او خواهد بود. در آن جلسه کسی جز علی بن ابی‌طالب ایمان نیاورد. سپس، پیامبر مأمور به دعوت عمومی شد و همان‌طور که در تاریخ خوانده‌اید، بر فراز کوه صفا در نزدیکی کعبه رفت و شعارهایی مانند «واصباحاه» سرداد که برای جمع کردن مردم به کار می‌رفت. بعد به مردم گفت: اگر به شما خبر دهم که در پشت این کوه سپاهی آهنگ شما کرده است، آیا حرف مرا باور می‌کنید؟ مردم گفتند: ما تو را راستگو و امانتدار می‌دانیم. پیامبر(ص) فرمود: دوست دارم به شما خبر دهم که جامعه شما، موجودیت شما، آینده شما همه در خطر آتش و فروپاشی و نابودی است. سپس، شروع به بشارت‌دهی کرد و گفت: ای مردم، من فرستاده خداوند به سوی شما و به سوی همه مردمان هستم. ای مردم، هیچ طلایه‌دار و

[9]. «خویشاوندان نزدیکت را بترسان.» (شعرا، 214)