نظاممندی را در پیش گرفت. آنچه برای یگانهای جبهه آزادیبخش الجزایر مهم بود، گرفتن دستور بود، بدون آنکه بداند دستوردهنده کیست تا به این ترتیب راز فرماندهی تشکیلات فاش نشود. وقتی مبارز الجزایری را شکنجه میدادند، میگفت: رسالت به او دستور داده و این کار رسالت است.
این سخن پیامبر که «دست خدا با جماعت است» (با در نظر گرفتن معنای درست «دست خدا» و مفهوم بیانتها و فراگیر آن) بیانگر اهمیت شکلگیری جماعت و گروه است. در آیه شریفه « ﴿ قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَة أَنْ تَقُومُوا لِلهِ مَثْنَی وَ فُرَادَی ﴾ .» [6] نیز برعکسِ ترتیب طبیعی، واژه «مثنی» (دوتا دوتا) که نماد کار گروهی است، قبل از کلمه «فرادی» (به تنهایی) آمد�� است. پس باید بدانیم که فقدان کار تشکیلاتی سبب پراکندگی تلاشها و از دست رفتن اثرگذاری نقشهها میشود. به این ترتیب، ضرورت فرمانپذیری نظامی و تشکیلاتی روشن میشود.
ولی آنچه شگفتآور است، بخش دیگر آیه شریفه است: « ﴿ ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّة ﴾ .»[7] زیرا اهداف اعلامشده پیامبر، آنگونه که در جنگ خندق فرمود: «من در جرقههایی که از شکستن سنگها میجهد، کاخهای کسری و قیصر را میبینم که درهم میشکند» و همچنین، اهداف اعلام نشده ایشان، سبب میشد که زبان و سخن منافقان و افرادی که ایمانشان ضعیف است، به زیان پیامبر و بر ضد نهضت محمدی باشد تا جایی که ایشان را به دیوانه بودن متهم کردند. قرآن کریم میفرماید که قیامِ راستین برای خدا، چه گروهی یعنی سازمانیافته و چه فردی یعنی همراه با خودسازی، میتواند معجزهآفرین باشد و بدینترتیب، شما خواهید دید که پیامبرتان در تعیین اهداف و چشماندازهای خود دیوانه نیست.
روشنترین آموزه قرآنی در زمینه اصل کار تشکیلاتی این آیه است: « ﴿ وَ السَّمَاءَ رَفَعَهَا وَ وَضَعَ الْمِیزَانَ *أَلاَّ تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ ﴾ .»[8] این آیه نظام هستی را نگرشی اساسی برای نظام زندگی قرار میدهد و بر وجود نظامی دقیق در جهان هستی، در آسمان و زمین تأکید میکند و ا��ن، برای آن است که انسان بکوشد که فعالیت روزانه خود را نظاممند کند و از اندازه درنگذرد. تاریخ ما و بهویژه سیره اهلبیت نیز دربردارنده نمونههایی است که وجود کار تشکیلاتی در نزد آنان را تأیید میکند. والسلام علیکم.
[6]. «بگو: شما را به یک چیز اندرز میدهم: دو دو و یک یک برای خدا قیام کنید.» (سبأ، 46)
[7]. «سپس بیندیشید تا بدانید که در یار شما دیوانگیای نیست.» (سبأ، 46)
[8]. «آسمان را برافراخت و ترازو را برنهاد، تا در ترازو تجاوز مکنید.» (رحمن، 7-8)
